سلام علیکم احتراما به استحضار می رساند که اخیرا گروهی از دانشجویان محافلی را در برخی از شهرهای خوزستان تشکیل می دهند که مباحث مرتبط با عرفان و عقاید اهل بیت در آن ها مطرح می شود.این گروه منشوری به صورت زیر برای خود آماده کرده است،آیا انحراف یا اشتباهی در متن این منشور وجود دارد؟پیوستن به چنین گروهی با این چنین عقایدی چه حکمی دارد؟
السلام علیک یا ابا عبدالله
منشور استقامتی هیئت نخبگان انصارالمهدی
از آنجا که مهمترین دستور قرآنی رسیدن به استقامت است و بزرگترین ضعف امتها از جمله امت پیامبر اعظم، نداشتن استقامت است، منشور استقامتی بعنوان سند واساسنامه ی یاوران امام عصر (عج) میتواند راه را بیش از پیش روشن سازد، لذا حفظ و عمل به آن از گامهای اساسی افراد هیئت میباشد .
1- افراد هیئت باید اهل دل، سوز و گداز درونی، عشق شدید و شوق وصال به اهل بیت، و عبادت بی هیچ عجب و ریا و منیت باشند. عدم جمع این صفات با صفاتی مانند سیاست ، بصیرت ، مدیریت ، شجاعت و قدرت روحی نقصی بزرگ است، که با وجود آن اتحاد کامل با فروع بالای وجود منبسط، مثل مالک وعمار متحقق نخواهد شد. نمونه کامل و بارز افراد جامع این صفات حضرت امام و مقام معظم رهبری میباشند.
2- استقامت از اصلیترین شرایط منشور است و باید در کوتاه ترین مدت ممکن، مانند اصحاب امام حسین(ع) بدست آید.
* اسقامت بر تحمل سختی ها وبلا ها و آزار در راه رضای وجه الله .
* قدرت روحی بالا، عدم تزلزل ، عزم راسخ در دفاع زبانی و بدنی ومالی از وجه الله .
* نبریدن در وسط راه وخستگی ناپذیری در انجام ماموریت وجهاد وتبلیغ معارف حقیقی وجه الله .
* عدم لغزش در مواقف شبهه وفتنه وشرایط طاقت فرسا .
* صلابت در گفتار و رفتار ودانش هیبت ظاهری .
* عدم غفلت درشهود وجه الله در مراتب هستی (ماده ، برزخ ، عقل ، قلب وسر) .
* بی میلی نسبت به دنیا و عدم احساس لذت کامل در هر امری؛ به دلیل غیبت حضرت ولی عصر و عدم شناخت حقیقی او از جانب امت .
* بی میلی کامل نسبت به مدح دیگران و تنفر ازدیده شدن در کنار اهلبیت و یقین به عدمیت خود وسایر اشیاء در حضور وجه الله .
* توانایی همراهی هر یک از معصومین با شرایط فتنه و سختی همان زمان ها، به صورت فرضی و تلقینی از مصادیق استقامت می باشد. افراد باید این استقامت را در مدت کوتاهی برای وجه الله تضمین کنند، به طوری که با تلقین ورجوع به نفس خویش، خود را راضی به تحمل سخت ترین شرایط در راه وجه الله ببینند و در صورت قرار گرفتن در شرایط زمان اهلبیت، واقعا بتوانند مثل مالک وعمار و اصحاب درجه یک امام حسین باشند؛ به گونه ای که هر شب را شب عاشورا فرض کنند و هر شب با شهادت طلبی و از روی رضای کامل و نه اکراه ، به امام زمان تضمین دهند، که اگر در شرایط جنگ های زمان پیامبر و امام علی و وعاشورا حاضرشوند، با بصیرت فتنه ها را شناخته و بر نفس خویش غالب می آیند و در ردیف شهدای در جه یک مورد نظر اهل بیت قرار می گیرند؛ و مثل ساحران زمان موسی ، بلال، عمار و میثم تمار و دیگر اصحاب با وفای اهلبیت حاضر به تحمل شکنجه های سخت می شوند وآنقدر قدرت روحی داشته باشند، که اگر در شرایط روز عاشورا قرار بگیرند، تیرها ونیزه ها را با صورت خویش از امام معصوم دفع میکنند، تا یا لیتنی کنت معکم از زبان آنان بصورت حقیقی خارج شود ومصداق کلام علی (ع) با شند، که فرمود : تزول الجبال ولاتزل .
