مجتبی حسینی هستم محصل فلسفه و جامعه شناسی از افغانستان میخواهم بدانم که ایا پیامبران الهی از قبل تعیین شده بودند یا نه در ادوار مختلف نسبت به لیاقتهای شان مورد لطف الهی شده و پیامبر تعیین شده
خواهان جواب خود هستم لطفا
در ابتدا باید اشاره شود که گرچه بعضى از فلاسفه، تعلق علم خدا بر جزئيات را انكار كرده اند و گفته اند جزئيات و حوادث زمانى دائماً در حال تغيير است و اگر متعلق علم خدا باشد، علم خدا نيز همواره در معرض تغيير و تبديل قرار مى گيرد و ذات او محل حوادث مى شود و آن محال است.
ولی بسيارى از فلاسفه و همه متكلمان و دانشمندان اسلامى همين عقيده را دارند و مى گويند علم خدا بر جزئيات هم تعلق مى گيرد و دليل آن اين است كه آنچه اقتضاى علم مى كند، ذات خداست و نسبت ذات او به كليات و جزئيات يكسان است و بنابراين به هر دو تعلق مى گيرد. گستردگى علم خدا آنچنان است كه او حتى به جزئيات و حوادث كوچك هم علم دارد (1)چه اینکه در روایات نیز بر این نکته تاکیده شده مثلا منصور بن حازم مى گويد از امام صادق (ع) پرسيدم: آيا آنچه شده است و آنچه تا روز قيامت خواهد شد در علم خدا نبود؟ فرمود: بلى قبل ان يخلق السموات و الارض.(2) آرى پيش از آنكه آسمانها و زمين را بيافريند.
عن على بن موسى الرضا (ع)قال: ... فلم يزل الله عزّوجلّ علمه سابقاً للاشياء قديما قبل ان يخلقها فتبارك ربنا تعالى علوا كبيرا خلق الاشياء و علمه سابق لها كماشاء...(3)
امام رضا (ع) فرمود: پس علم خداوند سابق بر اشياء و قديم بوده پيش از آنكه آنها را بيافريند پس مبارك است پروردگار ما و او در مرتبه اى بسيار بالاست. او اشياء را خلق كرد و علم او آنچنان كه خود خواسته است سابق بر اشياء است.
با توجه به مطلب یاد شده باید گفت: اگر مراد شما از تعیین پیشین این است که قبل از خلقت وآمدن در دنیا، در علم پیشین الهی فلان پیامبر به عنوان فرستاده خدا در علم حق تعالی مشخص و معیین بوده؟ باید گفت کاملا چنین است، زیرا همه افراد با تمام خصوصیات ومسئولیت ها شان در دنیا قبلا در علم الهی مشخص و معلوم بوده اند. از این رو انبیا(ع) قبل از بدنیا آمدن در علم پیشین خدا به عنوان نبی مشخص بوده که در فلان زمان ومکان چنین فردی به عنوان فرستاده خدا عمل می کند.
نکته دیگر این که باید توجه داشت که نبوت پدیده ای موهبتی است واین طور نیست که کسی از طریق کسب لیاقت به این مقام بار یابد لذا خداوند فرمود:
«اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ؛(4) خدا بهتر میداند رسالتش را کجا قرار دهد». چه این که گفته شده :
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود .
با توجه به این نکته باید گفت: خداوند در ازل میداند که چه کسی شایسته چه مقامی است. از این رو او را از آغاز برای احراز آن مقام میپروراند و شکوفاتر می سازد.
نه تنها رسالت بلکه همه امور چنین است که شایستگی افراد را (که با اختیار خود ایجاد می کنند) خدا از قبل میداند و بر اساس آن به آن ها مقام و توفیق و فیض و عنایت می کند.
از این رو مقام نبوت و رسالت موهبتی است، نه کسبی. فیض است که خداوند به کسانی از بندگان خود داده که خود بهتر میداند به کی عطا میکند. (5)
پیامبر يا امام شدن مانند رسیدن به هر مسئولیت و جایگاه دیگری، نیازمند اقتضائات و پیش شرط های زمانی و مکانی و روحی و جسمی است که هر فردی از آن ها برخوردار نیست؛ همه این مزایا معلول علت های مختلف و خاص خودند.
واز آن جا که بر اساس حکمت بالغه الهی بشر در طول تاريخ و در فواصل معين و در مكان هاي خاصي، نيازمند ظهور افرادي بزرگ و لايق براي انتقال معارف و هدايت هاي الهي به توده جامعه بوده؛ در اين موقعيت ها، هر فردي كه داراي شرايط لازم و لياقت هاي خاص و در موقعيت مناسب خود بر اساس ساختار علي و معلولي خود متولد مي شد، به اين مقام مي رسيد.
در واقع خدا برای رسانیدن پیام خویش و حفظ و نگهداري آن، پیامبران و امامانی را از بین مردم برگزیده است. در هر زمان شخص برگزیده، دارای بالاترین فضائل اخلاقی است. بین مردم زمان خویش شایستهترین انسان برای رساندن پیام الهی و به دست گرفتن این مسئولیت بزرگ محسوب مي شده؛ هرچند در اقتضائات بشري تفاوتي با ديگر افراد نداشته است .
پینوشت ها:
1. الهی قمشه ی، حکمت الهی، ج 1، ص 262 انتشارات اسلامی، قم 1363 ش .
2. صدوق، توحيد صدوق،نشر جامعه مدرسین قم، بی تا، ص 135.
3. همان، ص 137.
4. انعام (6) آیه 124.
5. علامه سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام، دار الکتب الاسلامیه تهران، 1348 ش، ص80.






