چرا خداوند انسان راافرید.که بره بهشت یاجهنم اخرش که چی یا به خدابرسه که چی بشه.
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
سوال از هدف خلقت خداوند در عین قدمتی که به اندازه تفکر بشر دارد و در عین تکرار و تداوم این پرسش و ارائه پاسخ های دقیق و عمیق ، از مهم ترین موضوعات و بنیادی ترین مسائل عالم هستی است که نباید گمان داشت رسیدن به نهایت و عمق آن می تواند در توان هر انسانی باشد و عدم درگ عمیق و کامل این موضوع مهم ضرورتا همه جهان بینی و ساختار فکری ما را از بین نمی برد .
در هر حال در پاسخ به این پرسش باید گفت : در دیدگاه اندیشه الهي ، این خدایی خداوند است که اقتضای آفرینش دارد؛ در واقع او می آفریند چون خداست ؛ زیرا «آفریدن» به معنای ایجاد کردن است . هر وجودی خیر است .لازمه فیاض(بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است: « وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُور؛ و عطاى پروردگارت هرگز (از كسى) منع نشده است.» (1).
هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن در آن باشد ، فیض وجود از خدا دریافت می کند. خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد ، تا موجودی که امکان وجود آن است ، وجود را دریافت نکند. پس هدف آفرینش مربوط به ذات خداوند نیست ، بلکه مربوط به فعل اوست .اصطلاحاً آن را هدف فعلی می گویند.
بنابراین در مورد آفرینش جهان و هدف از آفرینش آن می گوییم:
جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت، حکمت و... خداست ،به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند .
هر «بود»ی ، «نمود»ی دارد؛ نمی شود فیاض باشد ، اما فیضی نداشته باشد ، همان گونه که نمی تواند نور باشد. اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد. اما بخشش نداشته باشد!
بنابراین از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان نتیجه صفات خداوند است .
خداوند فیض و بخشش دارد . لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد ، فیض و هستی خداوند را دریافت کند . چون قابلیت وجود برای جهان هستی بود ، خداوند آن را آفرید؛ بنابراین جهان هستی ، نشان دهنده صفات خداوند است. (2)
خداوند از آن جا که "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بی نهایت دارد ، جهان و انسان را آفریده ،لازمه این صفات آن است که خلقت خداوند بهترین و کاملترین آفرینش باشد، یعنی در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی، زیبایی و کمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق کند، زیرا عدم خلقت آن موجود، یا ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی آن است، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بی نهایت، باز آن زیبایی را خلق نکند ،ناشی از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگی است که خدا از بخل منزه است. "جود" و رحمت و بخشندگی او بی نهایت است. پس جهانی که خدا خلق می کند، باید کاملترین صورت ممکن را داشته باشد . هر چه امکان تحقق دارد ، از طرف خداوند فیض وجود دریافت کند .
در این مجموعه و با ساختار هرمي كه خداوند در نزول بركات و نعمت ها براي موجودات فرو دست قرار داده، يقينا مي بايست فرشتگان به عنوان واسطه فيض بودند ، چنان كه باید انسان يا هر موجود ديگري خلق می شد؛ در واقع هر موجودي كه امكان خلق شدن و قرار گرفتن در اين مجموعه را داشت بر خداوند لازم بود كه به واسطه فضل مطلق خود او را ازاين نعمت محروم ننمايد كه همين گونه نيز شد .
البته همه آنچه ذکر شد از منظر غایت فاعل و هدفی است که علت ایجاد عالم در آفرینش دارد. در کنار این امر، این عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعی دارای هدف و مقصدی است که در مسیر حرکت خود در نهایت به آن منتهی می گردد.
در پايان، براي درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروري است كه ما دو هدف داریم: یکی هدف فعل و دیگری هدف فاعل. بین این دو تفاوت وجود دارد. به این مثال توجه نمایید:
صنعتگری موتوری را می سازد که قادر به حرکت با سرعت 800 کیلومتر در ساعت است. هدف این موتور که فعل صنعتگر است، رسیدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، تسريع در انجام خواسته اي است كه اين موتور با اين سرعت براي انجام آن اختراع ميشود . با این توضیح باید گفت که فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضای ذات و صفاتش، این عالم هم مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود. اين هدف، تکامل انسان و رسیدن به غایت نهایی ذات انسانی اوست.
پس از خدا، خلقتی چنین لازم و ضروری است و گرنه خداوند نیازی به آزمودن و عبادت انسانها يا فرشتگان ندارد. اگر در آیات قرآن آزمایش (3) و عبادت (4)به عنوان علّت آفرینش انسان شناخته شده و کمال انسان هدف نهایی شمرده شده، این خصوصیّات و فوائد هدف و مسیری است که در مورد خلقت حکیمانه انسان در نظر گرفته شده ،در واقع ابزاری است که خداوند برای تعالی و رسیدن انسان به کمالی که در وجودش امکان تجلی دارد ،تعیین فرموده اما عبادات ما نیازی را از خدا بر طرف نمی کند؛ زیرا اصولاً ذات الهی بی نیاز مطلق است.
در واقع تبیین هدف و مسیر و تعیین پاداش و عقاب و بهشت و دوزخ و تکلیف و اختیار و همه آنچه در پی خلقت انسان رخ می دهد لازمه حکیم بودن خداوند است تا مخلوق او بی هدف و بدون مسیر و مقصد تلقی نگردد ، ولی علت اصلی خلقت همان بود که بیان شد .
پینوشت ها :
1. اسراء (17) آیه 20.
2. سید حسن ابراهیمیان، انسانشناسی، نشر معارف ، تهران ، 1381 شمسى ، ص 115 و 116.
3. ملک (67) آیه 2.
4. ذاریات (51) آیه 56.






