ایا حق زن و مرد در اسلام مساوی است؟

پاسخ کامل به پرسش شما نیازمند پرداختن به سوالی عمیق تر است و آن این که اصولا نگاه اسلام به جنس زن چگونه است ؟ آیا در اسلام و بخصوص قرآن بین جنس زن و مرد تفاوتی وجود دارد ؟ در پاسخ باید گفت اگر چه در برخي با برداشت نادرست از برخي تفاوتها در احكام بين زن و مرد تلقي غلطي در مورد حقوق و ارزش زن و مرد پيداكرده اند لكن نگاه اساسی اسلام در این خصوص نگاه انسان محور است نه مرد محور و يا زن محور ، بلکه در قرآن به عنوان اصلی ترین منبع دینی ما به طور صریح برای برطرف شدن این تلقی نادرست تلاش شده است .
در آیات متعدد در مورد اصل خلقت انسان و آنچه پیش روی اوست و آنچه باید برای سعادت خود در پیش بگیرد عنوان انسان است و زن و مرد هر دو موضوع کلام هستند (1)
در مواردی قرآن اصرار دارد به نوعی عمدا نام زنان را در کنار مردان بیاورد تا شائبه هرگونه تردید در نابرابری زنان با مردان در رسیدن به درجات کمال و تعالی معنوی را برطرف نماید، مانند این آیات :
«وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّة؛(2) هر کس عمل صالح انجام دهد، از مرد و زن و مؤمن باشد، داخل بهشت مى­شود. »
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَة ؛(3) هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم ».
با توجه به این آیات به خوبی روشن می شود که از دیدگاه قرآن که محور و معیار اصلی در معارف اسلامی است، نگاه ، انسانی است نه جنسیتی و زن و مرد هر دو در انسانیت و ظرفیت کمال و هدف غایی آفرینش یکسان بوده، به هیچ وجه مرد محور نیست و زن از لحاظ مقام انسانی هیچ نقصانی نسبت به مرد نداشته در کمالات انسانی تفاوتی بین آن ها مطرح نشده است .
اما در عین حال این واقعیت هم قابل انکار نیست که زن و مرد از لحاظ ساختار جسمی و روحی و توانمندی های فردی ، شرایطی متفاوت داشته ،دارای امتیازات و نقصان هایی در برابر هم هستند ؛ دین اسلام بر اساس تفاوت ها و اختلافات طبیعی جسمی و روحی وظایف و مسئولیت های متفاوتی را برای زنان و مردان در نظر گرفته است .
نتیجه تفاوت مسئولیت ها به تفاوت هایی در نیازمندی ها هم منتهی شده است که در جمع بندی همه این موارد می توان به روشنی راز تفاوت های موجود در برخی حقوق و منافع و مسئولیت ها را که برای زنان و مردان ترسیم شده دریافت .
البته ما هیچ گاه ادعا نمی کنیم که می توان هر آنچه در منابع دینی به عنوان قانون بیان شده، با این تحلیل ها و جمع بندی های عقلانی توجیه و تفسیر نمود.
دین اسلام به روشنی برابری زنان و مردان را به نمایش می گذارد و سهم آن ها از کمالات انسانی را به خوبی برابر بیان می کند . در آیات متعدد در قابلیت رشد و تعالی و تکامل و رسیدن به سعادت ابدی تفاوتی بین زنان و مردان قایل نمی شود ، اما تساوی و برابری در حقوق انسانی به معنی تشابه و همسانی همه حقوق و مسئولیت ها و قابلیت های اجتماعی نیست . بین تشابه و یکسان بودن، با برابری و مساوات تفاوت وجود دارد. همان گونه مسئولیت ها و تکلیف و کار کردهای زن و مرد در خانواده و جامعه و... مشابه هم نیست، حقوق آن ها نیز مشابه نیست، اما مساوات و برابری باید باشد، به این معنا که با توجه به مسئولیت و تکلیف و کارکرد، حق مساوی باید به هر یک داده شود.
اتفاقا در وضعیتی که شرایط و توانایی های دو جنس متفاوت و ناهمگون است ، اعطای مسئولیت های مساوی و توقع تکالیف برابر ظلمی آشکار به هر دو طرف است که اسلام هیچ گاه چنین ظلمی را به زنان و مردان روا نداشته است .اسلام در موارد بسیاری تکالیف سخت و دشواری را بر دوش مردان گذاشته که زنان را از آن معاف داشته است .
از باب نمونه تأمين جنبه اقتصادي خانواده كه از حساسيت و سختي خاصي برخوردار است و با نگاه الهي از آنجا كه با حقوق مردم سرو كار دارد و به اصطلاح حق الناس را شامل ميشود مسؤليت سنگيني را به دنبال دارد به عهده مرد است (4) ، تکلیف جهاد و فداکردن جان در موقع لزوم (5) از جمله اموری هستند که به اقتضای توانایی های جسمی و روحی مرد بر عهده او قرار گرفته اند .
نتیجه تفاوت مسئولیت و کارایی ها ،‌آن شده که مزایا و منافع متفاوتی برای زنان و مردان تصویر شود و در قوانین دینی وضعیتی متفاوت برای آنان رقم بخورد ؛ که البته در صورت تمایل شما ، می توانیم در مورد درستی این تعیین قوانین و حقوق به شکل موردی به بحث و بررسی بنشینیم . و ميتوانيد به كتاب " زن در آئينه جمال و جلال "‌آيت الله جوادي و كتاب "‌نظام حقوقي زن در اسلام ‌"شهيد مطهري مراجعه نماييد .
پی نوشت ها:
1. بقره(2)آیه 30- 35-36 و طه(20)آیه 117 و اعراف(7)آیه 19-25 و تحریم(66)آیه 11 - 12.
2. نساء (4) آیه 124.
3. نحل (16) آیه 97.
4. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1404 ه. ق ، ج 3 ص 105.
5. همان ج 3، ص 439 .