با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد
1) لطفا در مورد اولین راویان واقعه کربلا و اولین نوشته مکتوب (در صورت امکان ذکر شود)در مورد واقعه کربلا بنده را راهنمایی فرمایید.
2)چرا به امامان معصوم و فرزندان ایشان اهل بیت گفته میشود ؟ یا برای مثال چرا گفته نمیشود اهل خانه؟ تفاوت بین اهل بیت با اهل خانه؟
3)چرا خانه کعبه به صورت مربع(مکعب)میباشد و به شکل های هندسی دیگر بنا نشده است؟لطفا با ذکر دلیل ...

پرسش 1:
شبهات
شرح : با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد 1) لطفا در مورد اولين راويان واقعه کربلا و اولين نوشته مکتوب (در صورت امکان ذکر شود)در مورد واقعه کربلا بنده را راهنمايي فرماييد.
پاسخ:

اولين تاريخ نگاران واقعه کربلا :
1 - اصبغ بن نباته مجاشعي
از برخي اسناد به دست مي‌آيد‌ نخستين کسي که اقدام به ثبت واقعه کربلا کرد، اصبغ بن نباته مجاشعي است.اوکتابي نوشت به نام "مقتل الحسين(ع)".(1)
2- جابر بن يزيد جعفي
دومين کسي که در مورد حادثه کربلا کتاب نوشته جابر بن يزيد جعفي است. کتاب او نيز به نام "مقتل الحسين"مي باشد.(2)
3 - ابو مخنف( لوط بن يحيى)
کسي که به صورت مفصل واقعه کربلا را با عنوان «مقتل الحسين» به نگارش در آورد، ابو مخنف لوط بن يحيى بن سعيد بن مخنف بن سليم ازدي غامدي کوفي است. اين کتاب مرجع بيشتر مورخان قرار گرفت. اما اين کتاب وجود ندارد، و آن چه از مطالب آن به دست ما رسيده، گزارشهايي است که در تاريخ طبري، ارشاد شيخ مفيد و مقاتل الطالبيين ابو الفرج اصفهاني آمده است. (3)
4- ابو منذر، هشام بن محمد بن سائب کلبي کوفي
هشام کتابي دارد که در بارة وقايع کربلا نوشته است، آن چه از استادش ابو مخنف در اين رابطه شنيده، همچنين مطالبي که از استاد ديگرش عوانة بن حکم( متوفي 158) فرا گرفته، در آن جمع‌آوري کرده است. قديمي ترين نقل ها دربارة واقعه کربلا، در تاريخ طبري از طريق هشام کلبي نقل شده است.(4)
پي‌نوشت‌ها:
1. محمد باقر محمودي، عبرات المصطفين في مقتل الحسين،‌ قم، مجمع احيا ء الثقافه الاسلاميه، 1417، ج 1، ص 6 .
2. نجاشي ، رجال نجاشي، تحقيق: محمد جواد نائيني، بيروت، دار الاضواء، 1408ج 1، ص313 .
3. عبد الر حمن انصاري ومصطفي آخوندي، تاريخ واقعه کربلا، قم، عصر غيبت، 1390، چاپ اول، ص16.
4. عبد الرحمن انصاري، همان .

پرسش 2:
چرا به امامان معصوم و فرزندان ايشان اهل بيت گفته ميشود ؟ يا براي مثال چرا گفته نميشود اهل خانه؟ تفاوت بين اهل بيت با اهل خانه؟
پاسخ:

