با سلام
من 20 سالمه و اول با تیکه هایی که همکلاسیام بخاطر رفتارهای استادم که 29 سالش هم هست بهم می گفتن باعث شد به رفتار و کاراش بیشتر دقت کنم و با کارهایی که انجام مبداد متوجه شدم که به من علاقه داره و هر جلسه بعد کلاس، بیرون دانشگاه تو ماشینش منتظرم میشد اما همین که میدیدمش با اخم از جلوم رد میشد و خیلی هم موقعیت برای حرف زدن باهم رو داشته اما فقط استرسی میشد ولی هیچ حرفی جز مطالب درس نمیگفت.این ترم هم باهاش کلاس ندارم اما میبینمش،تا 3هفته پیش هم دقیقا کارای قبل رو انجام میداد امااز هفته ای مه دبگه بهش سلام نمی کنم اونم بهم بی محلی میکنه و رفتارش طوریه که انگار منو نمیشناسه. باید چکار کنم؟ به نظر شما بخاطر بی محلی من داره واکنش نشون میده؟

خواهر گرامی؛ بسیار خرسندیم که برای رهایی از هرگونه تردید با ما تماس گرفتید. قطعا دودلی و شک در وجود یا عدم وجود علاقه فرد مقابل می تواند همانند سمی مهلک، وجود هر انسان سالمی را از کار انداخته و مانع از ادامه فعالیتهای مفیدی مانند تحصیل شود. در این راستا سعی ما بر این است تا شما را با بعضی از واقعیت های احتمالی راجع این اتفاقات، آشنا سازیم.
اما در ادامه به نکات ذیل توجه فرمایید.
1. اگر واقعا در مورد وجود علاقه ایشان به خودتان دچار اشتباه نشده باشید. می توان عدم اعلام خواسته ایشان را یا به خجالت کشیدن و حیای بی مورد نسبت داد و یا ترس از زیر سوال رفتن مقام استادی. به این معنا که این فرد از این قضیه بترسد که اگر به شما درخواست ازدواج بدهد، احتمالا شما، یا دانشگاه مربوطه برخورد بدی با او بکند و حتی او را از مقام استادی برکنار کند. اما با کمی تفکر و وارسی می توان این احتمال را منتفی دانست. اولا فردی که به مقام استادی رسیده، به نظر نمی رسد از مهارت های ارتباط اجتماعی بهره مند نباشد و به قول معروف، خجالتی باشد. اولین شرط یک استاد خوب، داشتن جرأت بیان و اعتماد به نفس در ارائه نظراتش است. ثانیا؛ درخواست ازدواج، چیزی نیست که فرد را به خاطر آن محکوم به اخراج از دانشگاه و یا توهین از جانب دختر بدانند. پس اگر واقع بینانه بنگریم هیچ یک از این دو توجیه بالا نمی تواند بیانگر علت واقعی این موضوع باشد.
2. یکی از معضلاتی که همواره برای زوج های جوان وجود داشته، عدم رعایت اصل همتایی در ازدواج است. اختلاف سنی 3 تا 7 سال به عنوان امری پذیرفته شده برای روانشناسان در آمده است. بنابراین بر اساس تجربه مشاورین، اختلاف سنی موجود می تواند برای شما مشکل ساز باشد. البته اطمینان از وجود تعارض در صورت اختلاف سنی را می توان به مشاورین ازدواج محول کرد. که این موضوع هم زمانی انجام پذیر است که ایشان خواستگاری خود را اعلام کند.
3. خواهر گرامی؛ امیدوارم از بیان من ناراحت نشوید. اما اگر بخواهیم واقع بینانه تر بنگریم، می توانیم بگوییم: همانطور که اظهار ارادت یک دانش جو به معلمش نمی تواند دلیل بر عشق و تمایل به زندگی زناشویی باشد، نگاه ها و رفتار محبت آمیز یک استاد به شاگردش هم نمی تواند دلیلی بر تمایل به ازدواج با او باشد. قطعا بزرگ جلوه دادن بعضی از رفتارهای یک فرد تاثیر گذار در زندگی مانند، استاد، و پرورش ذهنی به کمک نیروی تخیل، و دریافت چند تایید معمولی از دوستان همکلاس می تواند حتی یک سلام معمولی استاد را تبدیل به یک مسئله عشقی خانمانسوز برای یک شاگرد درسخوان و کوشا کند. پس قبل از هرچیز سعی کنید با این موضوع برخوردی عاقلانه کرده و از آینده علمی و زندگی زناشویی پیش روی خود را با تصورات اشتباه خراب نکنید. بی تردید بهترین رفتاری که می توانستید بکنید همین است که به او بی محلی کرده اید. مطمئن باشید که اگر او قصد ازدواج داشته باشد، به شما اعلام خواهد کرد.
بی تردید هیچکس نمی تواند این مطلب را انکار کند که زن، اهل ناز و مرد اهل نیاز است. زن مظهر حیا و پذیرای عشق و مرد جلوه تمنا و طلب و اعلام عشق است. آفرینش، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. همانطور که می دانید بر اساس این قانون مهم، در صورتی که دختر در بیان عشق به جنس مخالف جهت ازدواج، پیشقدم شود مشکلاتی را در بردارد. از جمله اینکه:
1. اگر پاسخ پسر منفی باشد، دختر احساس شکست و سرخوردگی می کند؛ در حالی که جواب منفی برای پسر قابل تحمل است و در صورت پاسخ منفی دختر، فرد دیگری را جهت ازدواج بر می گزیند.
2. در صورت پاسخ منفی پسر، احتمال تمسخر و آزارهای بعدی و آبروریزی به وسیله او وجود دارد؛
3. ممکن است پسر با شنیدن چنین تقاضایی، با پاسخ مثبت ظاهری به فکر سوء استفاده از دختر بیفتد؛
4. احتمال دارد در زندگی مشترک آینده (در تنش ها و اختلافات) به دختر سرکوفت بزند که تو به من درخواست ازدواج یا رابطه دادی و این برخورد، برای دختر بسیار رنج آور است؛ در حالی که اگر زن همین جمله را در زندگی به مرد بگوید، مرد رنجور نخواهد شد.
همانطور که مشخص است، این قانون به خاطر شان و جایگاه والای دختر به صورت یک قرارداد در آمده و تخلف از آن می تواند ضربه های بدی به زندگی آینده دختر وارد کند. بنابراین رعایت این اصل از جانب شما لازم و ضروری است. شما هیچ مسئولیتی در قبال ایشان ندارید و می بایست اعلام عشق (در صورت وجود داشتن) را به ایشان واگذار کنید. قطعا اگر مردی از هر لحاظ به پختگی لازم رسیده باشد، باید بدون خجالت و با احترام به شخصیت دختر مورد نظرش، به تحقیقات اولیه پرداخته و سپس به خواستگاری و کارهای عرفی دیگر اقدام کند.