* باید با درک عمیق از استقامت، بدانیم که عدم استقامت ما باعث تاخیردر ظهور است و در اینصورت ما مقصر حقیقی در طولانی شدن غیبت هستیم، همانطور که عدم ظرفیت یاران اهلبیت در تحمل اسرار آنان باعث شد، که امام علی (ع) اسرار خود را با چاه در میان بگذارد. افراد هیئت باید متوجه باشند که با به تاخیر افتادن ظهور، ما نیز باید جوابگوی ریخته شدن خون مظلومان عالم و آثار وتبعات این همه فساد که روز به روز در حال افزایش است، باشیم؛ لذا رسیدن به استقامت که باعث تکمیل حداقل عده اصحاب المهدی و تعجیل در ظهور است، نه به دلخواه و اختیار خود، بلکه یک امر ضروری است، که هر طور شده باید آن را بدست آوریم، و براستی اشخاصی چون خزیمه و زهیر و حر که در دقایقی کوتاه و پس از آن همه خیانت به استقامت رسیدند، نمونه ی واضحی از امکان رسیدن به استقامت در مدت کوتاه میباشند.
* با توجه به موارد فوق افراد نباید در بذل نفس و مال خویش در راه وجه الله شک کنند، و یا آنقدر مشغول زندگی خویش و لذائذ آن شوند، که غربت و تاخیر در ظهور وجه الله در جان آنان، باعث سوز و گداز نشود. باید به سخنان حضرت علی اکبر(ع) که فرمود: پس از شناختن حق ، دیگر مهم نیست بمیریم یا زنده باشیم، و قاسم ابن الحسن(ع) که فرمود: مرگ از عسل شیرین تر است، توجه کرد و هر شب برای ما، شب عملیات و عاشورا باشد . مبادا زیارت عاشورا را بدون عاشورایی شدن بخوانیم، در حالیکه اعلام وفاداری و ملازمت و شهادت و پیمان جانبازی و عدم تزلزل را مد نظر نداشته باشیم.
* یاران مهدی(عج) باید شیعه ی هر14معصوم باشند(چرا که اقتضاء زمانی و بصیرت لازم در زمان امامت امام علی (ع) و امام رضا(ع) یکسان نبوده است)، یعنی اگر در شرایطی مانند دوران غربت امامان معصوم قرار گیرند، بتوانند براحتی راه حق را بپیمایند، بصورتیکه در جنگ نرم و سرخ هردو موفق باشند و بتواند اعتماد امام خویش را جلب کنند.
خلاصه ی بحث استقامت اینکه هریک از افراد باید به مرز نفس مطمئنه برسد، تا مورد اطمینان امام شود و امکان لغزش و ترس و ضعف و تزلزل در مورد او وجود نداشته باشد.
3- تسلیم محض؛ که همان رضا و صبرجمیل است، بلکه تفویض امور خود از جمله فکر و عقیده و تصمیم و تدبیر و اختیار خود به وجه الله از مهم ترین ویژگیهای یاران مهدی (عج) است، بطوریکه شخص نه بصورت تعارفی و تواضع، بلکه بصورت حقیقی و از روی ضرورت و وظیفه، خود را مالک خود و اختیار خود نداند، تا احتمال هرگونه نافرمانی از وجه الله و یا تقابل و منت، منتفی شود و این مهم نیاز به معرفت نفس الامری به وجه الله دارد؛ یعنی برهانًا بفهمد، تمام هستی و کمالات او از تجلیات وجه الله است و او بدون ظهور وجه الله در حقیقت عدم است.
