سلام با تشکر به خاطر سایت خوبتان
جدیدا شبهه ای خنده دار در دانشگاه به صورت کلیپی مطرح می شود با این مضمون کهاگر اسلام دیسن برحق است اساسا چجرا ائمه انقدر اذیت شدند و یا چرا برای کشور خودمان انقدر مشکل داریم مثلا خشک سالی وغیره لطفا در صورت امکان جواب عقلی ونقلی جدا گانه بدهید
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
عالمی که ما در آن زندگی می کنیم، عالمی مادی است که آفریننده آن، ساختارش را بر اساس نظام علیت و معلولیت بنیان نهاده است؛ یعنی هر چیز بر اساس علتهای معین و شناخته شده یا ناشناخته تحقق می یابد. محال است معلولی بدون علت پدید آید؛ آتش میسوزاند، آب سرد می کند، ابر به بارش درمیآید، ویروس بیماری میآفریند و دارو درمان میکند؛ همه ی این حوادث بر اساس ضابطه معینی، نظام عالم را تشکیل میدهند.
بنابراین معلولات عالم بر اساس نظام علت و معلول است که بر تمام عالم هستی و از جمله زندگی انسان ها حکمفرما است و بر اين اساس در يك نگاه كلي مي توان گفت حوادثی که در جهان طبیعت روی میدهد،چند گونه است:
الف) مصایب خود ساخته:
برخی بلاها به دست خود انسان ساخته میشود، اگر بیماری فراگیر یا قحط سالی همه گیر، تنها از افراد بینوا و از پا افتاده قربانی میگیرد، بر اثر عملکرد انسان، تحت تأثیر عوامل اجتماعی از جمله: زورگویی ستمگران یا عمل نکردن به دستورهای دینی مبنی بر بهرهگیری صحیح از طبیعت، نظم، تعهد و...، است. بنابراین،مطابق نظام علت ومعلول، قطع و از بین بردن بی رویه درختان سبب وقوع سیل شده و یا برداشت ناصحیح آب از سفره زیر زمینی، نساختن سد برای مهار آبهای سطحی و...سبب خشکشالی می شود و بدیهی است که این حوادث لازمه طبیعت و نظام مادی بوده و با وقوع آن، همه افراد در معرض خطر قرار می گیرند و فرقی میان درستکار و بدکار ندارد. مانند چاقوی تیزی که دست شرابخوار قرار گرفته و با آن فرد نیکوکاری را می کشد.
بر این اساس طبیعی است اگر در کشوری اصول استفاده صحیح از منابع طبیعی رعایت نشود، آن کشور دچار خسارت می شود و این قانونی کلی است که در هر کشوری امکان این امر وجود دارد و در کشورهای بی دینی مانند استرالیا، آمریکا و...بلایای طبیعی سالانه ملیاردها دلار به آنها خسارت زده که در مقایسه با ایران بسیار زیاد است. آن چنانکه طوفان های عظیم در آمریکا، زلزله های شدید ژاپن و... بخشی از آن موارد است و بنا نیست خداوند در کشورهای اسلامی به حکم اسلامی بودن و ...آنها را از این قانون استثناء کند.
ب) کفاره گناهان:
گاهی خدا برای از بین بردن آثار گناهان، برخی بلاها و مصیبتها را متوجه انسانها میکند تا به لطف و کرمش، بخشی از گناهان برخی گنهکاران را در دنیا بشوید تا پس از مرگ، گرفتار عذابهای دردناک نشوند.قرآن کریم میفرماید: "وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَیََّ ءَامَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَـَتٍ مِّنَ السَّمَآءِ وَالأَْ رْضِ وَلَـَکِن کَذَّبُواْ فَأَخَذْنَـَهُم بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ ؛ (1) اگر مردمی که در شهرها و آبادیها زندگی میکنند، ایمان آورند و تقوا پیشه کنند، درهای برکات آسمان و زمین را به روی آنها میگشاییم، ولی آنها آیات ما را تکذیب کردند، پس ما هم آنها را به مجازات اعمالشان گرفتیم".
ت) امتحان:
برخی بلاها برای آزمایش کردن مردم رخ میدهد آنچنانكه در قرآن کریم آمده است: "وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الاْمْوَ َلِ وَ الاْنفُسِ وَ الثَّمَرَ َتِ وَبَشِّرِ الصَّـَبِرِین؛َ (2) قطعاً شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جانها و محصولات میآزماییم و مژده باد شکیبایان را".
ث) ترفیع درجه:
قسم ديگر از بلا که هم مؤمنین دارند و هم اولیای خدا، ترفیع درجه است که در چهارده معصوم همه ابتلائات شان از این نوع است. لذا در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است كه يكى از ياران امام صادق (ع) بر آن حضرت وارد شد در حالى كه حضرت مريض بود در همان بيمارى كه از دنيا رفت و ديد وضع مزاج حضرت طورى بود كه بدن پژمرده و بكلى از بين رفته مثل اينكه جز سرش چيزى باقى نمانده است آن شخص خيلى متاثر شده و گريه كرد حضرت فرمود چرا گريه ميكنى؟ عرض كرد با اين حالتى كه شما را مىبينم آيا گريه نكنم؟ حضرت فرمود نه. گريه ندارد. چون مؤمن هميشه در معرض خير است اگر تمام اعضاء و جوارحش قطعه قطعه شود برايش خير است و اگر مالك مشرق تا مغرب شود باز هم خير او است. تمامى خير و خوبى براى مؤمن در قضاء الهى است. (3)
بنابراین اذیت شدن ائمه،خشک سالی و در مجموع بلا و مصیبت ، عوامل متعدد مادی و غیر مادی داشته که نمی توان به صرف این موارد، اشخاص مبتلا شده به آن را ناحق و دین آنها را باطل دانست البته سازندگان کلیپهای مذکور معمولا خود به این نکته واقفند که هیچگاه ملاک حقانیت یک دین، رفاه مادی پیروان آن نیست چرا که در این صورت هیچ دینی در دنیا حق نبوده و نخواهد بود و در غیر این فرض هیچگاه از کسی که به خدا،پیامبر(ص) و ائمه هدی باور نداشته و اموری مانند ترفیع درجه،امتحان و...را اموری موهوم می پندارد، انتظار نداریم که برخی از فلسفه های بیان شده را در ک و باور نماید چرا که اساساً حقانیت این مطالب بعد اثبات حقانیت خدا ،پیغمبر (ص) و...است.
در پایان آماده پاسخگویی به سوالات دیگر شما در این زمینه می باشیم.
پی نوشت ها :
1. اعراف (7) آیه 96.
2. بقره (2) آیه 155.
3. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق، ج68، ص 160.






