سلام متاسفانه شیطان چند وقتیست خداوند را برایم کوچک جلوه میدهد ونسبت به خداوند بی تفاوت شده ام اگر میشود مقداری از قدرت وعظمت خداوند برایم بفرمایید.
چون شما میگویید نه خدا دیده میشود ونه حدی دارد ونه جایی من هم کمی مشکوک شدم که خداوند چگونه با فرشتگان صحبت میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکم درباره عظممت وچگونه دیدن وصحبت کردن خداوند برایم بفرمایید

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

با توجه به شراطی که پرسشگر محترم از خود بیان نموده، به نظر می رسد که پاسخ در چند محور و قدری هم با تفصیل باید ارایه شود:
الف_ در رابط به وضع روحی شما پرسشگر عزیز باید اشاره شود:
شهیدمطهری در مقاله تحت عنوان «جست و جو حقیقت» نکته‌های بسیار سودمندی مطرح کرده، تفصیل سخنان ایشان را در جای خود (1) مطالعه نمایید که بسیار برای شما مفید است.
بر اساس تحلیل حکیمانه شهید مطهری ایشان معتقد است که برخی افراد در دوران زندگی از نظر شک و یقین دچار بحران می‌شوند. بحران ممکن است در آغاز نوجوانی از حدود دوازده تا سی سالگی برای آن ها به وجود بیاید. (افراد طبق شرایط خاص در این باب متفاوت اند ) به هر حال بحرانی است در افکار و عقاید مذهبی انسان و رفتارهای گوناگون فردی و اجتماعی و اخلاقی. این گونه افراد در شرایط حساس قرار می گیرند. باید با آنان از راه درست برخورد شود . با آرامش و منطق به شبهات فکری آن ها جواب داده شود. آن ها نیز باید تلاش نمایند از طریق پرس و جو از کارشناسان مربوط مشکلات فکری و روحی خود را برطرف سازند.(2) اما در خصوص جلوه های قدرت وعظمت خداوند باید گفت: هر کسی ممکن است قدرت وعظمت الهی را از راه خاصی درک کند مثلا یک باغبانان از گل، سوسن، سنبل و آوازهای زیبای بلبلان در باغ عظمت و قدرت خدا را بیشتر درک می نمایند. در هر صورت روحیه افراد متفاوت است و هر کس طبق روحیه و ذوق خود از پدیده‌های هستی به عظمت خالق هستی پی می برد. در این باب این شعر شنیدنی است :
برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
جهان سراسر مظهر زیبا و جلوه‌گاه جمال، قدرت، عظمت و حکمت خداوند است و هر کس از پدیدة خاصی به اندازه درک عرفانی خود به خداشناسی نایل می‌شود. و گرنه به گفته بسطامی:
با صد هزار جلوه بیرون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم ترا
خداوند با جلوه‌های گوناگون و متعدد در جهان جلوه کرده و هر کس ممکن است محو تماشای جلوه خاص بشود. جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت، حکمت و... ، صفات جمال و جلال خداوند است. همه هستی، نشان دهنده صفات خداوند است.
از این رو هستی بخشی جهان، با تمامی نظم و زیباییش و صورتگری انسان با تمامی استعداد و توانمندیش، جلوه گر جلال و جمال خداست می توان به عظمت وقدرت الهی پی برد. در این آیه دقت کنید که فرمود: ((الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‏ في‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُور(3)آن كه هفت آسمان طبقه طبقه را بيافريد. در آفرينش خداى رحمان هيچ خلل و بى‏نظمى نمى‏بينى. پس بار ديگر نظركن، آيا در آسمان شكافى مى‏بينى؟
ب_ اما در باره تکلم خدا به طور کلی به خصوص با فرشتگان و انسان ها باید گفت:
تکلم و متکلم بودن به مفهومی که ما می شناسیم ، یکی از راه های انتقال پیام است. این هدف می تواند به شکل های مختلف تأمین شود. خداوند راه هایی غیر از آن چه در باره تکلم انسان مطرح است ، برای رساندن پیام به انجام رسانده؛ برای دست یابی به معنای جامع و دقیق متکلم بودن خدا باید به چند نکته اشاره شود:
اولاً تکلم به مفهوم ادای الفاظ که بر اثر موّج هوا در فضا پخش می‌شود و انسان آن را می‌شنود، از صفات امور جسمانی است . بر اثر خروج الفاظ از دهان و لبان آدمی و یا حیوانات و یا بر اثر اصطکاک اجرام به وجود می‌آید. خداوند از آن منزّه است. ولي قدرت دارد ايجاد صوت كند از طريق اشيا و...
