میخواهم درباره ی عالم الست بیشتر بدانم
من شنیده ام که ما خود به اختیار خود انتخاب کرده ایم که مسلمان باشیم یانه ،وخود حاضرشدیم که دراین دنیا چقدر سختی بکشیمو...
ونیز شنیده ام که در عالم الست حق وباطل آشکار بود وهمه از نیکی ها مطلع بودند وهر کسی خود راه خود را انتخاب کرده،پس اگر حق وباطل آشکار بوده چرا بعضی ها از پذیرش ولایت بار ماندند؟

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در خصوص عالم الست یا همان عالم ذر هرچند در قرآن آیاتی وجود دارد (1) که مفادش آن است که خداوند یک باره از فرزندان آدم پیمان بر ربوبیتش گرفته شده است، اما این امر دال بر وجود عالم پیشینی به نام عالم ذر نیست. در واقع ظاهر این آیه گفتگویی بین خدا و انسان می‏باشد و در این گفتگو خداوند از انسان‏ها اقرار می‏گیرد که پروردگار آنان است. اقرار گرفتن برای اتمام حجت بر انسان می‏باشد که در آینده ادعای غفلت نکند.
اما سوال اینجاست که آیا گفتگو به همین صورت که در آیه آمده، اتفاق افتاده است؟ موطن و عالمی که این میثاق گرفته شده، کجا است؟ دنیا یا غیر آن؟ آیا میثاق، قبل از تولد انسان گرفته شده یا بعد از آن؟ در این خصوص نظریات مختلفی ارائه شده است که عده ای همان فرضیه عالم ذر را مطرح کرده اند، اما برخی از اندیشمندان این امر را نپذیرفته اند.
آیت الله جوادی آملی معتقد است اگر آیه را در مقام تمثیل ندانیم ، موطن و عالمی که میثاق الهی در آن رخ داده، دنیا می‏باشد و برای هر انسانی بعد از تولد او چنین چیزی رخ می‏دهد. بنا بر این، آیه میثاق هیچ دلالتی بر ازلی بودن انسان یا حتی هر گونه وجودی قبل از تولد برای آدمی ندارد؛ بلکه آیه یا صرفاً یک تمثیل است و نه بیان واقع، یا از واقعیت اعطای حجت باطنی و ظاهری سخن می‏گوید که مربوط به بعد از تولد انسان می‏باشد. (2)
در نتیجه فروض مطرح شده در پرسش شما مانند مواجهه با حقیقت و انتخاب اسلام و ... مجال طرح نمی یابد و نمی توان تصور کرد در عالم ذر این گونه امور خاص برای ما رقم خورده است ، یا ما خود آن ها را برگزیدیم ؛ اما همه این ها دلیل بر این نیست که ما تحت جبر مطلق و بدون هر اختیار به دنیا آمده باشیم و از دنیا برویم .
به یقین خداوند برای ما رقم می زند که در کجا و چگونه و با چه خصوصیات و ویژگی هایی پا به عرصه وجود بگذاریم، اما نه به این معنا که ممکن بود به گونه دیگری این ویژگی ها رقم بخورد و خداوند ان را تغییر داده است، بلکه این گونه امورلازمه طبیعی عالم بوده و خواهد بود و خداوند از باب تنظیم نظام عالم بر این اساس و بر این ساختار آن را برای هریک از ما رقم زده است.
به عبارت روشن تر وجود و تولد هریک از ما معلول علت های قطعی خود است و ممکن نبود که با ازدواج و زندگی مشترک والدین مان و ایجاد موقعیت توالد و تناسل بین آن ها، ما با این ویژگی ها و کمالات و خصوصیات زمانی و مکانی و جسمی و روحی به دنیا نیاییم؛ این همان تقدیر خداوند در خصوص خلقت ما یا همان جبر خلقت است.
اما در عین حال وقتی در این عالم قرار گرفتیم ،دیگر دارای حیاتی عقلانی و انسانی هستیم. می توانیم چگونگی و کیفیت زندگی مان را تعیین کنیم . مسیر دلخواه خودمان را بر اساس هدف و غایتی که در این مسیر می طلبیم، معین کنیم. تمام دستورات دینی برای این است که این انتخاب و تعیین مسیر را به درستی انجام بدهیم و به بهترین سر انجام برسیم و انتخاب دین حق و ولایت و ... همه و همه خارج از حیطه اختیار و اراده ما نخواهد بود.
پي نوشت ها:
1. اعراف (7) آیه 172 .
2. آیه الله جوادی آملی، فطرت در قرآن، نشر اسراء، قم، ص 123 - 126 و 135.