4- معرفت نظری بسیار بالا و نفس الامری بعنوان رکن مهم تحمل سر وجه الله و حدیث صعب مستعصب و محرم رموز او شدن است؛ که در اینصورت دیگر علی(ع) را نیازی نیست که سر حق و درد دل خود را به چاه بازگو کند.
* باید دانست، تحمل سر و معارف اهل بیت و پذیرفتن کامل سخنان آنان از روی تعصب، حاصل چندانی ندارد، بلکه این مهم باید از روی برهان و معرفت نفس الامری باشد، تا تحت هیچ شرایطی زایل نشود.
5- توجه همیشگی به وجه الله در همه ی حالات حتی در راه رفتن و خوردن و خوابیدن و مشاهده ی او در مقام فیض منبسط به دو فرع ایجادی و کمالی( البته بهمراه شهود و ملازمت وجه خاص) و حزن و غصه ی دائمی غیبت وجه خاص را خوردن، ومصداق لا شرقیة و لا غربیة بودن، جهت ذکر دائمی ایشان و همیشه و در همه چیز و همه جا، جمال و جلالش را مشاهده کردن بدون نیاز به شرایط خاصی مانند ماه محرم و رمضان و یا ذکری خاص، از ضروریات است. باید دانست شناخت وجه الله به مقام انبساطی باعث کسب مقام محضریت و عندیت، بلکه مقام شهود در عالم ماده میشود، که ملازمت همیشگی و درک احاطه و قیومیت او نسبت به اشیاء را بهمراه دارد، به گونه ای که دیدن و حس کردن حضور او از درک حضور خویش نزد خویش و حتی ادراک خود واضحتر میشود، و در اینصورت ادراک خود عین ادراک او خواهد بود و این همان ذکر خفی عملی شهودی است، که به لفظ و حالتی خاص نیاز ندارد.
6- گمنامی و نداشتن هیچ انیت و تمایل به دیده شدن بصورت مستقل، در حضور وجه الله ای که حقیقت همه اشیاء است.
* ادراک یقینی عدمیت خود و سایر اشیاء بدون ظهور وجه الله از اصول اساسی هیئت است، که در این صورت بروز هر کمالی از شخص، در حقیقت ظهور وجه الله به ظهور کمالی است در او، در اینصورت تمام وجود شخص اهل بیتی شده و مدح اهل بیت، مدح او خواهد بود و او در دایره ی اهل بیت قرار میگیرد؛ چه اینکه هیچ جهت ما سوی الله ای و نفسی و إنیّتی در کنار حقیقة الشیئـیة و الاشیاء در او باقی نمی ماند و تمام همّ و غمّ او شناختن و شناساندن اهل بیت می باشد و خود را اصلا بشمار نمی آورد. در نتیجه ی این عمل، شخص از فروعات کمالی اهل بیت شده و ملازم ایشان میشود.
* در این مقام افراد باید با اثبات وجه الله که عین اثبات عدمیت اشیاء است(کل شئ هالک إلا وجهه، کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الإکرام )، همه أشیاء را ظهور اهلبیت دیده؛ از هرچه ما سوی الله، تعلق، فساد، مدح و ریا و جاه طلبی و پست و مقام و شهرت، معرفت نداشتن به اهلبیت، دنیا طلبی، عافیت طلبی، بی بصیرتی، گناه و غفلت از شهود وجه الله، شدیدًا متنفر و متاثر باشند و سعی در نفی و مبارزه با آن کنند، و با جهاد و تبلیغ و معرفت دهی، باعث استعلای نام اهلبیت و همگانی شدن معرفت آنان شوند و حکومت جهانی وجه الله را برقرار سازند .
7- شرح صدر و نداشتن سینه ی تنگ؛ به شکلی که ظرفیت تحمل متضادات زندگی و معیشتی و سخنان طعنه آمیز دوست و خویشاوند و دشمن را داشته باشند، و بدون انفعال و حرکتی نابجا، حلیم و بردبار بوده و تصمیم صحیح را تشخیص دهند. بعبارتی دیگر در عین ناراحتی و داشتن بلا و مشکلات مالی و غیره، داشتن روحیه ی بالا و تبسم و خندیدن و بی خیالی و عدم انفعال از توهین دیگران و مانند کوه محکم بودن از خصوصیات یاران مهدی(عج) است.
