سلام من به وجود خدا اعتقاد دارم اما سوالاتی ذهن مرا درگیر کرده اند. آیا خداوند می دانست که روزی انسان و دیگر موجودات را خواهد آفرید؟ روز و زمان باید در آن دنیا با معنی باشد. طبق بعضی آیات قران کریم که آسمان ها و زمین در شش روز خلق شده اند.

خداوندکه بر همه چیز قادر است آیا می تواند مثلا صخره ی بسیار بزرگی را خلق کند که حتی خودش هم نتواند بلندش کند یا این که مثل خودش را خلق کند آن وقت خداوند همانند خواهد داشت؟
چگونه می توان توحید صفاتی را درک کرد؟ مثلا با نماز شب؟
ممنون...خسته نباشید!

1- بله به یقین خداوند از ازل می دانست که در آینده چه اعمالی را انجام خواهد داد و به تک تک جزییات خلقت آینده خود آگاهی داشت و دارد، هرچند در تعبیر "آینده خود" تسامح کرده و به خاطر ناچاری از این واژه استفاده نموده ایم؛ دلیل این امر آن است که زمان و مکان از خصوصیان موجودات مادی است و خداوند متعال که مجرد از این پیرایه هاست نمی تواند زمان و مکان داشته باشد و خداوند هیچگاه محدود در زمان و مکان نیست.
اما در عین حال اعمال خداوند در ظرف عالم ماده و در میان موجودات زمان دار می تواند زمان دار باشد و بگوییم این فعل دیروز خداوند است و این فعل امروز او یا خلقت گذشته او و خلقت آینده او و... .
2- اگر مراد از آن دنیا، عالم آخرت باشد باید گفت به نظر فلاسفه و عرفای اسلامی، عالم خلقت دارای سه مرتبه وجودی است که عبارتنداز:
-عالم مادّه، که بارزترین خصوصیّت آن حرکت و زمان به معنای خاص است.
- عالم مثال که عالمی است غیر مادّی ولی دارای شکل و رنگ و مقدار. این عالم منزّه از حرکت و تغییر و زمان است.
- عالم عقل، که منزّه از تمام آثار عالم مادّه مانند زمان و مکان و شکل و ... است. (1)
با توجه به اين مطلب، زمان به مفهومی که در دنیا تصور و تحقق دارد، در عالم آخرت وجود ندارد، زیرا زمان مقدار حرکت است و حرکت از شئون ماده می‌باشد، حال آن که عالم آخرت، عالم غیر مادی و مجرد از ماده است. موجودات آن در عین اینکه حقایق و موجودات مقداری هستند، حقایق ثابت و غیر متغیرند. در نتيجه آن عالم از زمان به آن معنا كه ما در اين دنيا مي شناسيم خالي است .
3- اما در مورد تعبیر روز در خلقت آسمان و زمین باید گفت :
مراد از این روز به حسب فعل خداوند نیست. بلکه مراد تحقق 6 روز در مقام خلقت جلوه های مادی عالم ماده هستند در واقع این زمان نسبت به مخلوق سنجیده می شود نه خالق، در نتیجه عقلا استحاله ای ندارد که فعل خداوند دارای زمان باشد بخصوص که این فعل در عالم ماده انجام بپذیرد.
ماهيت و حقيقت خلقت شش روزه آسمان و زمين بر ما چندان روشن نيست. به يقين مراد بيان زمان معين شناخته شده اي مانند روزهاي كنوني نيست. زيرا در آن مقطع نه زميني بود و نه آسمان و خورشيد و گردشي؛ پس حقيقت اين امر چيز ديگري است.
در این خصوص برخی معتقد شدند که مراد از آن 6 زمان‌ یا 6 دورة و 6 مرحلة خلقت‌،(2) می‌باشد. برخی مفسران گفته اند ممکن است این دوران های شش گانه را بر اساس نظریات علمی در خصوص شکل گیری کائنات هم تبیین نمود .(3)
4- سوال خلق مخلوقی که خداوند خود قادر بر جابجایی او نباشد و مانند آن یکی از قدیمی ترین سوالات در مورد قدرت خداوند است که قرن ها پیش مطرح شده و جواب کامل به آن نیز داده شده است ؛ براي تبيين دقيق پرسش شما و پاسخ به آن ابتدا اين سوال را مطرح مي كنيم:
آیا می شود به یک پرفسور ریاضی گفت: اگر ریاضی دان قوی هستی، طوری محاسبه کن که 2+2بشود 5 ! آيا اگر بگوید: خیر؛ من قدرت اين كار را ندارم، صحیح است به او نسبت عدم توانایی بدهیم؟!
