با سلام با توجه به اینکه فرقه های زیادی در دین اسلام بوجود آمده و همه قران را قبول دارند اگر قران واقعا معجزه باشد باید بتواند تمام فرقه های خرافی را باطل کند و فقط یک مذهب برحق باقی بماند! به عنوان مثال آیه ی چگونه وضو گرفتن در قرآن امده ولی هر کسی به طریق خود وضو می گیرد پس قران نمی تواند معجزه باشد.اکنون شما عزیز با توجه به قرآن ثابت کنید که در تمام فرقه ها شیعه ی اثنی عشری برحق است؟

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خدا برای هدایت خلق به سعاد ت و فلاح دنیا و آخرت و دوری از کج روی و تفسیر به رای قرآن و برای ایجاد وحدت بر محور حق و رفع اختلاف، پیامبر اسلام (ص) را مبعوث کرده و قرآن را به عنوان کتاب هدایت بر ایشان نازل نموده است:
كانَ النّاسُ اُمَةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّه‏ُ النَبِيّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُمْ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ الْناسِ فيما اخْتَلَفُوا فيهِ؛(1)
مردم امتى يگانه بودند. پس خداوند پيامبران خود را نويد آور و بيم دهنده بر انگيخت . با آنان، كتاب را به حق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، داورى کنند( و آنان را به وحدت و توحید برسانند).
متاسفانه مردم بعد از نزول کتاب از روی ظلم و ستم به تبیین و تفسیر کتاب می پردازند. به تفسیر حق آن که توسط پیامبر اسلام (ص) بیان می شود، توجه نمی کنند امیال و هواهای خود را به عنوان معنا و مفهوم کتاب تبلیغ می کنند . در خود کتاب اختلاف می نمایند. از این رو در ادامه آیه آمده است:
وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُم؛ (افراد با ايمان، در آن اختلاف نكردند) تنها (گروهى از) كسانى كه كتاب را دريافت داشته بودند، و نشانه‏هاى روشن به آن ها رسيده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف كردند.
از منشا های تفرقه و اختلاف این است که متدینان فقط قرآن مجید را کافی می دانند .برای فهم دین مستقیما به سراغ کتاب خدا می روند . فهم خود از کتاب خدا را عین دین می شمارند.
در حالی که خدا قرآن را کافی نمی داند. در کنار قرآن مبین و مفسر و معلم هم برای آن فرستاده و قرار داده است :
- «وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّه‏ِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ؛(2) چگونه كفر مى‏ورزيد و حال آن كه آيات خدا بر شما تلاوت مى‏شود و رسول خدا در بين شماست».
در اين آيه دو عامل براى هدايت مردم و حفظ آنان از گمراهى معرفى شده است:
1- آيات كتاب خدا كه بر مردم تلاوت مى‏شود.
2- رسول خدا (ص) كه در بين آن هاست و مضمون وحى را تبيين مى‏كند.
از ظهور كلام فهميده مى‏شود كه كتاب خدا بدون ضميمه شدن تفسير پيامبر اسلام (ص)، به تنهايى براى در امان نگه داشتن آن ها از كفر، كافى نيست، زيرا ممكن است مضمون وحى را درست نفهمند . آن را بد تفسير كنند و گمراه شوند.
- «اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبيِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ»(3)
در اين آيه به صراحت وظيفه رسول خدا (ص) تبيين و تفسير قرآن معرفى شده است.
رسول خدا (ص) در مدت كوتاه دوران رسالت فرصت نيافته است همه آيات را تبيين و تفسير كند. اگر بعد از ايشان مفسرانى معصوم و عالم معرفى نمى‏شدند، دوباره در تفسير آيات قرآن اختلاف پيش مى‏آمد. مذاهب مختلف رخ مى‏نمود . حجيت و حقانيت هيچ كدام از آن ها قطعى نبود . پيروان پيامبر دوباره به حيرت و گمراهى مى‏افتادند، بنابراين همان حكمت و لطفى كه ارسال رسول را اقتضا مى‏كرد، نصب امام و مرجع معصوم دينى را هم اقتضا داشت تا بعد از پيامبر، مسلمانان در موارد اختلافى به او رجوع كنند . با خيال راحت به تفسير او گردن نهند. حجت بر منحرفان تمام باشد و در قيامت هيچ عذرى نداشته باشند. حديث متواتر و قطعى ثقلين براى تعيين مفسر رسمى بعد از پيامبر است.
رسول خدا فرمود:
«من دو چيز گران بها و ارزشمند در بين شما به ارث مى‏گذارم. اگر بعد از من به آن دو متمسك شويد، هرگز گمراه نخواهيد شد. آن دو عبارتند از: كتاب خدا و عترت و اهل بيتم».(4)
بنا بر این گر چه می توانیم مستقیم به قرآن مراجعه کنیم و از مواهب اعتقادی و دستور العمل هایش بهره بگیریم، ولی چون از طرفی در معرض بد فهمی هستیم و از طرف دیگر اوج و ژرفای قرآن بی نهایت است و ما از درک همه معارف و احکامش ناتوانیم و از طرف دیگر دشمنان دین و فرقه های انحرافی برای اثبات حرفشان به برخی از این آیات تمسک می جویند، برای تصحیح فهم خود و درک نافهمیده های مان چاره ای جز مراجعه به امامان معصوم که جزء مذهب حقه بر اساس فرموده حضرت رسول اکرم (ص) است نیستیم .
پی نوشت:
1. بقره(2)آیه213.
2. آل عمران(3)آیه101.
3. نحل(16)آیه44.
4. محمد قمى، حديث ثقلين، مصر، دارالتقريب، 1371 ق، ص 9.