8- شجاعت و بی میلی به زنده ماندن؛
* ترس از مردن یا بی اعتبار شدن با وجود بر حق بودن، ننگی بزرگ است، که ریشه نافرمانی و ذلت کوفیان و تنها ماندن علی و حسن وحسین(ع) بوده است. پس در بذل جان خویش و راحتی خویش برای وجه الله نباید هیچ شک و تردیدی داشته باشند و اصلا خود را مالک نفس خود ندانند، تا اینکه بخواهند در بذل آن شک کنند، بلکه وجود تملیکی ما کاملا در خدمت وجه الله است. واضح است که افراد شجاع مایه ی بزرگ شدن هیبت اهل بیت در چشم مخالفان، و افراد ترسو و نافرمان و محتاط، مایه ی ننگ اهل بیت هستند. شجاعت و روحیه ی شهادت طلبی و جهاد و علاقه به همراهی وجه الله در جهان دیگر، جبران کننده ی غربت علی(ع) در کوفه است.
* باید دانست ملازمت وجه الله در برزخ شدیدتر و عالیتر بوده و زندگی آنجا در سطحی بالاتر است، چرا که در آن مقام هیچ فراق و ناراحتی وجود ندارد، لذا اهل بیت مشتاق شهادت بودند، تا هرچه زودتر با اقوام و اصحاب وفادار خویش در برزخ همنشین شوند.
9- اهل درد و رنج بودن و همراهی و ترحم بر همه ی افراد دردمند جامعه، بلکه حتی حیوانات و گیاهان و غصه ی بیماران و گرفتاران و مظلومان و فقرای عالم را خوردن و کمک به آنان، از ویژگیهای یاران مهدی(عج) است.
* آیا ممکن است کسی که میخواهد یار و محرم سر امام عصر(عج) و مظهر رحمت واسعه ی فیض عام شود، با دیدن این همه انسان های آواره و گرسنه در عالم و این همه مظلوم و شهید و مادران جگر سوخته و اشک بچه های یتیم در عراق و فلسطین و یمن و لبنان و ... براحتی بخورد و بخوابد و و حداقل برایشان دعا نکند و صدقه ندهد و مگر غذا و لباس و هوای خوب، با این همه مظلوم در عالم برای او لذت آور است.
* عافیت طلبی از دلایل مهم تنها گذاشتن اهل بیت در طول دوران بوده است. زندگی ساده سیره ی اهل بیت، مورد تحمل عافیت طلبان نیست و فرد عافیت طلب نمیتواند، درد و رنج دیگران را درک کند و حاضر نیست به قیمت از دست دادن راحتی خود وخانواده خود، زیر بار همه ی سخنان امام خود رود، لذا در عمل به سخنان امام، گزینشی عمل میکند و از زیر بار سختی ها رفتن شانه خالی میکند.
10- بصیرت کامل در شناخت مسائل سیاسی روز بدون اتکا به بصیرت دیگران و اتخاذ موضع مناسب ؛
* باید دقت کرد که نداشتن بصیرت سیاسی ، اشخاصی چون حر و زهیر و خزیمه را دیر به وجه الله ملحق کرد. فرد بی بصیرت در صورت بروز فتنه، معلوم نیست که در طرف حق قرار بگیرد، لذا امام علی(ع) می فرماید : و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق . شناخت جایگاه حق و صاحبان آن در زمان حضور و غیبت امام ضروری است، تا اینکه جلوتر یا عقب تر از موضع حق حرکت نکنند و البته این امر ، کار هر کسی نیست و به درک عمیق در شناخت بزرگی و سختی تأخیر در ظهور و مظلومیت اهل بیت و سختی غربت امام عصر(عج) و غربت او در نداشتن محرم راز و محذوریت او در گفتن اسرار اصلی خود، نیازمند است.
*پرهیز از افکار سطحی و بچه گانه و درک اهمیت یاری رساندن به امام عصر(عج) و درک عمیق از لزوم وصال او در همه ی مراحل و فروع بسیار مهم است و نیازمند عقل و قلبی زیرک و بیدار است.
