آیا معجزه عقلا امکان پذیر است؟یا نه کاری مثلا خارق العاده است که در توان دیگران نیست؟
مثلا معجزاتی از قبیل به معراج رفتن پیامبر که در حال حاضر سرعت نور و بالاتر کشف شده و قابل امکان از نظر عقلی است.
حال آیا همه معجزات با عقل قابل جمع است و اگر بله سندی در این باره وجود دارد؟

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

به چند نکته توجه فرمائید:
1. معجزه كار خارق العاده اي است كه در توان ديگر افراد نيست نه اينكه عقلا ممكن نباشد. (1) اگر چه برخی به تصور اینکه خارق العاده بودن معجزه را ناقض قانون علیت می دانند، معجزه را بر خلاف عقل می شمارند. زیرا بر اساس عقل قانون علیت خدشه بردار نبوده و هر حادثه ای فقط بواسطه علت و سبب خاص خود بوجود می آید نه از طریق علت دیگر؛ اما حقیقت این است که قانون عليت به قوّت خود باقي است و معجزه نیز هيچ گونه منافاتي با قانون عليت ندارد.
نکته نادیده گرفته شده این است که مفاد این قانون اقتضاء می کند هر معلولي علتي مي خواهد. ولي اين معنايش آن نيست كه معلولها هميشه از عوامل عادي شناخته شده، صادر مي شوند، بلكه اين قانون همين اندازه اقتضا مي كند كه ما براي هر معلولي، عللي خاص قائل شويم و از همين راه است كه ما از وجود كل جهان به وجود خدا پي مي بريم، اگر ما پذيرفتيم كه بهبود يافتن مريض هميشه از راه خوردن دارو حاصل نمي شود. بلكه راه ديگري هم هست، اين نقض قانون عليت نيست.
و یا اگر پيامبري مرده اي را زنده كرد. يعني خدا يك قدرتي به او داده بود كه به اذن او اين قدرت را به كار گرفت. اين قدرت علت بود، زيرا در پيدايش يك پديده اي در زنده شدن مرده اي و در شفا يافتن مريضي، مؤثر بود. كار پيامبر در اين موارد به كار گرفتن يك قوة نفساني است كه خداوند متعال به او مرحمت كرده است. ولي قابل تعليم و تعلم نيست وديگران نمي توانند به آن دست يابند، ولي به هر حال علت است.
لذا در مجموع پذيرفتن معجزه ناقض قانون عليت و به تبع آن مخالف عقل نيست، بلكه پذيرفتن علتي است براي پديد آمدن امري، اما، نه از سنخ علل مادي، بلكه علتي است معنوي كه به موهبت پروردگار متعال در نفس پيامبر تحقق پيدا مي كند و قابل تعليم و تعلم هم نيست. لذا مي توان ادعا نمود كه همه معجزات الهي با عقل قابل جمع است اگر چه با حواس و ادراك ظاهري و يا علوم بشري قابل تبيين نباشد.
علامه طباطبائي در اين زمينه مي فرمايند:«تنها فرقى كه ميان روش عادت با معجزه خارق عادت هست، اين است كه اسباب مادى براى پديد آوردن آن گونه حوادث در جلو چشم ما اثر مى‏گذارند، و ما روابط مخصوصى كه آن اسباب با آن حوادث دارند، و نيز شرايط زمانى و مكانى مخصوصش را مى‏بينيم، و از معجزات را نمى‏بينيم، و ديگر اينكه در حوادث طبيعى اسباب اثر خود را بتدريج مى‏بخشند، و در معجزه آنى و فورى اثر مى‏گذارند.
