بسمه تعالی
قبل از هرچیز تشکر میکنم از زحمت پاسخگوییتان به سوالات
در سوال قبلی بنده (درندگی و وحشیگری حیوانات نسبت به همدیگر) شما یک بحث علمی مبتنی بر ظواهر مطرح کردید اما به هیچ روایت یا آیه ای اشاره نکردید. اگر حدیثی از معصومین در این باب سراغ دارید و ذکر کنید بسیار ممنون میشم.
البته به نظر حقیر آن استدلال شما اشکالاتی دارد: 1-اینکه گفتید چرخه حیات طبیعی به گونه ای ساماندهی شده است که تعادل در کره زمین برقرار شده و گروهی بواسطه علتهای مختلف از بین بروند، قبول ولی دلیل نمیشود که این مرگ با شکنجه و درد همراه باشد چرا که شکی نیست خداوند نسبت به بندگانش رحیم است و اگر در مورد انسانی این اتفاق بیفتد میتوان آنرا حمل بر گناهکار بودن وی و یا اجر اخروی و .....کرد اما حیوانات چه؟ 2-شما شک کردید که حیوانات ممکن است درد نداشته باشند ولی به وضوح ما علایم ترس و احساس درد را در حیوانات میبینیم و اینکه ذکر کردید اساس شرايع دين و زير بناى آن، حكمت و مصالح حقيقى است، نه عواطف وهمى، ... به نظر اینجانب عواطف و احساسات، اصل زندگی و بالاتر از جسم است و تصور من اینست که خداوند سر سوزنی احساسات بنده ای را جریحه دار نمیکند 3-من فکر میکنم این مسئله علتی مهمتر باید داشته باشد، هر چند دلیل آنرا نمیدانم. اگر در این زمینه با افراد دیگری در حوزه علمیه مشورت بخواهید متشکر میشوم. التماس دعا
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به چند نکته توجه فرمائید:
1- در پاسخ قبلی به این نکته اشاره شد که این جهان، مادی با تبعات و آثار خاص خود می باشد یعنی چاقو می برد،آتش می سوزاند، تصادف فرد با ماشین در مواردی منجر به درد و رنج می شود و... و درچنین جهانی، انتظار آنکه چاقو در بدن فرو رفته، اما منجر به درد نشود یا آتش آب را گرم کرده، اما در عین حال شخص را نسوزاند و...امری منطقی نیست به عبارتی دیگر نمی توان عالم مادی را پذیرفت. اما لوازم آن را قبول نکرد. چرا که در این صورت دنیا فعلی و مادی نخواهد بود.
بنابراین ملاک آن است که در همین دنیای مادی،افعال خداوند بر اساس نظام احسن صورت گرفته و چرخه حیات طبیعی به گونه ای ساماندهی شود که تعادل در کره زمین برقرار شود و طبیعی است که در این دنیای مادی،مرگ موجودات مختلف با اسباب مختلف، همراه با درد و رنج اس.ت لذا نمی توان پذیرفت مرگ و کشتن حیوانات صورت گیرد اما درد صورت نگیرد آنچنانکه نمی توان اصل و ضرورت وجود ماشین و قدرت آن را پذیرفت. اما تاثیر قدرت ماشین حین برخورد انسان ،حیوان و... را نپذیرفت؛ مگر آنکه کسی در این بین اصل ضرورت ماشین،وجود حیوانات قوی برای تعادل جمعیت و...را نپذیرد که در پاسخ قبلی به آن پرداخته شد.
بر این اساس با فرض قبول ضرورت ماشین، حیوانات قوی و... درد و رنج حیوانات همانند انسانها لازمه نظام مادی و تکوینی است نه آنکه درد و رنج امری جعلی از جانب خداوند به جهت پاداش انسانها،گناه و... باشد تا کسی بگوید حال که این مسائل در بین حیوانات مطرح نیست، پس دردی برای آنها نباشد.
به علاوه با فرض قبول این مسئله، با چه معیاری اجر و پاداش اخروی برای حیوانات نباشد و حال آنکه خداوند در قرآن از حشر آنها در قیامت خبر داده و می فرماید" وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت "(1) و در آن هنگام كه وحوش جمع شوند يا در حدیثی از امام علی (ع) نقل شده است که فرمود: خداى متعال در آن هنگام كه بر بندگان خود جلوه كند، به خود سوگند خورد و گويد:قسم به عزت و جلال خودم كه از ستم ستمگر نمىگذرم، حتى اگر ....یا شاخ زدن گوسفند شاخ دار به گوسفند بي شاخ باشد.(2)
2- در پاسخ قبلی به این نکته تاکید شد که هیچگاه نباید بین انسان و حیوان مقایسه و در نتیجه فرار آنها از حیوان قوی تر را حمل بر فرار از یک پایان وحشتناک و وحشیانه و یا فرار از درد و ناراحتی جدایی از این دنیا دانست. چرا كه شايد فرار آنها ناشی از نوعي غريزه باشد. اما در عين حال هيچگاه این مسئله را به صورت یقین رد نکرده و بیان شد که بر فرض قبول، این امر با رحمت خدا....
خلاصه آنکه این نظام، مادی، با آثار و تبعات خاص خود است و چه بسا مصالح حقیقیه عالم مقتضی آن باشد که احساسات شخص جریحه دار شود و این مسئله یعنی اتفاقات منافی احساسات درونی، نه تنها هیچ منع عقلی برای وقوع آن وجود نداشته، بلکه حداقل در زندگی انسانها به صورت کامل مشهود است آن چنانکه مثلاً انسانی بواسطه تصادف سنگین با وضع بدی از بین می رود یا شخصی بواسطه حیوان درنده ای مورد حمله قرار گرفته و به شدت مجروح می شود ودر نهایت از بین می رود. لذا اینکه فرموده اید"...خداوند سر سوزنی احساسات بنده ای را جریحه دار نمی کند..."تصور درستی نیست.
در پایان از دقت شما در پاسخ قبلی مان تشکر کرده و از آنجا که سعی در ارائه پاسخ مختصر اما دقیق است،خواهشمندیم که پاسخ فوق به دقت مطالعه شده و در نهایت نقد مورد نظر، با دلیل بیان شود چرا که در بحثهای علمی صرف عدم پذیرش، بدون دلیل، کفایت نمی کند.
پی نوشت ها:
1. تكوير (81)آیه 5 .
2. حكيمى، اخوان -آرام، احمد، الحياة، چ دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران 1380 ه ش، ج1، ص 761.






