باتوجه به اينکه بين توسل و استعانت فرق است و ما ادله اي بر اثبات پ جواز توسل داريم . اما آيا دليلي بر جواز استعانت از ائمه نيز داريم؟ و اينکه از حضرت علي بعد از شهادت به عنوان ولي خدا استعانت و کمک طلب کرده که دليلي و شاهد بر اين مطلب باشد؟ لطفا اگر حديثي يا واقعه اي باشد ذکر نماييد.
دوست بزرگوار بر اساس فرهنگ دين و آيات قرآن رویکرد شیعه، در مقوله توسل به ائمه و طلب استعانت از اهل بيت ماهيتا تفاوتي وجود ندارد و هر دو امری کاملا معقول و روشن و منطقی و ديني است؛ در واقع از آنجا که ما ایشان را هم بندگان مقرب درگاه الهی می دانیم و هم دارای قدرت و توانایی های خدادادی در انتقال فیوضات الهی به دیگر بندگان، در پيروي از دستورات الهي و قرآني و در مقام توجه به اهل بيت پيامبر (ع) به سه شکل می توان رفتار نمود:
1- خداوند را به حق این وجودات مقرب درگاه او قسم دهیم و از خداوند بخواهیم که به قداست مقام و منزلتی که ایشان در نزد او دارند حاجت ما را برآورد؛ چنان که در بسیاری از ادعیه توسل و زیارات همین مضمون به چشم می خورد؛ مثلا در تعقیبات نماز صبح و مغرب آمده است:
« «اللّهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد و آل محمّد عليك صلّ على محمّد و آله محمّد و اجعل النور في بصري ...(1) خدایا به حق محمد وآل محمد بر تو ، از تو درخواست می کنم که بر محمد و آلش درود فرستی و نور را در دیده من قرار دهی و.. ».
2- از این بزرگواران بخواهیم که بواسطه آبرویی که در درگاه الهی دارند. حاجت ما را از درگاه خداوند مسالت نمایند که درخواست ایشان به هدف اجابت نزدیک تر است؛ در واقع ما از ائمه می خواهیم که واسطه عرض حاجت ما در نزد خداوند متعال باشند و به گونه ای شفاعت ما را در نزد خداوند انجام دهند تا ما به حاجت خود برسیم؛ چنان که در دعای مشهور توسل خطاب به همه حضرات معصومین عرضه می داریم:
« يا وجيهاً عنداللّه اشفع لنا عنداللّه (2) ای کسی که در نزد خداوند آبرومندی! برای ما در نزد خداوند شفاعت و وساطت بفرما »
3- آنکه از خود این بزرگواران بخواهیم از جایگاه قدرت و توانمندی که خداوند به آنان داده واسطه انتقال فیض الهی به ما شوند و خود مشکل ما را حل نموده حاجت ما را برآورند؛ این امر همانند درخواست هر یک از ما از انسانی دیگر که در زمینه خاصی دارای توانایی و قدرت انجام کاری است می باشد؛ مثلا همانند درخواست ما از یک پزشک برای درمان بیماری ما، در حالی که می دانیم این پزشک هرچه دارد از خداوند دارد و بر اساس علم و توانایی و قدرتی که خداوند به او داده می تواند بیماری ما را تشخیص داده و زمینه درمان را فراهم نماید.
بر این اساس استعانت و درخواست از شخص ائمه برای حل مشکل ما از طریق قدرت و توانی که خداوند به آنان عنایت فرموده هیچ منافاتی با توحید الهی و تنها از خداوند طلب كمك نمودن نداشته عین بهره مندی از واسطه های فیض خداوند است و هیچ ارتباطی با شرک یا دوری از قرب الهی نیز ندارد.
البته اگر در همین مقام فرد از شخصی بخواهد که خود حاجتش را بدهد و در عین حال او را مستقل در اعمال قدرت و حل مشکل بداند این امر شرک به خداوند بوده، اما مسلم است که هیج انسان شیعه ای، بلکه هیچ مسلمانی چنین اعتقادی را در مورد هیچ یک از اولیاء دین ندارد.(3)
پی نوشت ها :
1. مولى صالح مازندرانى، شرح أصول كافي، دار الكتب الإسلامية، تهران1388 ق، ج 10، ص 330.
2. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، بخش اول، دعای توسل.
3. رک : سيد محسن خرازى، بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية، مؤسسة النشر الإسلامي، قم 1417 ق، ج 1، ص 71.






