با سلام
اهل بیت پیامبر اکرم ص چه کسانی هستند ؟ آیا غیر از حضرت علی و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین و خواهران و برادرانشان کسان دیگری هم می توانند باشند ؟ اگر امامان دیگرهم جزء اهل بیت هستند پس تمامی امامزادگان نیز بایستی جزء خانواده و اهل بیت رسول الله ص باشند زیرا از بین تعدادی خواهر و برادر نمی توان گفت فقط یکی از برادر ها جزء اهل بیت یا خانواده می باشد ولی مابقی خواهر و برادر ها جزء اهل بیت و خانواده نیستند ،ضمنا" اگر همه ی آنها جزء اهل بیت محسوب شوند پس تا روز قیامت اصولا" هر چه سید و سادات هم داریم بایستی جزء اهل بیت محسوب شوند ، و طبق فرموده خداوند در قرآن کریم همگی آنها معصوم اند .
ضمنا " غیر از مباهله اثبات و دلیل قرآنی دیگری (نه روایی) مبنی بر اینکه دیگر همسران پیامبر جزء اهل بیت نیستند وجود دارد ؟
سوال دیگرم اینست که آیا عترت با اهل بیت به یک معناست ؟
و سوال دیگر اینکه حضرت ابوالفضل العباس س از اهل بیت نیستند ؟ و آیا ایشان از عصمت برخوردار نیستند ؟
ضمنا " چه کسی لقب باب الحوائج به ایشان داده است ؟ دلیل و سندش چیست ؟
از راهنماییتان بسیار ممنون و سپاسگزارم

پاسخ در چند محور بیان می شود:
الف_ در ابتدا باید اشاره شود که هرچند اهل بیت به لحاظ معنای لغوی و کار برد عرفی معانی مختلف و متعددی می تواند داشته باشد و شامل زن وهمه اهل خانه و نسل و ذریه انسان بشود. اما بر اساس منابع دینی رسول خدا(ص) تعبیر اهلبیت را بخصوص در تبیین آیه تطهیر که یکی از دلایل قرانی عصمت اهلبیت است در یک اصطلاح خاص بکار گرفته و این مفهوم را فقط برای حضرت علی، فاطمه، حسن ، حسین و نه فرزند از نسل حسین که آخرینشان مهدی(عج) است، قرار داده اند.
بنابراین اهل بیت نبی اصطلاح خاص نبوی گردید که فقط شامل افراد خاصی گشته و سایر اشخاص را در بر نمی گیرد. مثل کلمه صلاة که معنی لغوی آن گسترده و شامل هر دعائی است اما رسول خدا آن را اصطلاحی خاص برای عبادتی مخصوص قرار داد.
دلیل بر کاربرد این اصطلاح خاص نبوی، حدیث کساء است. ام سلمه روایت کرده که رسول خدا(ص) به فاطمه(س) گفت: « همسر و دو پسرت را بیاور » . فاطمه آنان را حاضر کرد. رسول خدا یک عبای فدکی روی آنها انداخت ، دستش را بر آن جماعت نهاد و گفت: «‌ خداوندا این گروه، آل محمدند پس درود و رحمت خود را بر محمد و آل محمد فرست که تو حمید و مجیدی »‌. ام سلمه گفت: عبا را بلند کردم تا من هم به آنان بپیوندم، اما رسول خدا به من اجازه ورود نداد و گفت « تو به خیر هستی ولی جزء آل نیستی». (1)
ب_ بی تردید منظور از اهل بیت در آیه ی تطهیر (2) پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) می باشند. ولی در تفسیر این اهل بیت(ع) در روایات نام بقیه ی امامان یعنی از امام علی بن الحسین(امام سجاد) تا امام زمان (عج) نیز آمده و این تعبیر بر آنان نیزاطلاق شده است. در روایات زیادی از پیامبر اکرم (ص) آمده است، منظور از اهل بیت در این آیه ، دوازده امام معصوم (ع) باشند است .(3)
ج_ اما این که چرا غیر از ائمه ع سایر ذریه پیامبر جزء اهلبیت نیستند ؟ چون دلیلی بر اثبات این مسله در دست نیست از این رو نمی توان آنها را جزء اهلبیت به مفهوم خاص کلامی تلقی نمود .
