به نام خداي مهربان
با سلام و دعاي خير
درك من از توكل، تفكر در انجام كار و تلاش تا حد امكان و واگذاري نتيجه كار به خداست. ولي گاهي اوقات مرز بين تلاش وتوكل را تشخيص نميدهم. به عنوان مثال:
من مدرس حق التدريس دانشگاه هستم كه براي كار بايد به دانشگاهاي مختلف مراجعه كرده وگاهي تا چند ترم هم پيگيري كنم تا با همكاري من موافقت شود با لطف بي منتهاي خداوند موفق هم بوده ام ولي در يكي از دانشگاه ها علي رغم دو سال پيگيري با كار من موافقت نشد. يك بار ديگر تصميم گرفتم مراجعه كنم، از يك طرف احتمال ميدادم اينبار با بي احترامي برخورد كنند واز يك طرف احتمال ميدادم اينبار با كارم موافقت كنند واتفاقا هر دو احتمال درست بود هم به من با بي احترامي برخورد كردند بطوريكه بعد از خروج بغض گلويم را گرفت و هم بعد از مدتي جهت همكاري تماس گرفتند.
اينجامرز تلاش خودم و توكل رابراي رفتن تشخيص نميدادم از يك طرف فكر ميكردم دو سال تلاش خود را انجام داده ام و با توجه به احتمال برخورد بد انها مراجعه نكنم و به خدا توكل كنم ازطرف ديگر احساس ميكردم چون ميتوانم يكبار ديگر درخوست خود را مطرح كنم، اگر اين كار را نكنم تلاش خود را كامل نكرده ام وتوكل اينجا معنايي ندارد.
و مواردي مشابه اين مورد گاهي اتفاق ميافتد.
يا به عنوان مثال دوم خواستگاري دارم كه به صورت پروژه اي با يك شركت همكاري دارد و جز نيزو هاي كاملا موقتي است و هر لحظه امكان بيكار شدن.ظاهرا جوان خوبي است و اهل كار واعتقادات مذهبي وفرهنگ مشابه با من(اينها اطلاعات ظاهري است وبه هيچ وجه مطمئن نيستم). اينجا بايد با توكل به خدا قبول كنم كه ان شاء الله بيكار نميشود يا چون بيكاري قابل پيش بيني است توكل اينجا مفهومي ندارد.
چكونه ميتوانم حد تصميم بر مبناي عقل وتفكرو تلاش خود را با توكل تشخيص دهم.در صورت امكان درباره اين مثال هاي خاص هم توضيح دهيد.با تشكر
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قبل از پرداختن به اصل پاسخ به دو نکته توجه کنید:
1- روزی پیامبر(ص) از جبرئیل پرسید: توکل برخدا چیست؟ جبرئیل عرض کرد: علم داشتن به این که مخلوق نه زیانی میرساند و نه سودی میبخشد و نه میدهد و نه باز میدارد. پس هر گاه بنده این گونه شد، برای احدی غیر از خدا کار نمیکند و جز خدا امید ندارد و از غیر او ترسی ندارد. در احدی غیر از خدا طمع ندارد. این توکل است.(1) مثلاً وقتی انسان علم دارد که مخلوق نه ضرری میرساند و نه سودی میبخشد، فقط بر خدا اعتماد داشته و کارش را به او واگذار کرده است.
2- توکل صحیح این است که انسان با مهیا کردن اسباب، با تمام توان به کار و کوشش بپردازد. به خداوند امیدوار باشد و دعا کند. از او بخواهد اقداماتش را به هدف و نتیجه برساند.
خداوند حکیم نظام هستی را بر پایه اسبا ب ومسببات قرار داده؛ یعنی برای پیدایش هر پدیده ای علتی خاص و برای حل هر مشکلی راهکارهای ویژه ای تعیین نموده است.
از یک سو به انسان «عقل و اندیشه »عنایت کرد تا با کمک آن و مشورت با دیگران راه حل مشکلات را بیابد. افق آینده زندگی خویش را ببیند. بر آن اساس برنامه ریزی کند و به هدف برسد، از سویی دیگر دو گونه اسباب و علل مقرر داشته است: مادی و معنوی.
هر کار خدا پسندانه از انفاقات مالی، کمک به دیگران، دعا و مناجات با خدا، نماز و زیارت اسباب معنوی هستند اما جایگزین علل مادی نمی شوند، بلکه انسان باید به کمک عقل و فکر خدادادی خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص در هر کاری اقدام نماید. همزمان از آغاز هر کار تا پایان آن به لطف و عنایت خداوند امیدوار باشد و دعا کند. از او بخواهد اقداماتش را به هدف و نتیجه برساند، چون علل مادی را نیز خدا مقرر داشته است و آن ها به اراده و خواست خدا تأثیر می گذارند. بر این اساس:
معنای توکل آن نیست که انسان دنبال اسباب کار نرود، زیرا تمامی کارها با اسباب انجام می گیرند، ولی باید بداند که اسباب مستقل نمی باشند و تنها تکیه گاه خدا می باشد. (2)
با توجه به این دو نکته می گوییم:
وظیفه انسان آن است که اسباب کار را فراهم کند و همزمان به لطف و عنایت خداوند امیدوار باشد و بر او توکل کند. چون علل مادی به اراده و خواست خدا تأثیر می گذارند.
