منظور از گشايش سينه (كه در سوره انشراح آمده است) معناي كنايي آن است و آن توسعه دادن به روح و فكر و سعه صدر پيامبر است.
سعه و توسعه صدر مي تواند داراي مفهوم وسيعي باشد، كه هم وسعت علمي پيامبر را از طريق وحي و رسالت شامل گردد و هم بسط و گسترش تحمل و استقامت او در برابر لجاجت ها و كارشكني هاي دشمنان و مخالفان.
هنگامي كه موسي بن عمران مأموريت دعوت فرعون طغيانگر را پيدا مي‌كند، بلافاصله از خدا مي‌خواهد: "رب اشرح لي صدري و يسّر لي امري؛ خداوندا سينه‌ام را گشاده ساز و كار را بر من آسان كن".
شرح و سعه صدر نقطه مقابل ضيق صدر است. در قرآن آمده است: "و لقد نعلم انك يضيق مدرك بما يقولون؛ مي‌دانيم كه سينه تو به خاطر گفت و گوهاي مغرضانه آن‌ها تنگ مي‌شود".(1)
باید توجه داشت، که اصولاً هيچ رهبر بزرگي نمي‌تواند، بدون شرح صدر به مبارزه با مشكلات رود. آن كس كه رسالتش از همه بزرگتر است، شرح صدر او بايد از همه بيشتر باشد و طوفان‌ها، آرامش اقيانوس روح او را بر هم نزند، و نيز مشكلات او را به زانو در نياورد و از كارشكني‌هاي دشمنان نوميد نشود و سئوالات از مسائل پيچيده و اشكالات علمي و فكري او را در تنگنا قرار ندهد و اين عظيم ترين هديه الهي به رسول الله بود.
پيامبر اسلام مي‌فرمايد: "من تقاضايي از پروردگارم كردم، اما دوست داشتم، اين تقاضا را نمي‌كردم، عرض كردم: خداوندا! پيامبران پيش از من، بعضي جريان باد در اختيارشان قرار دادي، برخي مردگان را زنده مي‌كردند، خداوند به من فرمود: آيا تو يتيم نبودي و پناهت دادم، گفتم: آري، ‌فرمود: آيا گمشده‌اي نبودي و هدايتت كردم، عرض كردم: آري، اي پروردگار، فرمود: آيا سينه تو را گشاده و پشتت را سبكبار نكردم، عرض كردم: آري، اي پروردگار،(2)
اين حديث نشان مي‌دهد كه نعمت شرح صدر، برترين چيزهايي است كه انبيا داشته‌اند.
برخي نيز گفته‌اند منظور از شرح صدر، حادثه‌اي است، كه در طفوليت يا جواني پيامبر واقع شد، كه فرشتگان آسمان آمدند و سينه او را شكافتند و قلبش را بيرون آورده، شستشو دادند و آن را از دانش و رأفت و رحمت پر كردند.(3)
بديهي است كه منظور از اين حديث، قلب جسماني نيست، بلكه كنايه و اشاره‌اي به امدادهاي الهي از نظر روحي و تقويت عزم و اراده پيغمبر و پاك سازي او از هر گونه كاستي‌هاي اخلاقي و وسوسه‌هاي شيطاني است.
برخی از سیره نویسان با تفصیل فراوان این جریان را نقل می کنند، که یقیناً اگر غیر از تفسیر فوق برای آن قائل شویم و بخواهیم آن را به شتشو و پاکی ظاهری معنا کنیم، به خطا رفته ایم.
دليلی نداريم، كه آيه سوره انشراح فقط در مورد اين ماجرا باشد، بلكه مفهومي گسترده و وسيع دارد، كه اين داستان بر فرض صحت آن، ممكن است مصداقي از شرح صدر محسوب شود.
به خاطر شرح و سعه صدر بود، كه پيامبر اسلام به عالي‌ترين وجهي مشكلات رسالت را پشت سر گذاشت و وظايف خود را در اين طريق به خوبي انجام داد.
پی نوشت ها:
1. حجر (15) آيه 97.
2. طبرسی، مجمع البيان، تهران، ناصر خسرو، چ سوم، 1372ش، ج10، ص 770.
3. سیوطی، تفسير درالمنثور، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، 1404ق، ج6، ص 363. (طبق نقل تفسير الميزان، ج20، ص 452؛ تفسير فخر رازي، ج32، ص 2.