11- قابلیت و قدرت مدیریت جامعه و گروه و افراد تحت نظر و قدرت تصمیم گیری صحیح بدون انفعال و تحیر و دستپاچگی؛
* قدرت تسلط بر بحران و مدیریت بحران با تسلط و قدرت روحی بالا .
* قدرت هوچی گری برای وجه الله و مقابله با هوچی گری و جنگ نرم و هیاهوی مخالفین و توانایی تغییر اوضاع روانی جامعه به نفع وجه الله و مرعوب هیاهوی تبلیغات دشمن نشدن .
* داشتن زبانی رسا و خستگی ناپذیر و با صلابت، جهت خلق حماسه در سخنوری و روحیه بخشی به نیروهای خودی .
* قدرت مقاومت در مقابل وساوس منافقین و در رودربایستی نیفتادن با آنان .
* قدرت فرماندهی لشکر و مسئولیت پذیری بدون دلهرگی و احساس ضعف در توانایی خود.
باید دانست جمع صفات فوق بسیار مورد توجه اهل بیت بوده است و ایشان مرتب از اشخاص توانمندی، مانند مالک و عمار تمجید میکردند و از اشخاص بی عرضه استفاده نمیکردند . نهج البلاغه سرشار از چنین خطبه ها و نامه هایی است، که امام از بی عرضگی کوفیان با وجود داشتن روحیه ی فدایی بودن حسرت خورده و آنها را بی عرضه خطاب میکرده است .( که نمیتوان با آنها کار بزرگی انجام داد و اوضاع جامعه را سامان بخشید) چنین اشخاصی نمیتوانند بدون حضور امام، وارد عرصه شده و او را کفایت کنند، لذا امام مجبور میشود خود شخصا به میدان نبرد وارد شده و در خط مقدم قرار گیرد. (انتقاد امام از عدم کفایت کمیل و راضی نگه نداشتن امام خود در اداره امور محوله واقعا جای تامل دارد)
12- مسابقه با بزرگان صدر اسلام و معاصرین در انجام کارهای بزرگ فردی و اجتماعی و مهیا کردن شرایط ظهور بصورت عملی نه دعائی و بستن بیعت و پیمان واقعی با هم برای نزدیک کردن زمان ظهور و فدا کردن خود برای وجه الله .
* باید دانست که صرف دعا کردن برای ظهور، نوعی شانه خالی کردن از مسئولیت 313 نفر یار اصلی حضرت است. ما بجای دعا باید خود این عده را تکمیل کرده و بجای بستر سازی ، لشکر سازی کنیم و بصورت عینی و نه دعائی ظهور را نزدیک کنیم، تا نام ما بعنوان پیشگامان این مسئله ی مهم، برای همیشه ی تاریخ ثبت شود و رضایت قلب مولا را بدست آوریم و این امر را نه به دلخواه خود بلکه از سر وظیفه و تکلیف ، واجب میدانیم و برای رسیدن به این مقام، برنامه ی زندگی خود را بر همین اساس تنظیم کرده و حتی یک روز هم از کوشش و سعی در رسیدن به این آرمان غافل و سست نمی شویم.
* از آنجا که یاران ولی عصر (عج) در چنین هیئت هایی تربیت میشوند و آنها انسان هایی غیر قابل دسترسی نیستند، میتوان با خود باوری و تصمیم قوی و درک عمیق به این نتیجه رسید که ما میتوانیم این مسئولیت سنگین را قبول کرده و حتی بهتر از دیگران باشیم. پس بجای سخن گفتن از مالک، عمار ، اویس ، حارث، حجر و حبیب در صدر اسلام و شهید فضل الله ، مدرس ، نواب ، شهدای محراب، بهشتی ، مطهری ، همت ، جهان آرا ، باکری ، خرازی ، کاظمی ، صیاد ، چمران ، عماد مغنیه و سید حسن نصرالله ، خود مثل آنها یا بهتر از آنها باشیم و با آنان همانند اصحاب الحسین که با بنی هاشم مسابقه دادند، در تحمل سختی ها و تحمل اسرار اهلبیت و استقامت و تسلیم و معرفت و بصیرت و شجاعت و مدیریت مسابقه بدهیم و یادمان باشد که هرکس در دیده نشدن و صفات مذکور جلوتر باشد، بدون تعارف به اهل بیت شبیه تر و از بقیه جلوتر است.
