با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

به چند نكته توجه فرمائيد:
دوست بزرگوار ضمن ابراز خرسندي از تلاش و كوشش شما در مسير شناخت حقيقت، توجه شما را به چند نكته جلب مي نمائيم:
1. امت اسلام پس از درگذشت پيامبر عظيم الشان اسلام طبق پيش بيني حضرت دچار تفرقه و انشعاب شدند، لذا حضرت مي فرمودند كه پس از من امت به 72 فرقه منشعب خواهد شد كه تنها يكي از آنها اهل نجات مي باشد. (1) لذا به بهانه هاي مختلف راه حفظ دين از انحراف را پيروي از قرآن و اهل بيت خويش در كنار هم بيان فرمود و لذا فرقه ناجيه را كه همان پيروي از اهل بيت به خصوص اميرالمؤمنين (ع) بود بيان داشت و در واقعه غدير اين مطلب را به غالب افراد امت گوشزد نمود (2) و به همه اصحاب اين راه را معرفي مي نمودند تا راه براي هدايت امت باز باشد و كسي پس از او دچار انحراف نشود، كه مي توان به غير از حريث غدير به عنوان نمونه به حديث ثقلين و سفينه و منزلت، طير، اخوت، دوازده خليفه و حديث امان و... اشاره نمود كه هم در منابع شيعه متواتر و متضافر نقل شده است و هم در منابع اهل سنت به وفور وجود دارد كه ما صرفا به ذكربرخي از روايات اهل سنت در خصوص حديث دوازده خليفه و حديث ثقلين در معرفي فرقه ناجيه اكتفا مي نمائيم. پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « ای مردم! همانا در میان شما دو شیء گران بها قرار می دهم كه اگر به آن تمسك كنید هرگز گمراه نخواهید شد: كتاب خدا و عترتم, كه همان اهل بیت من می باشند.»(3)
2. حديث دوازده خليفه در منابع اهل سنت جاي خدشه ندارد. زيرا غير از ذكر اين روايت در كتب مختلف روائي آنها در دو كتاب مهم آن ها يعني صحيح بخاري و صحيح مسلم نيز متعدد آمده است در حالي كه اهل سنت تمام احاديث اين دو كتاب را قبول دارند و صحيح مي دانند.
در صحیح مسلم از جابر بن سمره نقل شده كه می‏گوید:
«سَمِعْتُ رَسُولَ الله (ص) یَقُولُ لایَزالُ الاِسلامُ عَزیزاً اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلیفَهً – ثُمَّ قالَ كَلِمَهً لَمْ اَفْهَمْها! فَقُلْتُ لاَبی ما قالَ؟ فَقالَ كُلُهُمْ مِنْ قُریْشٍ!؛(4)اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حكومت كنند، سپس سخنی فرمود كه من نفهمیدم ، پس به پدرم (كه در آنجا حاضر و از من به پیامبر(ص) نزدیكتر بود) گفتم پیامبر (ص) چه فرمود؟ گفت، فرمود (تمام آنها از قریشند)»
همین حدیث در صحیح بخاری با عبارت مشابهی آمده است، جابر می‏گوید از پیامبر خدا (ص) شنیدم می‏فرمود:
«یَكُونُ اِثْنی عَشَرَ اَمیراً فَقالَ كَلِمَهً لَمْ اَسْمَعْها ، فَقالَ اَبی اِنَّهُ قالَ كُلُّهُم مِنْ قُرَیْشٍ؛(5)
بعد از من دوازده امیر خواهد بود، سپس سخنی فرمود كه آن را نشنیدم ، پدرم گفت فرمود همة آنها از قریشند.
البته همین معنی در صحیح ترمذی(6) و مسند احمد حنبل(7) و ... متعدد ذكر شده است
اگر چه در روايات اهل سنت ديگر به ادامه روايات كه نام تك تك ائمه دوازده گانه را كه همان امامان دوازده گانه شيعه مي باشد اشاره نمي كند، اما با توجه به احاديث فراوان ديگر آنها در مورد اهل بيت نظير حديث ثقلين كه اشاره شد، با استناد به همان منابع اهل سنت كه مورد قبول همه فرقه هاي آنها نيز مي باشد حقانيت شيعه دوازده امامي به دست مي آيد .