مثلا اژدها شدن عصا كه گفتيم محال عقلى نيست، در مجراى طبيعى اگر بخواهد صورت بگيرد، محتاج بعلل و شرائط زمانى و مكانى مخصوصى است، تا در آن شرائط، ماده عصا از حالى بحالى ديگر برگردد، و بصورتهاى بسيارى يكى پس از ديگرى در آيد، تا در آخر صورت آخرى را بخود بگيرد، يعنى اژدها شود، و معلوم است كه در اين مجرا عصا در هر شرايطى كه پيش آيد، و بدون هيچ علتى و خواست صاحب اراده‏اى اژدها نميشود، ولى در مسير معجزه محتاج بان شرائط و آن مدت طولانى نيست، بلكه علت كه عبارتست از خواست خدا، همه آن تاثيرهايى را كه در مدت طولانى بكار مى‏افتاد تا عصا اژدها شود، در يك آن بكار مى‏اندازند، هم چنان كه ظاهر از آياتى كه حال معجزات و خوارق را بيان مى‏كند همين است.(2)
2. همانطور که معجزه به عنوان یک کار خارق العاده عقلا امکان دارد، اما از سوی دیگر هر کار خارق العاده ایی هم معجزه تلقی نمی شود؛ خصوصیت معجزه و اعجاز به این است که بدون آموزش بشری و به اذن الهی انجام ‌شود، یعنی آنچه معجزه را از کارهای خارق العاده ی دیگر، نظیر آنچه برخی از شعبده بازان با استفاده از برخی توانمندی های خاص فردی انجام می دهند و یا کارهایی که بر اثر پیشرفت های علمی و تکنولوژی مثل حرکت به سرعت نور و بالاتر و ....انجام می شود، متمایز می‌سازد، یکی همین نکته است که: معجزه از طریق آموزش و یادگیری به دست نمی‌آید؛ بلکه تمام آنچه را معجزه گر الهی به عنوان اعجاز انجام می دهد، از جمله ی آیات الهی است که به دست پیامبر انجام شده است، از این رو گفته شده: معجزات انبیا بر خلاف کارهای خارق العاده ی دیگر در پدیده‌های عالم، هرگز قابل تعلیم و یادگیری از طریق آموزش و تمرین نیست، بلکه آیتی الهی است که به دست فرستادگان او ظاهر می‌شود.
لذا با دقت در برخی آیات قرآن که در باب معجزه آمده (3) به خوبی معلوم می‌شود که: معجزات انبیا نه تنها برای مردم، بلکه برای خود آنان نیز به عنوان آیت بزرگ الهی مطرح است؛ یعنی خداوند می خواهد از رهگذر ظهور اعجاز به دست پیامبرانش، آیات خود را هم به مردم و هم به خود فرستگادگانش نشان دهد. (4)
3. اما در خصوص معجزه ای که شما به آن اشاره فرمودید، که مربوط به سفر پیامبر اسلام(ص) به معراج می باشد، در خصوص نحوه سير پيامبر از مسجد الحرام تا مسجد الاقصي و از آنجا به معراج و جسماني بودن و يا روحاني بودن آن اقوال متفاوتي در بين مفسران و عالمان ديني مطرح مي باشد. كه طبق برخي از اين اقوال اساسا معراج پيامبر يا كاملا روحاني بوده است و يا طبق قول مشهور انديشمندان شيعه هم روحاني و هم جسماني بوده است.(5) لذا برفرض اين كه بشر در يك زماني بتواند به سرعت نور و حتي بالاتر هم سير كند باز هم راه مناسبي براي عادي جلوه نمودن اسباب اين سفر معنوي در آن شرايط خاص نيست، زيرا در اين معجزه الهي سخن اصلي در اين است كه حضرت در اين سفر و يا حداقل در بخشي از اين سفر انتقالي از عالم ملك به عالم ملكوت داشته اند كه انتقالي غير مادي است، لذا در اين فرض ديگر سرعت انتقال مطرح نيست كه تصور شود چنين سرعتي براي انسان در دنيا قابل دسترسي است.ولي در عين حال با توجه به نكات گذشته معتقديم كه قطعا سفر به معراج هم همانند ديگر معجزات الهي علل و اسباب خاص خود را داشته و عقلا امكان پذير بوده است لكن به جهت عدم اشراف كامل انسان بر همه اسباب و علل حوادث خصوصا علتهاي غير مادي، صرفا درك بسياري از اين عوامل براي انسان معمولي امكان پذير نيست.
پی‌نوشت‌ها:
1. مصباح يزدي، محمدتقي، معارف قرآن راه و راهنماشناسي، قم، انتشارات آموزشي امام خميني، چاپ دوم، ج4، ص62ـ63.
2. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ترجمه موسوي همداني، انتشارات اسلامي ،1374ش، ج‏1، ص 118.
3. طه (20)، آیات: 21، 22، 23.
4. صادقي،پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی موسسه ی نشر آثار امام خمینی، 1387 ش، ص 64.
5. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج 6، ص 178، مؤسسه امام صادق، قم، چاپ اول 1375.