دوم: تکلم خداوند همان کلام وحی آسمانی است که آدمی از طریق پیامبران، آن را می‌تواند بشنود، چون آنچه از بین لبان رسول خدا برای مردم بیان شده ،کلام خدا است. مولوی می‌گوید:
گرچه قرآن از لب پیامبر است هر کی گوید حق نگفت، او کافر است(4)
این همه آوازها از شه بود گرچه از حلقوم عبدالله بود(5)
سوم: به یک لحاظ همه عالم هستی کلام خدا و صدای حق تعالى است، چون جلوه اوست. کلام و صدا هم جلوه متکلم و صاحب صدا است.
امیر مؤمنان(ع) فرمود:
«یقول لمن أراد کونه کن فیکون لا بصوتٍ یقرع ولا بنداءٍ یُسمع وإنّما کلامه سبحانه فعل منه أنشأه؛(6)
خداوند چیزی را که می‌خواهد ایجاد کند می‌گوید: باشد، پس ایجاد می‌شود. اما این گفتن آوازی نیست که گوش‌ها را بکوبد، و یا صدایی نیست که شنیده شود، بلکه سخن خدا همان کاری است که ایجاد کرده است».
بنابر این عالم خلقت همه تکلم و کلام خدا است. ما آدمیان با این که خودمان هم جزء مخلوقات و در واقع کلام و تکلم حق تعالى هستیم، پیوسته با تکلم و کلام حق تعالى یعنی موجودات عالم سر و کار داریم و آن‌ها را می‌بینیم و از آن ها استفاده می‌کنیم، پس کلام خدا را پیوسته می‌شنویم ، ولی توجه نداریم.
بنابراین کلام خدواند را در تمام عالم می توان شنید، اما باید گوشی متناسب با این صدا داشت. صدای خدا را می توان در ترنم آب ، آواز پرندگان ، صدای ورزش باد ، یا نوازش نسیم و... شنید.
: امیرمؤمنان(ع) می‌گوید:
«رسول الله(ص) خطاب به جبرئیل فرمود: «فمن أین تأخذ الوحی؟» فقال: آخذه من إسرافیل، فقال: «ومِن أین یأخذه إسرافیل؟» قال یأخذ من ملک فوقه من الروحانیّین. قال: «فمن أین یأخذ ذلک الملک؟» قال یقذف فی قلبه قذفاً، فهذا هو وحی وهو کلام الله؛(7)
از کجا وحی را می‌گیرد؟ گفت: از اسرافیل می‌گیرم، بعد حضرت فرمود: اسرافیل از کی می‌گیرد؟ جبرئیل گفت: او از فرشته‌ای بالاتر از خود می‌گیرد، حضرت فرمود: آن فرشته از کی می‌گیرد؟ جبرئیل گفت: وحی به نحوی خاصی در قلب او القا و افاضه می‌شود. پس این وحی و کلام خداوند است.
یکی از بزرگان با الهام از برخی روایات در تبیین دریافت وحی از سوی فرشتگان سخن شنیدنی دارد و می‌گوید: در میان دو چشم اسرافیل لوحی است . هر گاه خداوند متعال اراده کرد که به وحی تکلم نماید، حقایق وحیانی بر آن لوح نقش می‌بندد. آن گاه اسرافیل آن را به مکائیل القا می‌کند . مکائیل آن را به جبرئیل القا می‌نماید. جبرئیل آن را به پیامبر القا می‌کند. (8)با توجه به این حقایق معنا جامع و دقیق برای متکلم بودن خداوند به دست آمد . خدا وند ایجاد کننده کلام است. او را متکلم می گوییم و یکی از صفات او متکلم بودن است.
