به نام خدای داناییهاوسپس باسلام وخسته نباشید:
عرض مهمی دارم که تمام فکروذهن مرابه خودمشغول کرده است ،گفته شده اسلام دین کاملی است وکاملترازآن نخواهدآمدوقرآن گواه این دین .من هرچقدرقرآن می خوانم خداوندفرموده زنان رابطه نامشروع نداشته باشندوغیره وغیره ولی به صراحت فرموده مردان دویاسه یاچهارزن اختیارکننداگربتوانندبه عدل باآنان رفتارکنند.همه می دانیم که هرگزدرموردمسائل عاطفی امکان پذیرنیست که انسان همزمان مثلابه دوزن به طوریکسان محبت کندپس چراخداوندناممکن رافرموده !؟واینکه همیشه می گوینداسلام به زنهاارزش دادودرموردمحبت پیامبربه حضرت فاطمه سلام الله علیهابارهاشنیده وخوانده ام .اماچرادرجای جای قرآن مدام به زنهاتوصیه می کندکه رابطه نامشروع نداشته باشیدوخودرابپوشانیدوازاین قبیل .امادرموردمردان چیزی پیدانمی کنم .اجازه دهیدواضح تربگویم :من دریک شرکت جهانگردی کارمی کنم به طورواضح می بینم ،درک می کنم ومی شنوم که مردان وباتاسف قشرزیادی ازمردان آنهاکه کمی فقیرترندبه تایلندودبی وغیره وآنهاکه کمی ثروتمندترندبه کشورهای اروپایی می روندفقط برای یک هدف ،شرکت درکاباره هاودیسکوهاوکازینوهاومی روندومتاسفانه بازنان زیادی ارتباط دارندبدون اینکه شرمی دراین موردداشته باشندوحتی درایران اگرمردی رابازنی ببیننداشکالی برای آن مردنیست اما برای زن ویادختر مجازاتهای بدی درنظرگرفته شده .می خواستم همکارم راراضی کنم که ارتباط بازنان نامحرم نداشته باشداماسوره ای پیدانکردم تااورامجاب کنم وحالا خودم به شدت دراین کارخدا مانده ام .می دانم که فرزندان دردامان زنان رشدمی کنندمی دانم که خداونددرقرآن فرموده زنان محل بذرافشانی شمامردان هستندمی دانم که مزرعه بایدپاک باشدتامحصول پاک دهداماواقعامردان حق این همه بی بندوباری رادارند؟؟؟؟؟!!!!خواهش می کنم به طرزساده وقابل فهم به من جواب قانع کننده دهید.متشکرم
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خداوند در قرآن، رابطه نامشرع مرد را مانند رابطه نامشروع زن نهی کرده است و در سوره نور مرد و زن را با هم مورد خطاب قرار داده و می فرماید"الزَّانِيَةُ وَ الزَّاني فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ ..."(1)هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد ..." يا در آيه ای ديگر خطاب صریحی به مردان مومن در مورد رعایت نگاه و عفت جنسی داشته مي فرمايد"قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُون"به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند. اين براى آنان پاكيزهتر است خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است!"(2)
لذا مرد مانند زن در اصل این حکم مساوی است و هیچگاه جواز تعدد زوجات برای مرد دلیل بر آزادی وی در روابط ناصحیح و غیر مشروع جنسی نیست.