13- آگاهی کافی از روایات و اوضاع آخر الزمان الزامی است، زیرا امکان بروز فتنه های زمان اهل بیت و زمان ما در آن وقت زیاد است، لذا جهت جلوگیری از بروز فتنه و ایجاد جو رعب، نیازمند اطلاعات کافی هستیم. از اوصاف اصحاب امام عصر(عج) است، که هر نظر مخالف و فتنه را با ایجاد رعب در نطفه خفه کرده و گردن همه را نزد امام عصر خم میکنند، زیرا آن زمان ، زمان مصالحه و مماشات و مصلحت اندیشی نیست.
14- گردهمایی سالانه جهت بررسی اوضاع و آخرین تصمیمات و تاکتیک ها و همچنین اتحاد و برادری کامل بدون اختلاف در سلیقه و عقیده لازم است، زیرا در روایت است که اصحاب المهدی گویا از یک پدر و مادر هستند.
* در پایان تذکر این نکته ی ضروری آن است، که عرفان ما جهادی و جهاد ما عرفانیست. نظر ما نظر اهل بیت است، که این اوصاف را با هم از ما خواسته اند و ما را به جمع عرفان و جهاد و سیاست و مدیریت و ... مکلف نموده اند. دقت شود که تامل و تفکر در خطبه ها و نامه های نهج البلاغه لازم است.
والحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
این مرکز، عهده دار پاسخگویی به پرسش های دینی است و در بارهء اشخاص یا گروه ها اظهار نظر نمی کند و لذا ما هیچ گونه اظهار نظری در بارهء مجموعه نامبرده و عقاید ایشان که برای ما فرستاده اید نمی نماییم؛ اما در ذیل چند نکتهء کلی را که در زمینهء سلوک عرفانی دارای اهمیت بوده و توجه به آنها ضروری است بیان می داریم:
1. مراتب عرفانی، بسیار ظریف و حساس هستند و برای هرکسی قابل وصول نیستند و بر فرض قابلیت برخی افراد برای این امور، مساله ای بسیار تدریجی است و نتیجه دادن آن ده ها سال وقت می برد و هر گونه شتاب در این امر (اگر چه ممکن است در آغاز ثمراتی داشته باشد و حالات خوشی برای انسان پیش بیاید) بسیار خطرناک بوده و پس از سال ها ممکن است انسان را با یک بحران غیر قابل کنترل و جبران مواجه کند و همهء زندگی انسان و حتی حداقل دینداری را از انسان بگیرد.
2.ورود در گروه های معنوی یا هر گروه دیگری، بسیار حساس بوده و خطر آفرین می تواند باشد؛ زیرا گروه ها، بر فرض صداقت داشتن، به طور معمول پس از مدتی تحت تاثیر عوامل نفسانی و درونی یا امور بیرونی قرار گرفته و از مدار اصلی بنیان گذاری شده خارج می شوند و لذا انواع مشکلات یا مفاسد برای آنها پیش می آید و آسیب های سنگینی به دین و دنیای افراد وارد می گردد. البته شرکت در برنامه های مساجد و مراکز رسمی که جنبهء علمی داشته باشد و عالم وارستهء شناخته شده ای بر آن نظارت داشته باشد بی مانع و بلکه مفید است اما ورود در گروه ها و مجامعی که جنبهء عملی (معنوی یا غیر معنوی )داشته و تعهد و تقید و پایبندی افراد را خصوصا به صورت مطلق خواستار باشند، امری خلاف عقل و احتیاط است.البته باز هم تاکید می گردد که مرکز درباره آن گروه خاص نظری ندارد نه در تایید و نه در رد ایشان.
