باسلام

سئوال داشتم در مورد مراتب انسانیت . ازکسی شنیدم که ما چهارتا "من" داریم . یه "من
الهی " و یک"من" که یه جورایی همون Ego هست و خودخواهی و خود محوری ازویژگی های اونه. که اصلش به شیطان میرسه . بین این دو ، دو تا "من"دیگه هست . یکیش که "من " ی هست که
آدم فقط به دنبال تامین نیازهای جسمانیش میگرده (اسمش رو نمی دونم ولی خیلی دوست دارم
اسمش رو هم بدونم) . بعد از این "من " یک "من" دیگه هم هست که قبل از "من الهی " قرار می گیره خیلی دوست دارم بدونم اون چه "من" ی هست و چه ویژگی هایی داره . ضمنآ دوست دارم بدونم آدم با این "من"چه طورانسانی هست . ممنون میشم اگه بتونین کمکم کنین .

روز خوبی داشته باشید!

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
همان طور كه مي دانيد روان شناساني مانند فرويد، يونگ و لکان (لکان به دو نوع من اشاره می کند: 1. من مطلوب2. کمال مطلوب من) .... الگوهاي مشابهي مانند ان چه در نامه تان مذكور داشته ايد دارند. برخي از روان شناسان به استنادات علمي و البته سلايق شخصي به جعل اصطلاحات متفاوت در اين زمينه پرداخته اند. متاسفانه بنده از آن چه كه در نامه تان آمده است اطلاع چنداني ندارم و احياناً اين تقسيم بندي براي «من» از جانب يك متخصص و حتي يك غير متخصص مي تواند صورت گرفته باشد. هيچ كدام از اين تقسيم بندي ها حتي اگر براي بزرگ روانشناساني مانند فرويد آدلر اريكسون و .. باشد باز زياد به روش علمي تحقيق بردار نيست و به عبارت ديگر ابطال پذير يا اثبات پذير نيست. پس اصل كنجكاوي شما مورد تقدير است ولي با فرض دانستن، چيز زيادي به معلومات شما اضافه نمي گردد.
در ادامه توجه شما را به مطلبی در این زمینه از پایگاه اطلاع رسانی علامه محمد تقی جعفری (www.Ostad-Jafari.com ) جلب می کنم:
هويت "من" يا "خود"
همه جانداران داراي "خود" هستند. موجودات با دارا بودن "خود"، مي توانند در مقابل عوامل مزاحم مقاومت كنند. گياهان از "خود" محدودي برخوردارند و لذا نمي توانند در مقابل هر عملي "خود" را حفظ كنند. گياهان تا حدودي در مقابل عوامل مزاحم مي توانند مقاومت كنند.
در حيوانات پديده "خود" نمود بيش تري دارد، زيرا در جستجوي لذت و فرار از الم مي باشند. حيوانات وسيع تر و عميق تر از گياهان مي توانند با قوانين جبري طبيعت پيكار كنند.
وقتي كه به قلمرو حيات انساني وارد مي شويم، با يك "خود" يا "من" روبه رو مي شويم كه از واحدهاي فراواني برخوردار است. نظير درك، هوش، تصور، تصديق، تجسيم، توهم، اكتشاف، تصميم، اختيار، گرايش به زيبايي و...
انسان داراي چند "خود" است:1- "خود"ي كه با تمام جانداران مشترك است.
2- "خود"هاي عرضي، مانند درك، هوش، تجسيم، انديشه و... اگر اصطلاح روان شناسي اجازه ندهد كه ما پديده هاي مزبور را به عنوان "خود" معرفي كنيم، مي توانيم به شكل ديگري واقعيت موجود را بيان كنيم و بگوييم: "خود" با ده ها وسيله بسيار مهم كه در ميدان هاي گوناگوني بروز نموده، مي توانند واحدهاي در فعاليت و تكاپوي انساني را تقويت و مورد نظارت قرار بدهند.
3- "خود"هاي عميق : انسان با دارا بودن "خود"، از نظارت و تسلط بيش تري بر كارها برخوردار خواهد بود.
با توجه به گسترش، "من انساني" و پذيرش كمال، مي توان دو نوع من عرضي و طولي مطرح كرد:
الف- "من"هاي عرضي: پس از آن كه انسان مراحل ابتدايي رشد را سپري كرد، داراي "خود طبيعي" مي شود. اين خود طبيعي، جنبه ناخودآگاهي من است و با پيشرفت زمان گسترش پيدا مي كند.
يك انسان - در حقيقت - وقتي "من اخلاقي" پيدا مي كند، "من علمي" دارد، "من اجتماعي" به دست مي آورد، "من الهي" مخصوص دارد. اين "من"ها در عرض يكديگر قرار مي گيرند.
ب- "من"هاي طولي: انسان از آغاز تولد، هم از نظر طبيعي و فيزيكي رشد مي كند و هم از نظر "من"؛ يعني "من" او نيز در حال رشد و كمال است.
"خود" يا "من" به صورت زير تقسيم مي شود:
الف- خود طبيعي: اين خود ميان انسان و حيوان مشترك است. با خود طبيعي نمي توان از دايره جبر بيرون رفت و بر امور مختلف نظارت و تسلط داشت. در مرتبه خود طبيعي، انسان طبق اصول و قوانين جبري فعاليت مي كند.
ب- خود انساني: پس از آن كه انسان توانست از دايره خود طبيعي بيرون رود، از خود انساني برخوردار مي شود. در اين مرتبه، مسأله عدالت و حس نوع دوستي و توجه به ساير ارزش ها مطرح مي شود. انسان با اين "خود" مي تواند خود طبيعي و فعاليت هاي گوناگون آن را كنترل كند. در اين مرحله انسان از جبر به طور كامل رهايي نمي يابد، زيرا هنوز خود طبيعي با خود انساني درهم مي آميزد و در صدور حركات و سكنات انساني شركت مي كند.

ج- خود انساني - الهي :بر اثر رشد رواني و تعالي روحي، آدمي از خود انساني معمولي گام فراتر نهاده، به "خود انساني - الهي" دست مي يابد. در اين مرحله، زنجيرها از دست و پاي روح گشوده مي شود و آزادي با چهره ملكوتي نمودار مي شود.