درابتدا بايد گفت: واژه " اهل خانه " فارسي است، اما واژه‏ "اهل بيت" عربي است، و هر دو- از نظر لغت- به معناي اهل و ساکنان خانه مي باشند(1)، ولي کلمه "اهل بيت " اصطلاح قرآني، حديثي و کلامي دارد، که در قرآن بر اهل بيت پيامبر (ص) بکاررفته است (2) ، و مقصود افراد خاص مي باشند، نه همه اهل خانه. در روايات نيز کلمه" اهل بيت" به افراد خاص از خاندان پيامبر اطلاق گرديده است.
معمولا مفسران اين بحث را در ذيل آيه 33 سوره احزاب (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ....)، مطرح نموده اند. .مفسران شيعي با توجه به شان نزول اين آيه و روايات موجود نتيجه گرفته اند که مقصود از اهل بيت پنج تن آل عبا هستند ( پيامبر اسلام -ص- علي ، فاطمه ، حسن وحسين - ع- ) هستند. در اين باره روايات متعدد وجود درد، از جمله روايتى است كه" ثعلبى" در تفسير خود از" ام سلمه" نقل كرده كه پيامبر(ص) در خانه خود بود كه فاطمه(س) پارچه حريرى نزد آن حضرت آورد، پيامبر(ص) فرمود: همسر و دو فرزندانت حسن و حسين را صدا كن، آنها را آورد، سپس غذا خوردند بعد پيامبر(ص) عبايى بر آنها افكند و گفت: اللهم هؤلاء أهل بيتي و عترتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا: " خداوندا اينها خاندان منند، پليدى را از آنها دور كن، و از هر آلودگى پاكشان گردان" و در اينجا آيه" إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ" نازل شد ... من گفتم آيا من هم با شما هستم اى رسول خدا!، فرمود:" انك الى خير" " تو بر خير و نيكى هستى" (اما در زمره اين گروه نيستى) و نيز" ثعلبى" خود از" عايشه" چنين نقل مى‏كند:" هنگامى كه از او در باره جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ويرانگر سؤال كردند (با تاسف) گفت: اين يك تقدير الهى بود!، و هنگامى كه در باره على(ع)از او سؤال كردند چنين گفت" آيا از من در باره كسى سؤال مى‏كنى كه محبوبترين مردم نزد پيامبر(ص) بود، و از كسى مى‏پرسى كه همسر محبوبترين مردم نزد رسول خدا ص بود، من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسين را ديدم كه پيامبر (ص)آنها را در زير لباسى جمع كرده بود و فرمود: خداوندا! اينها خاندان منند و حاميان من، رجس را از آنها ببر و از آلودگيها پاكشان فرما، من عرض كردم اى رسول خدا آيا من هم از آنها هستم؟ فرمود: دور باش، تو بر خير و نيكى هستى" (اما جزء اين جمع نمى‏باشى) اين گونه روايات با صراحت مى‏گويد كه همسران پيامبر(ص)جزء عنوان اهل بيت در اين آيه نيستند. همچنين روايات بسيار فراوانى در مورد حديث كساء به طور اجمال وارد شده كه از همه آنها استفاده مى‏شود، پيامبر (ص)، على و فاطمه و حسن و حسين را فرا خواند- و يا به خدمت او آمدند- پيامبر(ص)عبايى بر آنها افكند، و گفت: خداوندا! اينها خاندان منند، رجس و آلودگى را از آنها دور كن، در اين هنگام آيه إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ نازل گرديد .دانشمند معروف حاكم حسكانى نيشابورى در" شواهد التنزيل" اين روايات را به طرق متعدد از راويان مختلفى گرد آورى كرده است" (3)
پي نوشت ها:
1. طريحي، مجمع البحرين ، واژه" اهل "، مقاييس اللغه، ج1، ص324.
2. کاظم بجنوردي، دايره المعارف بزرگ اسلامي، ج 10، ص 546 .
3. ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه ، ج‏17، ص299 -300 (باتلخيص ).

پرسش 3:
چرا خانه کعبه به صورت مربع(مکعب)ميباشد و به شکل هاي هندسي ديگر بنا نشده است؟لطفا با ذکر دليل ...
پاسخ:

در روايتي علت و جهت مكعب بودن كعبه را معصوم(ع) اين گونه بيان مي نمايد: چند نفر يهودي محضر پيامبر اكرم رسيده و از آن سرور سوالاتي نمودند كه يكي از پرسشهاي آنها اين بود: چرا كعبه به اين اسم ناميده شده حضرت فرمود: چون چهار گوش مي باشد و از علت چهار گوش بود نش سوال شد. پيامبر فرمود: چون محاذي با بيت المعمور است و آن چهار گوش است، عرض شد به چه علت بيت المعمور به صورت مكعب بنا شده حضرت فرمود: زيرا كه محاذي با عرش است و عرش خدا چهار گوشه دارد، عرض شد چرا عرش به صورت مربع مي باشد. پيامبر فرمود: چون كلماتي كه اسلام بر آن بنا شده چهار تا است و آنها عبارتند از تسبيحات اربعة" (سبحان الله، و الحمد الله، و لا اله الا الله، و الله اكبر"(1)
بر اساس اين روايت، اولاً كعبه از بيت معمور كه از عرش متنزّل است، نازل شده، البته تنزل به نحو تجلّي است،‌ ثانياً راز تربيع در عوالم سه گانه طبيعت و مثال و عقل همان چهارگانه و مربع بودن كلماتي است كه بر تنزيه و تحميد و تهليل و تكبير دلالت مي كند. كلام بلند و نوراني معصوم (ع) اين است كه تسبيحات اربعه كه نظام هستي مبتني بر آنها است، باعث تحقق بيت المعمور ، كه چهار ضلع دارد مي باشد و بيت المعمور باعث موجودي طبيعي مي شود كه كعبه است و چهار ديوار دارد، يعني آنچه در عالم طبيعت است الگويي از عالم مثال است و عالم مثال خود الگويي مجرّدات مي باشد و عالم مجرّدات نيز الگويي از اسماي حسناي الهي است. خلاصه اين كه آن نظام رباني مايه تحقق نظام عقلي مثالي و طبيعي است.(2)
براي مطالعة بيشتر به كتابهاي زير مراجعه شود:
1. صهباي حج، آية الله جوادي آملي، نشر اسراء ، ص 201 و بعد.
2. مشعل زائر، علي عطايي ، قم، انتشارات امير العلم ، 1381، ص 101 و بعد.
3. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، بيروت، لبنان، داراحياء التراث العربي، ج 9، صفحات 386 و 388 و 402 و 407
پي نوشت ها :
1. شيخ صدوق، علل الشرايع، مترجم ذهني تهراني، تهران، انتشارات مومنين، ج 2، ص 287.
2. آيت الله جوادي آملي، صهباي حج، قم، نشر اسراء، 1381، صفحه 202 و 203.