د_گرچه در قرآن به صراحت در این که همسران پیامبر جزء اهلبیت نیستند سخن گفته نشده، ولی از سیاق آیه تطهیر و روایات شان نزول آن و همچنین آیه مباهله به آسانی بدست می آید که هرگز همسران پیامبر را نمی توان جزء اهلبیت محسوب نمود؛ تفصیل بحث در منابع ذیل جویا شوید. (4)
ه_ حضرت ابوالفضل جزء اهلبیت به معنای که بیان شد نیست. ولی درباره عصمت ایشان باید گفت: گرچه نصاب تام عصمت، یعنی عصمت مطلق اختصاص به چهارده نفر دارد، ولی ممکن است مراتب نازل از عصمت نصیب سایر افراد نیز بشود؛ زیرا گوهر اصلی انسان که نفس ناطقه‌ او است، به گونه ای آفریده شده که اگر بخواهد، با تأمین برخی شرایط می تواند به قله بلند عصمت برسد؛ زیرا نفس انسان با حرکت جوهری و تکامل معنوی، از قوه به فعلیت رسیده و می تواند از آفت‌های سهو، نیسان، غفلت، جهالت و هر گونه ناپاکی مصون باشد؛ چون محدوده نفوذ شیطان، محصور به مراحل وهم و خیال است که وابسته به طبیعت انسان است؛ اما مراتب عقل و قلب کاملاً از قلمرو و نفوذ شیطان مصون است.
سهو، نسیان، غفلت و جهل و هر ناپاکی دیگر، در آن ساحت قدسی راه نمی‌یابد. بنابراین، چون شئون هستی انسان محدود به مراتب طبیعی، خیالی وهمی نیست، اگر کسی به مرتبه عقل خالص و قلب سلیم راه یافت، می تواند از گزند لغزش های علمی و عملی مصون بماند. (5)
بنابراین، خداوند هیچ کس را از رسیدن به مقام عصمت محروم نکرده است. از این رو، عصمت منحصر به پیغمبران و امامان معصوم (ع) نیست؛ (6)
از طرف دیگر، عصمت مراتب متعدد دارد. مراتب پایین تر عصمت که عصمت از گناه باشد، برای دیگران نیز دست یافتنی است. (7) بنابراین، ممکن است که حضرت عباس (ع) به برخی از مراتب عصمت را داشته باشد؛ اما در باره لقب باب الحوایج حضرت اباالفضل(ع) باید گفت: دليل خاصي وارد نشده است كه آن حضرت ملقب به باب الحوائج باشد و لی عباس(ع) در اثر فداكاري هايی كه در راه اسلام داشته، به خدا تقرب جسته است و هرگاه كه رو به سوي خدا داشته و براي گرفتاران شيعيان آل محمد(ص) و يا غير از آن، طلب شفاعت كرده در پيشگاه خداوند مقبول واقع شده و از آن پس به باب الحوائج معروف گرديده است.
پس ما دليل خاصي بر اينكه لقب اين دو بزرگوار باب الحوائج باشد بدست نداریم و اين لقبي است كه ارادتمندان به ايشان داده اند.
پی نوشت ها:
1. احمد حنبل، مسند، نشر دار الفکر، بیروت، بی تا، ج 6، ص323.
2. احزاب، (33) آیه 33
3. مجلسی، بحارالأنوار، نشر دار الحیا التراث العربی بیروت ، 1403 ق، ج 36،ص 336، ح199.
4. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374، ج‏17، ص 294، و نیز: علامه طبا طبایی، تفسیر المیزان، نشر جامعه مدرسین قم ج16 ،ص 466.5.
5. جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآننشر مرکز اسرا ،قم،1381 ش. ، ص 201.
6. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، نشر مرکز اسرا، قم، 1378ش. ج 9، ص 20-22.
7. سبحاني، جعفر، الالهيات، قم، ‌نشر موسسه امام صادق(ع)، 1423 هـ . ق، ج 3، ص 203- 205.