3. البته بر حق نبودن ديگر فرقه ها به معناي جهنمي بودن هم پيروان آنها نمي باشد. زيرا در طول تاريخ به جهت دسيسه هاي دشمنان اسلام به قدري تبليغات مسموم و حق نمائي باطل و باطل نمائي حق در برخي از اين فرقه ها رخ داده است كه اگر چه نتوانسته حقيقت را كتمان كند. ولي به هر حال براي برخي از افراد كه در چنين فرقه هائي به دنيا آمده اند امر را مشتبه نموده است به قدري كه برخي از اين افراد خصوصا در گذشتها كه امكانات ارتباطي كمتر بوده است گاه تا آخر عمر هم حتي احتمال جعلي بودن فرقه خود را نمي دادند و يا فقط خود را اهل نجات مي دانند، لذا شیخ محمد عبده در تفسیر المنار می گوید« هر طایفه و گروهی كه اعتقاد به رسالت پیامبر اكرم (ص)دارد، خودش را از گروه و فرقه ناجیه می داند».(8)، لذا بر اساس عدالت الهي در چنين شرايط خاصي اگر واقعا فرد در شناخت حقيقت كوتاهي نكرده باشد و صرفا به جهت خيانت بزرگان و عالمان خود از شناخت حقيقت محروم مانده باشد در روز قيامت با آنها به عنوان مستضعف فرهنگي برخورد خواهد شد.(9)
به هر حال مي توانيد جهت شناخت بهتر حقيقت و آشنائي با فرهنگ و اعتقادات اهل بيت (ع) در كنار استدلال به آيات قرآن و دلائل عقلاني فراوان و با استناد به روايات مورد قبول خود اهل سنت در كتب معتبرشان به دو كتاب «براهين و نصوص امامت» و « امامت در بينش اسلامي»اثر استاد علي رباني گلپايگاني ، و هم چنين در موضوعات مختلف مورد نظر مي توانيد به آدرس هاي زير، مراجعه فرمائيد.
http://www.al-shia.com
http://www.andisheqom.com
http://www.pasokhgoo.ir
http://www.paasokhgoo.com
http://balagh.net
پي نوشت ها:
1. شیخ صدوق، خصال، قم، انتشارات اسلامی، 1362، ص 584 - 585.
2. علامه اميني در كتاب الغدير اين روايت را از بيش از 125 صحابي پيامبر اسلام از طرق اهل سنت روايت مي نمايد .(رك: علامه اميني ، الغدير ، نشر مركز الغدير للدراسات الاسلاميه ،قم،1421ق.)
3. اين روايت در كتب مختلف و معتبر اهل سنت با مضمون واحد و اندك تفاوتي در كلمات آنها بيان شده است مثل :صحيح مسلم، كتاب الفضايل، باب فضايل على بن ابى طالب، بيروت، داراحياء التراث العربى، شرح النووى، چاپ دوم.ج 15، ص 180;//الجامع الصحيح و هو سنن الترمذى، باب مناقب اهل بيت النبى، بيروت دار احياء التراث، تحقيق ابراهيم عوض; ج 5، ص 662;// الدر المنثور، جلال الدين سيوطى، بيروت دارالفكر چاپ اول; ج 2، ص 285، ذيل آيه، اعتصام،// مسند احمد، دارالصاد.بي تا، ج 3، ص 59017، ج 5، ص 181، /// المستدرك على الصحيحين، ابى عبدالله حاكم نيشابورى، كتاب معرفة الصحابه، فضايل على بن ابى طالب، اشراف يوسف مرعشى، بيروت دارالمعرفة.بيتا، ج 3، ص 109; و ...
4. صحیح مسلم، همان، 3/1453.
5. صحیح بخاری، دار ابن کثیر و الیمامه، دمشق و بیروت 1414. ج 3، جزء نهم، ص 101.
6. صحیح ترمذی، همان 4/501.
7. مسند احمد،همان ، ج 1، ص 398.
8.محمد عبده، تفسیر المنار ، دار صادر ، بیروت ،1373ق، ج8، ص 221 ـ 222.
9.مرتضی مطهری، مجموعه آثار، نشر صدرا ، 1375ش ،ج 1، ص 320 به بعد.