به طور کلی در اسلام چند همسری راهکاری برای شرائط مقتضی و مناسب است و در این زمینه تنها حکم به جواز داده شده، نه الزام؛ البته اين قانون، مانند تمام قوانين ديگر آنگاه به هدف مطلوب می رسد که به نحو صحیح در جامعه اجراء شده و از هرگونه افراط و تفریط در این زمینه پرهیز شود و هيچگاه سوء استفاده برخی از این قانون را، انکار نمی کنیم اما نكته مهم آن است که به هر حال مطابق بررسي هاي علمي، مردان نياز جنسي قوي تر و همين طور مستمري دارند، آن چنانكه در بسیاری از کشورها نظیر ایالات متحده آمریکا میزان مشکلات و سرد مزاجی جنسی زنان تا حدود 40 درصد جمعیت زنان را تشکیل می دهد، در حالی که این امر در مردان شاید به 10 درصد هم نرسد(3) که مردان ایرانی نیز در این مسئله استثناء نیستنند و طبیعی است که نیاز و میل بیشتر، انحراف بیشتری را نسبت به قشر دیگر ایجاد می کند. لذا انگیزه ارتباط با زنان در مردان به شدن قوی تر است.
البته هیچگاه در صدد توجیه عمل زشت چنین افرادی نبوده و نیستیم. بلکه در صدد بیان این نکته هستیم که اصولا موارد بيان شده توسط شما مانند سفر به تایلند و دبي و...، معلول سوء استفاده افراد از اين قانون خاص نيست. يعني اينگونه نيست كه با نبود اين قانون، افراد مطرح شده با وجود ميل شديد به چنين ارتباط، به يك زن اكتفاء كرده و از ارتباط با زنان در دبي،تايلند و...خود داري مي كنند. بلکه این قبیل افراد در زمره توریست های جنسی هستند که ابائی از این رفتارهای نامشروع ندارند.
از نگاه اسلام چند همسري براي پاسخ منطقي به نياز مرد و جلو گيري از چنين فسادهايي است و اتفاقاً بسياري از موارد مطرح شده، يعني سفر به خارج و شركت در كاباره ها و...معلول عدم اجراء صحيح چنين قانوني است. يعني اگر قانون چند همسري دائم يا موقت، در جاي خود درست اجراء مي شد، چه بسا بسياري از مردان كه به شدت به اين مسئله محتاجند، مجبور به برآوردن نياز از طريق نامشروع و سفر به خارج نمي بودند. اگر چه چنان که گفتیم درصد قابل توجهي از این افراد اصولا افرادی بي قيد بوده و اصلاً كاري به شرع و قانون و ...ندارند.
بنابراين گروهي از مردان نياز خود را با قانون چند همسري اسلام، برطرف مي كنند و گروه ديگري كه حداقل در ظاهر بي دين نبوده، ولي با توجه به قبح اجتماعي اين مسئله در كشور،به كشورهاي ديگر سفر مي كنند و گروه سومي كه بي قيد و لاابالي بوده و در هر صورت به چنين كارهايي روي مي آورند در نتيجه خود قانون چند همسري با رعايت شرائط و ضوابط، به عنوان راه كاري براي رفع نياز و كنترل اين غريزه طبيعي است.
اما در مورد شرط عدالت، توجه داشته باشيد هيچگاه مراد از عدالت،عدالت قلبي به معناي حب مساوي در باطن، نسبت به همه نيست. چرا كه اين امر آنگونه كه بيان كرده ايد، غير ممكن است. بلكه مراد،عدالت ظاهري در اظهار بيروني علاقه،هم خوابي،اقتصادي و...است مثلاً مرد مي تواند روزهاي خود را بين دو زن تقسيم كند يا در پرداخت نفقه مطابق عدالت رفتار نمايد. اگر چه در جای خود امری مشکل است. لذا خداوند در قرآن به صراحت بیان می کند اگر شخص گمان و خوف به عدم رعایت عدالت دارد، باید آن سختی ها را تحمل نموده از ازدواج مجدد پرهیز نماید "...فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَة..."(4) اگر مىترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد."
در پایان منتظر پاسخ به سوالات احتمالی دیگر شما در زمینه فلسفه تعدد زوجات می باشیم.
پي نوشت ها:
1. نور(24)آیه 2 .
2. همان (24)آيه 30 .
3. رک:http://www.seemorgh.com/health/default.aspx?tabid=2074&conid=23018
4. نساء(4)آیه 3 .






