دختر بزرگوار امام حسین علیه السلام، مادرش رباب دختر امرىء القیس از زنان نامى اسلام است. نام وى آمنه یا امیمه، امینه، امامه ثبت شده است. سکینه لقب او است که از سوى مادرش رباب به او داده شده و یادآور آرامش و وقار او است. در وجه نامگذارى وى به آمنه، گفته شده که او را آمنه نامیدند تا یادآور جده اش حضرت آمنه مادر رسول خدا باشد.
هر چند از سال تولّد حضرت سکینه گزارشى در تاریخ ذکر نشده است، ولى از قراین و شواهدى مى توان به سال تولد وى پى برد و آن اینکه:
اولاً: امام حسین علیه السلام در روز عاشورا وى را سیّدة النسوان خواند، این مى رساند که سکینه در سال (61هـ. ق.) یک بانو و در سن بلوغ بوده است.
دوم: گفته اند که در هنگام واقعه کربلا، در عقد پسر عموى خود، عبدالله بن حسن بود.
سوم: او در سال (117هـ. ق.) در 70 سالگى از دنیا رفته، از این رو، وى متولد سال (47هـ. ق.) مى باشد.
سکینه در دورانى پا به عرصه وجود نهاد که خاندان وحى در غربت و انزوا به سر مى بردند. شهادت امام على علیه السلام و سپس در سال (50هـ. ق.)شهادت امام مجتبى علیه السلام غم عظیمى را بر آل على به وجود آورده بود. از این رو، وجود سکینه خردسال مایه شادى و گرمى خانه بود. امام حسین علیه السلام سخت به او علاقمند بوده است.
سکینه دوران کودکى و نیز نوجوانى را در کنار پدرش سپرى کرد. در این دوران درس عفت و پاکدامنى، احکام دینى و سایر آموزه هاى اسلامى را آموخت. راه عبادت و معنویت را در پیش گرفت.
ویژگى ها
مورخان و نسب شنان اسلامى نوشته اند، سکینه علیها السلام از پرده نشینان خاندان رسالت و از زنان نامى اسلامى است که داراى اخلاق فاضله، صفات حمیده، علم و دانش، جود و کرم و بخشش، و بانویى جلیل القدر و والا مقام و پاک بوده است. از نظر ویژگى هاى جسمانى و ظاهرى از زیباترین زنان عصر خود به شمار مى آمد. به زینت عفت و پاکدامنى و سلامت نفس، متصف، و صفات جمال و جلال انسانى را در خود جمع داشت.(1) در زیر به چند نمونه از ویژگى هاى این بانوى بزرگ اشاره مى نماییم:
1. حاضرجوابى
حضرت سکینه شوخ طبع و ملیح و حاضر جواب بود. از وى پرسیدند: تو بسیار شوخى و مزاح مى نمایى ولى خواهرت فاطمه شوخى نمى کند. وى بى درنگ جواب گفت:
«چون او را همنام جده مان فاطمه زهرا علیها السلام و مرا به اسم جده دیگرمان آمنه بنت وهب مادر رسول خدا نام گذارى نموده اند.»
دکتر بنت الشاطىء مى نویسد: این جواب وى اشاره به این نکته ظریف است که چون فاطمه زهراعلیها السلام پس از رحلت پدرش رسول الله، زیاد گریست ـ و به وى ستم فراوان روا گشت ـ وى هیچ گاه خندان نبوده و شوخى نمى کرده است. مهم تر از آن، اینکه فاطمه زهرا علیها السلام بانوى معصوم و پاکى است که ساحت مقدس وى از رفتارى که انسان هاى معمولى انجام مى دهند، منزّه است.
