باتوجه به این گفته میشود خداوندنسبت به بندگانش از مادر نیز مهربان تراست چگونه ممکن است درقبال کسی که به احتمال قوی درشرایط روحی خوبی نبوده این گونه شدت عملی داشته باشد

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

بر اساس آموزه های دینی پیآمد خود کشی همان است که اشاره شده مثلا فرمود: »وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً" وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً)؛ (1) «خود را مکشید؛ زیرا خداوند به شما مهربان است. هر کس چنین کاری را از روی عداوت و ستم انجام بدهد، به زودی او را در آتش می‏اندازیم و این کار برای خدا آسان است». امام صادق(ع) با استناد به همین آیه می‏فرماید: «هر کس عمدا خودکشی کند، برای همیشه در آتش جهنم عذاب خواهد شد». (2) افزون بر این، امام باقر (ع) نیز فرموده اند:
«مؤمن به هر بلایی مبتلا می شود و با هر نوع مرگی می میرد، ولی خودکشی نمی کند». (3) ولی باید توجه داشت که این مسله با مهربان بودن خداوند منافات ندارد. چون اولا بدلیل مهربانی خداوند است که در دستورات دینی خطر و پیآمد اخروی مسله را به روشن ترین بیان اعلام فرموده و در واقع اتمام حجت کرده است و اگر با این وصف کسی باز هم دست به این جنایت بزند مصداق همان سخن است که گفت:
چندین چراغ دارد وبی راه می رود بگذار تا بافتد وبیند سزای خویش
ثانیا: نوعا بسیار ی از جنایت های دیگر نیز در حال عدم شرایط روحی از افراد سر می زند. مثلا بسیاری از قتل ها در پی عصبانیت قاتل نسبت به مقتول رخ می دهد. ولی در عین حال کیفر های سنگین متوجه قاتل است.
ثالثا: از دیدگاه اسلام، مالک همه چیز از جمله انسان، خداوند است. اوست که حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا که او رخصت دهد، مجاز و جایی که او اذن ندهد، غیر مجاز است. از جمله این موارد، کشتن انسان است. در این موضوع هیچ تفاوتی بین خودکشی و دیگرکشی نیست؛ چرا که این کار، سلب حق حیات از خود و یا دیگری است. خدا انسان را از این امر برحذر داشته است و فرموده: «آن کس که انسانی را بدون این که قاتل باشد و یا در زمین فساد کند بکشد، گویا همه مردم را کشته است». (4)
بنابر این در بسیاری از موارد توجیه هایی نظیر شرایط روحی و مانند آن عذر موجهی در برابر خداوند و در روز قیامت محسوب نمی شوند.
البته ناگفته نماند همه این امور در فرض باقی بودن قدرت و توانایی فکری و روحی و جسمی برای فرد است. یعنی انسان این عمل را آگاهانه و از روی اختیار انجام داده باشد، اما اگر حادثه و رخداد معینی برای فرد به شکلی حاصل شده باشد که او از وضعیت روحی و روانی و تعادل فکری طبیعی خارج شده باشد و بی اختیار دست به چنین عملی زده باشد نمی توان این فرد را همانند فرد دیگری دانست که بخاطر شکست عشقی یا بحران مالی و ... اقدام به خودکشی می نماید و چه بسا این عدم اختیار عذر موجه همین فرد در برابر خداوند باشد .
در واقع این قبیل موارد در برخی اقسام از حیطه اختیار فرد خارج شده و او را در شرائط اضطراری بدون تعمد قرار می دهد و روایات متعدد "رفع" (5)می تواند شامل این افراد باشد.
پی نوشت ها:
1. نساء (4) آیه30.
2. حر عاملی، وسائل الشیعه، نشر دار الاحیاء التراث العربی، بیروت1412، ق، ج 19، ص 13، ح 2.
3. همان، حدیث 3.
4. مائده (5) آیه 32.
5. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 2، ص 280 .