کراوات را حرام اعلام می کنند چون نماد غرب زدگی است ولی آیا شلوار لی یا یقه انگلیسی نماد غرب زدگی نیست؟
مگر پاستور چه فرقی با شطرنج دارد که هنوز هم حرام است؟
لطفا پاسخ کاملی از تمام جهات به بنده بدهید،
با تشکر
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مبنا و دلیل حرام بودن انواع بازی ها دو چیز است:
1- ابزار قمار بودن
2- برد و باخت
در صورت اوّل اگر ثابت شود که وسیله بازی، جزء وسایل قمار است، یعنی از اوّل که این وسیله ایجاد شد، برای قمار بوده و الان نیز به عنوان وسیله قمار شناخته می شود، بازی با آن حرام است، چه با برد و باخت باشد و چه نباشد. علت این حکم روایاتی است که در این موارد ذکر شده است.
اين حكم از نظر عقلی نیز می تواند دلایل متعددي داشته باشد؛ از جمله اینکه:
چیزی که وسیله قمار باشد و اکثرا با آن قمار می کنند، حتی اگر قمار با آن نشود، باعث اشاعه این بازی است و اشاعه بازی با وسیله قمار جایز نیست.
در صورت دوم ممکن است وسیله قمار نباشد، اما اگر شرط برد و باخت و سود و زیان مالی شود، حرام است، مثلا بازی فوتبال یا بازی های کامپیوتری، با شرط برد و باخت و تبادل پول و مال ، قمار و حرام محسوب می شوند، اما بدون آن حرام نیست.
بنا بر این اگر پاسور وسیله قمار شمرده شود، بازی با آن در هر صورت حرام است. اگر مراجع آن را حرام می دانند، به این علت است که وسیله قمار محسوب می شود. حال اگر از نظر عرف یعنی به نظر عامه مردم این وسائل امروزه ابزار قمار محسوب نمی شوند و از حالت قمار بودن خارج شده باشند، دیگر جزء آلات قمار به حساب نمي آيد، ولی اگر به نظر عرف مردم هنوز در بعضی موارد با این ابزار قمار می شود، جزء آلت قمار حساب می شوند.
منظور از عرف در اين جا نه عرف عامه مردم، بلكه منظور عرف متشرعه، يعني ديدگاه انسان هاي متدين و عامل به دستورات مي باشد. چرا كه در نظر عرف عامه بسياري از كارها بدون اشكال است. اما در دين شديدا از آن نهي شده، مثل ربا و قرض دادن ربايي كه در ديد عامه مردم بلا اشكال است. اما در اسلام حرام بوده و به شدت از آن نهي شده است.
اگر پاسور روزی واقعا از آلت قمار بودن بیفتد و عرفا آلت قمار محسوب نشود و مکلف این را احراز کند، بازی با آن بدون برد و باخت اشکال ندارد.(1) اين همان دليلي است كه باعث شده شطرنج كه در گذشته به نظر همه مراجع بازي با آن حرام بوده ، دچار تغيير حكم شود و حكم جواز مشروط صادر گردد ، چنان كه برخی از مراجع گفته اند: اگر شطرنج وسیله قمار نباشد یا از قمار بودن خارج شود و به عنوان بازی فکری باشد و شرط برد و باخت در آن نیز نشود، اشکالی ندارد.(2) لذا بر اساس این مبنای فقهی تفاوتي ميان شطرنج و پاسور نيست و اگر هر كدام صورت قمار خود را از دست بدهند و تبديل و بازي فكري شوند ديگر حرام نيستند كما اينكه در مورد شطرنج نيز اين اتفاق افتاده است.
اما در مورد كراوات بايد گفت اين مساله حكم خاص در مورد اين لباس نيست. بلكه هر لباسي كه تشبه به غير مسلمانان بوجود آورد حرام است و استفاده از آن اشكال دارد. لذا اين حكم مخصوص كراوات نيست. کراوات به نظر بعضی از مراجع، در حال حاضر در کشور اسلامی ایران به عنوان شعار بیگانگان حساب می شود و دستور به اجتناب از آن فرموده اند ولی درکشور هایی که جزیی از لباس مردم محسوب می گردد پوشیدن آن اشکال ندارد.(3)
دلیل این مسئله روایات است که در مورد تشبیه به کفار وارد شده است، از جمله از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ عُدَّ مِنْهُمْ» (4) هرکس خود را شبیه قوم خاصی بسازد، از آن قوم شمرده می شود» . هم چنین بعضی روایات در منع از پوشیدن لباسی که مخصوص کفار است، وارد شده است: قال الصادق(ع): أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ قُلْ لِقَوْمِكَ لَا تَلْبَسُوا مَلَابِسَ أَعْدَائِي؛ خداوند به تمام پيامبران خود وحي فرمود كه به قوم خود بگوييد لباس دشمنان من را به تن نكنيد.(5)
با توجه به اینکه کراوات از علائم کشورهای مسیحی و از لباس متعارف آنها حساب می شود، تا زمانی که در بین مسلمانان نیز به عنوان لباس متعارف حساب نشود و از علائم کشورهای بیگانه حساب شود، استفاده از آن جایز نیست .
اگر در کشور اسلامی، به عنوان لباس متعارف و معمول مردم حساب شود و از شعار کشورهای بیگانه حساب نشود ، اشکالی ندارد كما اينكه در مورد کت و شلوار، هر چند در ابتدا لباس متعارف اهل کفار بود، ولی امروز به عنوان لباس متعارف بین مسلمانان می باشد، به طوری که هیچ کس، کت و شلوار را لباس مخصوص آنان نمی دانند، بلکه لباس متعارف مسلمانان نیز می دانند .از این نظر اشکالی ندارد.
پی نوشت ها:
1. آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتاءات، نشر بين الملل، 1389ش، سؤال1115-1121.
2. امام خمینی، استفتائات، موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره)، 1385ش، ج 2، ص 10، سؤال 20 و21.
3. مکارم شيرازي، ناصر، استفتائات جديد، مدرسه امام اميرالمومنين(ع)، قم، 1381ش، ج1، ص 505.
4. محدث نوري، ميرزاحسين، مستدرک الوسائل، موسسه آل البيت، قم، 1408ق ،ج 17، ص440، باب 35.
5. همان، ج3، ص248.