علاّمه سید محسن امین نقل مى کند که حضرت سکینه در مجلس ختمى حضور یافت. در آن مجلس دخترى از عثمان بن عفان نیز حضور داشت. دختر عثمان جهت فخر فروشى گفت: «من دختر شهیدم!» سکینه چیزى نگفت. در همان میان، صداى مؤذن به گوش رسید که گفت: «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ»، سکینه لب به سخن گشود و فرمود:
«این نام که برده مى شود، پدر من است یا پدر تو؟»
دختر عثمان که جواب دندان شکن سکینه را دریافته بود گفت: «هیچ گاه دیگر بر شما فخر نخواهم فروخت.»(2)
2. راوى حدیث
نقل حدیث از پیامبر یا امامان معصوم علیهم السلام، ویژگى مهم شخصیتى براى راوى حدیث به شمار مى آید; چرا که دیدار معصوم و شنیدن سخن وى فضیلت بزرگى است که ارزانى راوى مى گردد. با اینکه حضرت سکینه به دیدار چند معصوم نایل آمده و از فیض وجودى امام حسین، امام سجاد و امام محمد باقرعلیهم السلام بهره مند گشت، ولى احادیث اندکى از وى به یادگار مانده است.
از جمله روایات به یادگار مانده از حضرت سکینه، حدیثى است در فضایل شیعه که محمدبن جعفر قمى در کتاب «مسلسلات» آن را چنین آورده است:
«فاطمه دختر امام على بن موسى الرضاعلیهما السلام از فاطمه و زینب و امّ کلثوم دختران موسى بن جعفرعلیهما السلام از فاطمه دختر امام صادق علیه السلام از فاطمه دختر امام محمد باقر علیه السلام از فاطمه دختر امام سجاد علیه السلام از فاطمه و سکینه دختران امام حسین علیه السلام از امّ کلثوم دختر امیرمؤمنان علیه السلام روایت کرده است که رسول خداصلى الله علیه و آله فرمودند:
چون به آسمان رفتم و وارد بهشت شدم، در مقابل خود قصرى دیدم که بر آن نوشته شده بود: لا إلهَ إلاَّ الله و مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله وَ عَلِىّ وَلِىّ الله. نیز این جمله به چشم مى خورد: خوشا به حال شیعیان على...»
در ادامه این حدیث، بخشى از ماجراى معراج بیان شده است.
3. مدافع ولایت
حضرت سیکنه پس از حادثه کربلا و در عصر امامت برادرش، امام على بن الحسین علیهما السلام نیز از مدافعان امامت و ولایت بود. بارها براى تقویت بنیه مالى امامت، اموالى را تقدیم امام سجادعلیه السلام مى کرد. نیز هنگامى که شنید ابن مطیر، خالدبن عبدالملک، حاکم مدینه در روزهاى جمعه به هنگام خطبه هاى جمعه بر فراز منبر، امیرالمؤمنین على علیه السلام را سبّ مى کند، به همراه کنیزان خود به مسجد مى آمد. مقابل ابن مطیر موضع مى گرفت. هرگاه آن خطیب، حضرت را سب و دشنام مى داد، حضرت سکینه به همراه کنیزان و همراهان خود، ابن مطیر را سب و لعن مى کردند و جواب وى را مى دادند. حاکم مدینه در مقابل شجاعت فرزند على علیه السلام ناتوان گشته بود. به جهت موقعیت و پایگاه اجتماعى او، قدرت رویا رویى با وى را نداشت، دستور مى داد تا کنیزان حضرت را بزنند!
4. فنا در بحر عظمت الهى
از دیگر مشخصه هاى روحى حضرت سکینه، عبادت و معنویت بود که از وى چهره اى ممتاز ساخت. او جز به خدا نمى اندیشید; چنان که روایت شده است که حسن بن مثنى فرزند امام مجتبی علیه السلام براى خواستگارى دختر عمویش، خدمت حضرت حسین بن على علیهما السلام رسید. امام فرمود: هر یک از دخترانم فاطمه و سکینه را خواستى انتخاب کن، حسن از شرم سرش را به زیر انداخت و چیزى نگفت. امام حسین علیه السلام فرمود:
«أَخْتارُ لَکَ فاطِمَةَ فَهِیَ أَکْثرها شَبَهاً بِأُمّیّ فاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللهصلى الله علیه وآله. .... وَ أَمّا سُکَیْنَةُ فَغالَبَتْ عَلَیْها الاسْتِغْراق مَعَ اللهِ تَعالى، فَلا تَصْلَحُ لِرَجُل؛
فاطمه را برایت بر مى گزینم که بیش از خواهرش به مادرم فاطمه دختر رسول خدا صلى الله علیه وآله شبیه است. در دیندارى چنان است که شب را سراسر به عبادت مى پردازد. روز را به روزه و در جمال انسانى حورالعین را مانند است. اما سکینه غالب بر او چنان است که با تمام وجود به آستان کبریایى حق تعالى پر کشیده و سزاوار ازدواج با کسى نمى باشد.»(3)
5. محبوب امام معصوم
علاقمندى و محبوبیت امام معصوم علیه السلام نسبت به اشخاص، تنها در راه خدا است و به جهت ویژگى هاى معنوى او است.