مطالعه کتاب «جلوه‌های قرآنی در نگاه امام خمینی» (9) بسیار مفید و آموزنده است.
ج_ در باره دیدن خداوند باید گفت: خداوند منزّه از چنین رؤیت است. لذا در قران کریم به صراحت فرمود :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبير؛(10) چشمها او را نمى‏بينند و او بينندگان را مى‏بيند. دقيق و آگاه است.
بنابر این رؤیت حسی در باره خدا ممکن نیست ولی در باره رویت فرا حسی امیر مومنان فرمود :
«لا تدرکه العیون بمشاهدة العیان، ولکن تدرکه القلوب بحقائق الإیمان؛(11) چشم‌ها او را آشکار نبیند، لکن دل‌ها به حقیقت‌های ایمان درکش کند».
اما این که این رؤیت قلبی و ایمانی خدا برای همه انسان‌های کامل میسور است، گذشته از اطلاقی که در کلام امیر مؤمنان وجود دارد، در روایتی از امام صادق نقل شده که فرمود:
«ما رأیت شیئاً إلاّ رأیت الله قبله وبعده ومعه؛(12) یعنی هر چیزی را ندیدم مگر این که خدا را قبل از آن و بعد از آن و با آن مشاهده کردم».
در دعای عرفه امام حسین(ع) به طور مطلق دربارة رؤیت قلبی خداوندآمده است:
«عَمِیَت عینٌ لا تراک علیها رقیباً؛(13) کور است چشمی که تو را در عالم و جهان هستی نمی‌بیند».
اولاً مراد از دیدن خدا، دیدن حسی و بصری نیست، بلکه مراد دیدن با چشم دل و نور ایمان است.
دوم این نوع دیدن دارای مراتب مختلف است. عالی‌ترین مرتبة آن باری حضرات معصومین(ع) میسور است و مراتب نازلة آن ممکن است نصیب افراد صالح نیز بشود.
سوم: مراد از رؤیت حق تعالى رؤیت ذات غیب الغیوبی نیست. چون شهود ذات محال است. در آموزه‌های عرفانی آمده:
عنقا شکار کس نشود دام بازچین کان جا همیشه باد به دست است دام را(14)
پس مراد رؤیت اسمایی و مظاهر اسما و صفات الهی و آیات و نشانه‌های وجود حق تعالى است. این نوع رؤیت در مراتب پایین برای همگان به نحوی میسور خواهد بود:
؛وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليم(15) مشرق و مغرب از آن خداست. پس به هر جاى كه رو كنيد، همان جا رو به خداست.
همین نوع رؤیت که دیدن وجه الله است، نصیب عارفان راستین نیز می‌شود:
به دریا بنگرم دریات و نیم به صحرا بنگرم صحرات و نیم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت جمال از روی زیبات ونیم
پی‌نوشت‌ها:
1. مطهری، مجموعه مقالات، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1362 ش .
2. مطهری، مجموعه مقالات، ص 268 و 270.
3. ملک(67)،آیه3.
4. مولوی، مثنوی معنوی، نشرعلمی فرهنگی ،تهران، 1378 ش، دفتر 4، ص 643.
5. همان، دفتر اول، ص 88.
6. نهج البلاغه نشر موسسه امیر المونین، قم 1375 ش، خطبه 186.
7. صدوق، التوحید، نشر جامعه مدرسین، قم، 1378 ش. ص 264.
8. مفید، مصنفات شیخ مفید، نشر هزاره شیخ مفید، چاپ اول . ج 5، ص 81 و .
9. صادقی، جلوه های در نگاه امام خمینی، نشر موسسه آثار امام خمینی، 1388 ش.
10 انعام (6) آیه 103.
11. نهج البلاغه، خطبه 179.
12. فیض، علم الیقی، ننشر بیدار، قم، بی‌تا، ج 1، ص 212.
13. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، نشر دفتر فرهنگ اسلامی، دعای امام حسین(ع) در روز عرفه، ص491.
14. دیوان حافظ، نشر هرمس، تهران ، 1378 ش، ص 8.
15. بقره (2) آیه 115.