حال با توجه به این مسئله در پاسخ سؤال از قدرت خدا در ابتدا می گوییم:
قدرت یعنى «توانایی فاعل مختار براى کارى که ممکن است از او سر بزند» پس قدرت مربوط به فاعل است. فاعل به گونه ای است که فعلى را که ممکن است انجام شود، مى‏تواند انجام بدهد و مى‏تواند انجام ندهد، اما چیزی که قدرت به آن منتسب می شود یا همان متعلق قدرت چیست؟
متعلق قدرت، کارى است که ذاتاً امکان تحقق داشته باشد و چیزى که ذاتش محال یا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمى‏شود؛ زیرا مقدور نیست.
پس این که مى‏گوییم خداوند بر هر کارى تواناست، منظور این نیست که بر چیزهایى که محال هستند نیز تواناست. زیرا آن ها کار نیستند تا قدرت به آن ها تعلق بگیرد. مثالى که ذکر کردید که خداوند صخره ای را خلق کند که نتواند بلند کند، نیز محال عقلی است؛ و چون محال است، قدرت خدا بر آن تعلق نمى‏گیرد.(4)
وقتی گفته می شود «خدا صخره ای را بیافریند که نتواند آن را حرکت دهد» معنایش آن است که خدا موجودی فراتر از قدرت خود بتواند خلق کند و حال آن که مخلوق، ( موجود فراتر از قدرت خدا) نمی تواند از خالق و قدرت او فراتر باشد و گرنه نمی تواند مخلوق باشد، زیرا اگر مخلوق است، يعني در تحت قدرت او ايجاد شده و مخلوق نمي تواند فراتر از قدرت خالقش باشد. از طرف ديگر اگر فراتر است، پس مخلوق نیست و این همان تناقض است. یعنی چیزی هم خودش باشد و هم خودش نباشد.
مثال قدرت خدا بر خلقت مثل خود نیز از همین قبیل است زیرا خداوند موجود نامحدود است و خلقت موجود نامحدود دیگر عقلا محال است، دلیل این امر آن است که اگر قرار باشد خدای دیگری داشته باشیم باید غیر از خدای اول باشد و در نتیجه خدای اول در عین خدا بودن و نامحدود بودن محدود شد چون تا مرز خدای دوم خدا بود و بعد از آن خدای دوم آغاز می شود و این یعنی خدای اول و ددوم هم نامحدود و خدا باشند و هم هر یک دیگری را محدود کرده باشد و هر کدام محدود قلمداد شوند که این تناقض است و تناقض ذاتاً محال است.
5- برای درک توحید صفاتی پیش از هر چیز مطالعه عمیق کتاب های مربوطه قابل توجه است که پیشنهاد می کنیم در این رابطه به کتاب های ذیل مراجعه نمایید ، هرچند تفکر و اخلاص در عبودیت و بندگی خداوند بعد ازآن شناخت اولیه عقلانی در رسیدن به ایمانی عمیق تر و معرفتی والاتر از خداوند بسیار موثر خواهد بود، اما کتاب های قابل استفاده در مورد صفات الهی:
1- آموزش عقاید، مصباح یزدى، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامى، بخش صفات الهی
2- آموزش کلام اسلامی ، محمد سعیدی مهر، نشر طه، بخش صفات الهی
پی‌نوشت‌ ها :
1. ر.ك. الهی قمشه‌ای، حکمت الهی، چ انتشارات اسلامي، تهران 1360، ص 298.
2. علامه طباطبایی، تفسير الميزان‏، ترجمه موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، قم‏ 1374 ش، ج 10، ص 223.
3. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، 1374 ش، ج6، ص 202 - 200.
4. محمد سعيدي مهر، آموزش کلام اسلامي، نشر طه، قم 1377ش، ج 1، ص 233- 234.