حضرت به دخترش حضرت سکینه بسیار علاقه مند بود و درباره او و مادرش فرمود:
لعمرک إنَّنی لأحبّ داراً تکون بها سکینة و الرباب
أحبّهما و أبذل جلّ مالی و لیس لعاتب عندی عتاب
همچنین در روز عاشورا هنگامى که دید سکینه در فراق او مى گرید، وى را آرام ساخت و فرمود:
سیطول بعدی یا سکینة فاعلمی منک البکاء إذا الحمام دهانی
لا تحرقی قلبی بدمعک حسرة ما دام منّی الروح فی جثمانی
و إذا قتلت فأنت أولى بالذی تأتینه یا خیرة النسوان
ازدواج سکینه با عبدالله بن حسن
امام حسین علیه السلام وقتى رشد، بلوغ و نبوغ دخترش سکینه را دید، وى را به عقد برادر زاده اش عبدالله اکبر فرزند امام حسن مجتبى علیه السلام درآورد. از محدثان و محقّقان شیعى، جمعى به این پیوند تصریح نموده اند. از قدماى علماى شیعه محدث شهیر قاضى نعمان بن محمد بن منصور، صاحب کتاب «الدعائم» به این ازدواج اشاره کرده و نوشته است: حسین بن على علیهما السلام دخترش سکینه را به عقد عبدالله بن حسن درآورد. عبدالله در روز عاشورا به شهادت رسید. این در حالى بود که وى هنوز با همسرش همبستر نشده بود0 و سکینه از وى باردار نشد.
این سخن قاضى نعمان مى رساند که آن دو زوج، آن روزها، دوره نامزدى خود را سپرى مى کردند. البته نباید حاشا کرد; چرا که این سنت میان اعراب آن عصر مرسوم بوده است; چنان که میان عقد رسول خدا با عایشه، تا مراسم عروسى و کابین بستن، سال ها فاصله بوده است.
پس از قاضى نعمان، علاّمه امین الاسلام طبرسى در اعلام الورى، همانند روایت قاضى نعمان را آورده است.
از محقّقان معاصر نیز استاد محمد على دخیل، به ازدواج سکینه با عبدالله بن حسن تصریح کرده، مى نویسد:
«او پس از شهادت عبدالله با هیچ کس پیمان زناشویى نبست و این عقیده شیعه در این زمینه است.»
افسانه ازدواج هاى گوناگون
همان گونه که آورده ایم، مورّخان و دانشمندان علم رجال شیعى بر این باورند که حضرت سکینه تنها با پسر عمویش عبدالله بن حسن ازدواج کرد. پس از شهادت وى در کربلا تا آخر عمر همسرى برنگزید. با این حال برخى از مورّخان و محدّثان اهل سنت مى گویند که سکینه پس از شهادت عبدالله بن حسن، همسران زیادى را برگزید.
رک :ره توشه عتبات عالیات، رفیعی پور سیدعباس، ناشر مشعر
پی نوشت:
1. أعیان الشیعة، السید محسن الأمین، ج3، ص 492، دار التعارف للمطبوعات - بیروت.
2. وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان، ابن خلکان، ج 2، ص 394، دار الثقافة؛ اعیان الشیعه، عاملى، ج3، ص492.
3. الإرشاد، الشیخ المفید، ج 2، ص 25، 1414 - 1993 م، دار المفید للطباعة و النشر و التوزیع - بیروت.






