با سلام اهل سنت سوره 67 مائده را چگونه تفسیر می کنند؟آیا با همین آیه می توان برحق بودن شیعه را ثابت کرد؟ممنونم
عموم شیعیان می گویند که آیات ابتدایی این سوره که آخرین سوره یا از آخرین سوره هایی است که بر رسول خدا نازل شد، در روز عرفه بر پیامبر نازل گردید و حضرت در سخنرانی خود در صحرای عرفات آنها را به مردم ابلاغ کرد . از جمله احکام و آیات نازل شده، حکم خلافت و جانشینی علی بن ابی طالب بود که در آیات ابتدایی این سوره بدان اشاره شده و آن را "کمال دین و تمام نعمت" خوانده است.
پیامبر در صدد بود که این حکم را هم در آن مجمع ابلاغ کند که با غوغای مخالفان مواجه شد و ترسید که این غوغاها به اصل دین ضربه بزند. پس از ابلاغ صریح حکم جانشینی در آن مجمع خودداری ورزید.
در غدیر خم و هنگام بازگشت از حج وداع، در روز هجدهم ذی حجه این آیه نازل شد و پیامبر به ابلاغ حکم جانشینی موظف گردید و تهدید شد که اگر این کار را نکند، به مانند آن است که اصل رسالت را انجام نداده باشد و در پی این امر صریح، پیامبر در غدیر خم این حکم را ابلاغ کرد و دین کامل و نعمت تمام شد.
غالب عالمان اهل سنت هم این نظر را حداقل به عنوان یک قول قبول دارند و در کنار آن سعی کرده اند اقوال دیگر هم بیاورند که گاه تا دوازده احتمال شمرده اند از جمله این قول که در بین آنها مشهور است که این آیه در مکه و هنگام امر به علنی کردن دعوت نازل شده زیرا پیامبر از علنی کردن دعوت خودداری می ورزید و می خواست پنهانی و بی سر و صدا دعوت را ادامه دهد تا با مخالفت و ممانعت کمتری مواجه باشد. امر به علنی کردن دعوت: "فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین"(1) بر ایشان سنگین بود و این آیه نازل شد و ایشان را از ترس کافران و مشرکان ایمنی بخشید و به علنی کردن واداشت،(2)
بیان صاحب "التحریر و التنویر" در رد این اقوال کافی است. صاحب "التحریر و التنویر" می نویسد:
این آیه از موارد مشکل قرآن است. زیرا سوره مائده آخرین یا از آخرین سوره هایی است که بر پیامبر نازل شده و زمان نزول این سوره، رسول خدا همه شریعت و همه آنچه تا آن روز بر ایشان نازل شده بود را ابلاغ کرده بودند. اگر این آیه در ابتدای بعثت نازل می شد ( آن که غالب مفسران سنی به تقویت آن پرداخته اند)، می گفتیم در مقام تثبیت پیامبر وآسان ساختن حمل بار رسالت بر او می باشد همچنان که در آیات دستور علنی کردن دعوت، فرمود:
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ
آنچه را مأموريت دارى، آشكارا بيان كن! و از مشركان روى گردان (و به آنها اعتنا نكن)! ما شرّ استهزاكنندگان را از تو دفع خواهيم كرد.
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ... وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلا (3)
چرا كه ما بزودى سخنى سنگين به تو القا خواهيم كرد!... و در برابر آنچه (دشمنان) مىگويند شكيبا باش و بطرزى شايسته از آنان دورى گزين!
اما این سوره آخرین سوره است و رسول خدا رسالت را ادا کرده و دین را کامل نموده و دیگر مطلبی برای ابلاغ نمانده تا چنین دلداری دادنی لازم باشد.بنا بر این دو احتمال بیشتر نمی ماند:
اول-این آیه برای تبلیغ مطلب خاصی نازل شده که تبلیغ آن احتیاج به تثبیت داشته زیرا تبلیغ آن بر پیامبر سنگین بوده است.(همان که ما شیعیان می گوییم و روایات دلالت دارد)
دوم- بگوییم این آیه ابتدای بعثت و برای تثبیت رسول نازل شده است. همان که روایات (اهل سنت) بر آن فراوان است؛ولی این احتمال ( با وجود فراوانی روایات) قابل اعتنا نیست. زیرا لازمه اش آن است که آیه ای سالیان سال بعد از نزول در کتاب جایگاه نداشته و به سوره ای ملحق نشده باشد و جایز هم نیست که آیه ای بدون الحاق به سوره ای و جداگانه تلاوت شود. پس با توجه به این جهت، همه اخباری که بر نزول این آیه در اوایل بعثت یا در مکه یا در سالیان آغازین مدینه دلالت دارد، مردود می شوند و بی اعتبار می گردند.(4)
بنا بر این باید با توجه به روایاتی که اهل سنت هم نقل کرده اند بپذیریم که این آیه در آخر عمر پیامبر(ص) و در مورد مساله مهمی نازل شده که ممکن بوده مورد کفر و انکار جمع زیادی از مسلمانان واقع شود و خدا پیامبرش از مکر آنان امان داده و بدون ترس از آن جمع، به تبلیغ آن مطلب فراخوانده و این تبلیغ در غدیر خم واقع شده و آن هم ابلاغ جانشینی علی بن ابیطالب است.
پی نوشت ها:
1. حجر(15) آیه94.
2. واحدی ، اسباب النزول، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1411 ق، ص204.
3. مزمل (73) آیه 5-10.
4. ابن عاشور، التحرير و التنوير، ج5، ص 151.






