با سلام و تشکر

1- آیا حوا نیز بهمراه حضرت آدم توبه نمود؟ چرا هیچ کجا اشره ای نشده است؟

2- آیا اطلاق حضرت به حوا لازم و یا صحیح است؟

3- چرا در خلقت حضرت آدم و حوا، گفته می شود که حوا از آدم خلق شده است، در حالیکه هیچ کجا اشاره مستقیم به خلقت حضرت آدم در ابتدا نشده و فقط با ضمایر اشاره شده است و ضمایر هم اشاره به مونث بودن بشر نخستین دارد، از جمله ضمیر ها در موارد ذیل:

و شما را از یک تن (نفس واحده) خلق کردیم
و جعل منها زوجها (واز آن یک تن زوجش را) (نه زنش را چون در اینصورت باید عنوان می شد زوجته و دلیل و منعی برای استفاده ضمایر یه اینصورت نداشته است!)
لیسکن الیها (تا در کنارش آرام گیرد)
و چون با او درآمیخت، به باری سبک بارور شد.
در آیات بالا، ضمیر جابجا نشده و همان یک تن مورد اشاره (که با شمیر مونث اشاره شده) تا انتها، مسیر زایش و تولد را طی می کند. از ابتدا که خلق می شود و از آن یک تن، نسل بشر با خلقت زوجش (مذکر) و فرزندان آغاز می گردد.
دلیل ندارد همه ضمایر جابجا آورده شود، مگر اینکه اشاره به خلقت حوا قبل از آدم باشد.

1. در داستان زندگی آدم و حوا، در غالب زمینه ها آدم و حوا هر دو شرکت داشتند و در بعض آیات هم به شرکت هر دو اشاره شده است اما از آنجا که آدم (ع) پیامبر و معلم و هدایتگر بود و بر او وحی می شد و ... ، هر جا سخن از وحی و ارتباط با عالم غیب و تعلیم و هدایت است، فقط از آدم سخن به میان می آید. زیرا در این زمینه ها حوا با آدم شریک نبوده است. در آیه زیر که به خوردن از درخت ممنوعه و اغوای شیطان و توبه آنها اشاره دارد، سخن از آدم و حوا است:
وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمينَ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدينَ وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحينَ فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ (1)
و اى آدم! تو و همسرت در بهشت ساكن شويد! و از هر جا كه خواستيد، بخوريد! امّا به اين درخت نزديك نشويد، كه از ستمكاران خواهيد بود!» سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر بخاطر اينكه (اگر از آن بخوريد،) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند!» و براى آنها سوگند ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم. و به اين ترتيب، آنها را با فريب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامى كه از آن درخت چشيدند، اندامشان [عورتشان‏] بر آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى (درختان) بهشتى بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد كه: «آيا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟!» گفتند: «پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود!»
بنا بر این آیات حضرت حوا هم مثل حضرت آدم مخاطب دستور ساکن شدن و بهره مند شدن از بهشت جز درخت ممنوعه بود و او هم تحت تاثیر وسوسه شیطان لغزید و از درخت ممنوعه خورد و بعد توبه کرد و خدا توبه او را پذیرفت. او هم با توسل به اسم های مبارکی که شویش از آسمان تلقی کرده بود، توبه کرد ولی در مقام تلقی آن اسماء از آسمان با شوهرش همراه نبود.
در آیه ای که حکایت از تلقی و گرفتن کلمات از آسمان دارد، فقط سخن از حضرت آدم است که پیامبر بود و با آسمان ارتباط داشت:
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيم (2)
سپس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت. چرا كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است.
این آیه فقط از تلقی کلمات توسط حضرت آدم از آسمان و توبه ایشان حکایت می کند چون در مقام تلقی ایشان تنها بود و از این رو از توبه او سخن به میان آمده و این معنایش نفی توبه حضرت حوا نیست.
نکته دیگر این که گاهی با وجود این که از دو یا چند نفر سخن می رود ولی ضمایر مفرد و متوجه یکی از آنها است. زیرا او اصل و بقیه فرع هستند.(‌مانند جريان حضرت موسي و يوشع بن نون با حضرت خضردر سوره كهف آيه 71 كه به يوشع اشاره نشده ) در مورد بالا نیز چون حضرت حوا تابع حضرت آدم بود، دیگر از او و توبه و پذیرفته شدن توبه اش سخنی به میان نیامده است.
علاوه بر آن خطیئه حضرت آدم و حوا گر چه همسان بود. ولی صدور آن از حضرت آدم سنگین تر بود و با توجه به نبوت و خلافت، از او انتظار نمی رفت و توبه او هم باید قوی تر باشد و به هین جهت روی توبه او مانور بیشتر داده شده است.(3)
مطلب بعد اين كه توبه حضرت حوا در سوره مباركه اعراف آيه 23اشاره كرده:
قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسرِِينَ
گفتند:«پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود!»
پی نوشت ها:
1. اعراف (7) آیه 19-23.
2. بقره (2) آیه 37.
3. جوادی آملی، تسنیم، قم، نشر اسراء، 1380 ش، ج 3، ص 440.

حضرت حوا مادر همه انسان ها است و قرآن از توبه ارزشمند او یاد کرده و او اسوه توبه در قرآن است. (توبه از ترك اولي نه گناه و معصيت ) و مادر هابیل و شیث هبه الله و مادر همه پیامبران خدا است پس توحید و ایمان و بری بودن او از شرک قطعی است و در قرآن و روایات هم هیچ مذمتی از وی نشده، بلکه در روایاتی او به همراه مریم و آسیه و کلثوم خواهر موسی هنگام ولادت زهرای مرضیه در خدمت حضرت خدیجه بودند (1) که نشان از جایگاه والای او در آخرت دارد.
بنا بر این احترام و حفظ حرمت ایشان لازم و اطلاق حضرت بر ایشان جایز است.
پی نوشت ها:
1. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، الوفا ، 1403 ق، ج 43، ص 2-3.

در قرآن ابتدا خلقت آدم از زمین و خاک بیان شده سپس به خلقت زوج او یعنی جفت وی که همان حوا باشد از همان نفس و خمیرمایه ای که آدم از آن خلق شد، اشاره شده است:
خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا ونساء (1)
شما انسانها را از یک ذات (نفس واحده) آفرید و از همان ذات [که آدم از آن آفریده شده بود. ] زوج او [یعنی همسرش حوا] را آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیار خلق کرد.
زوج به معنای جفت است. حوا زوج آدم و آدم زوج حوا است. آیات آفرینش آدم و سجده ملائکه بر آدم و ... صراحت دارد که ابتدا آدم خلق شد و مسجود ملائک واقع گردید و بعد خدا از همان خمیر مایه آدم [نفس واحده]، زوج او [یعنی حوا ] را هم آفرید و آن دو را در بهشت ساکن کرد و از خوردن شجره ممنوعه نهی کرد و شیطان آنان را فریب داد و با نصیحت گر نشان دادن خود، آنان را به خوردن از شجره ممنوعه سوق داد و زمینه اخراج آنان از بهشت را فراهم آورد و به زمین فرود آمدند و آن دو منشأ نسل انسان شدند.
علت این که در آیه بالا ضمیر مؤنث آمده این است که مرجه ضمیر "نفس واحده = خمیر مایه آدم" آدم است و نفس در عربی مؤنث مجازی است و ضمیرش باید مؤنث باشد. در ادامه آیه هم صراحت دارد که نسل از هر دو است.
پی نوشت ها:
1. نساء (4) آیه 77.