خواهر گرامی
تعیین این که کدامیک از موارد مذکوره مصداق برای توکل هستند و یا نه، امری ناممکن است. زیرا باید این مصادیق را در سلسله امور و شرایط دیگر و بالنسبه به سایر موارد سنجید. با این همه:
به طور کلی، معیار، تلاش و کوشش انسان در کنار توکل به خدا است. یعنی تا آن جایی که انسان احتمال بدهد برای موفقیت در کار، باید اسبابی را برای موفقیت فراهم کند موظف است در آن کوتاهی نکند. مورد دنبال کار در دانشگاه از همین قبیل است.
و اما در خصوص ازدواج:
بیشتر خانواده ها به دلیل واهمه از عدم اداره کامل زندگی، ازدواج فرزندان را به تأخیر انداخته، تا پس از جمعآوری و اندوخته کردن مال و اطمینان کامل، گام پیش نهند، امّا اغلب، دغدغهها روا نیست، زیرا با حداقلها نیز میتوان آغاز کرد و حتی می توان با حداقل ها زندگی کرد. هر چند سخت است اما فراموش نکنید طبق برخی آیات و روایات، رزق و روزی، در گرو ازدواج است. قرآن می فرماید: وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه (3)فرزندانتان و غلامان و كنيزان خود را كه شايسته باشند همسر دهيد. اگر بينوا باشند خدا به كرم خود توانگرشان خواهد ساخت. رسول خدا (ص) میفرماید: «من ترک التزویج مخافه العیلة (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول: ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله (4)کسى که از بیم فقر و تنگدستى ازدواج نکند، به خداوند بدگمان شده است، خدایى که می فرماید: اگر فقیر باشند، خدا از فضل خویش آنان را بى نیاز و غنى مى سازد».
نباید وعده خداوند را که قول داده است تنگدستى را به غنا تبدیل کند و جایى براى بیم از فقر باقى نگذارد، فراموش کرد. البته در این زمینه، ایجاد روحیه توکل و اعتماد به لطف الهى، قناعت و مدارا لازم است.
پرسشگر گرامی
قبلا گفتیم انسان باید در همه موارد از جمله کسب روزی، بعد از فراهم کردن اسباب، بر خداوند توکل کند. روزی امیرالمؤمنین(ع) گروهی از مردم را دید که با برخورداری از صحّت و سلامت، کار را رها کرده و گوشة مسجد نشستهاند. فرمود: چه کسانی هستید؟ گفتند: متوکلان بر خدا هستیم. اگر چیزی پیدا کنیم،میخوریم و اگر چیزی نداشتیم، صبر میکنیم.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: متوکلان بر مردم هستید، یعنی از دسترنج دیگران ارتزاق میکنید، نه متوکّل بر خدا. (5)
بنا براین توکل صحیح به معنای کار با تمام توان است. لذا این سخن که خواستگارم از افراد پروژه ای یک شرکت است و کارش موقتی است و هر لحظه امکان بیکار شدنش وجود دارد، صحیح نیست. زیرا علاوه بر این که نه تنها ایشان که کارش موقتی است، حتی کسانی که کارشان دائمی است و استخدام نیز هستند نمی توانند ادعا کنند بیکار نمی شوند. مهم آن است ما روزی رسان را خدا بدانیم و در کنار فراهم کردن اسباب بر او توکل کنیم. در این صورت چه شاغل پروژه ای باشیم و چه استخدام دائم، اگر به وظیفه عمل کنیم، روزی ما خواهد رسید.
سخن در این مقال ناتمام است و نیاز به توضیحات بیشتر دارد که با توجه به اطاله کلام، مستدعی است برای روشن شدن نقاط ابهام و تفکیک موارد و نیز مشاوره قبل از ازدواج و ملاک های انتخاب همسر با همکاران بخش تلفنی به شماره (09640) تماس گرفته و راهنمایی بگیرید.
پی نوشت ها:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 هجرى قمری، ج68، ص 138.
2. طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن،دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه، قم، 1417 ه ق، چاپ پنجم، ج 5، ص 239.
3. نور (24) آیه 32.
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج5، ص 330.
5. محمد رضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر اسلامی، ص 523.