3.طی نمودن مراتب عرفانی، به دو صورت ممکن است:
اول آن که با داشتن استاد راهی کامل که خود این راه را تحت اشراف استادی پیموده باشد و خطرات و مشکلات راه را بشناسد و از ضمیر و درون شاگرد با خبر باشد و با شناخت عمیقی که از اسلام و آموزه های آن دارد راه را به شاگرد نشان دهد و به منزل مقصود راهنمایی کند. یافتن چنین شخصی که مانند آیه الله قاضی(ره) یا علامهء طباطبایی (ره) کامل و جامع باشد اولا بسیار دشوار است و ثانیا باید به عنایت و خواست خداوند باشد و صرفا با تلاش و این در و آن در زدن فرد به دست نمی آید.
افرادی که به عنوان استاد خود را در معرض دیگران قرار می دهند، سه گروهند ؛ برخی از آنها افرادی شیادند که دنبال مقاصد شوم نفسانی فردی یا سیاسی می باشند و برخی افرادی هستند که ریاضت هایی به خود داده اند و قدرت های روحی مختصری پیدا کرده اند و همان را دست مایه کرده و جمعی را به دور خود جذب نموده و به این امر دلخوشند ولی معلوم نیست که در آینده چه بلایی بر سر خود و مریدان خود خواهند آورد و شیطان آنها را به چه وادی هایی بکشاند ؛ به وادی قدرت یا بدعت یا شهوت ؟!. البته در این گروه، افراد روانی بسیارند که تنهایی و ریاضت، آنها را از حالت تعادل خارج نموده است.
گروه سوم، افراد کار کردهء در معنویت و عرفان هستند که با بهره مندی از اساتیدی، برخی مدارج معنوی را طی کرده اند ولی کامل نیستند و به مراحل نهایی نرسیده اند. چنین افرادی اگرچه صادق بوده و دارای صفای خاص و حتی کراماتی ممکن است باشند، استاد راه نیستند و ممکن است تا مراحلی انسان را کمک کنند و بالا ببرند ولی در یک جایی توانایی کمک به شاگرد را نداشته باشند و او را در میان راه رها کنند و همین سبب آسیب به فرد شود.
استفادهء عمومی از چنین افراد با صفایی خوب است اما حلقهء مریدی به گردن انداختن و اذکار خاص گرفتن و مانند آن، بی احتیاطی کردن در یک مسأله بسیار مهم و خطیر بوده و مورد رضایت خداوند و اولیاء مطهر و محبوب او نیست.
اما راه دوم در مسیر عرفان و شناخت خداوند و قرب به او، همان است که امثال آیه الله بهجت (ره) و دیگر عارفان گفته اند یعنی عمل کردن به آنچه در دین (قران و احادیث) بر آن تاکید رفته مانند ظلم نکردن و بی احترامی به والدین نکردن و توجه به نماز ها در اول وقت و بیداری بین الطلوعین و مشغول عبادت بودن و نماز شب در حد توان خواندن و کار مناسب داشتن و لقمهء حلال خوردن و خوش رویی و مهربانی با خانواده و همسر و فرزند داشتن و توکل بر خدا نمودن و رضای خدا را در کارهای خود در نظر داشتن و. .. که عمل به اینها اگر درست و صادقانه باشد، خداوند بنا به وعده قطعی خود چنین فردی را رها نمی کند و نیازمندی های معنوی(علمی و عملی) او را براورده می کند و اگر در مرحله ای نیاز به استاد کامل داشته باشد، برایش فراهم می کند.
این حرکت، بی خطر بوده و تدریجا انسان را صعود می دهد و اگر بخواهیم یک نکتهء پایانی بگوییم، همان است که انسان اگر در یاد خدا باشد، همه چیزش تنظیم می شود. مگر می شود که فردی در یاد خدا باشد و کارهایش را بر اساس رضای الهی تنظیم کند و نمازش را در مسجد و با علاقه بخواند و به مدارج معنوی بالا نرسد ؟ مگر شهدای زمان جنگ، غیر این راهی و استادی داشتند ؟ موفق باشید و در مسیر شهیدان خدایی.






