با سلام چگونه می توان ادعا کرد که دین اسلام دینی جهانی است در صورتی که تازه اکنون قران به زبان چینی ترجمه شده!اگر من یک فرد چینی می بودم تکلیفم چه بود آیا غیر از این بود که می گفتم خدا نعوذ بالله ظالم است که دین برحقش را به کشور من نیاورده؟! ایا پاسخ چیست؟ممنونم

به چند نكته توجه فرمائيد:
1- خداوند هیچ انساني را بدون هدایت رها نکرده و نخواهد ساخت.
2- هدایت انسان ها بر دو گونه است و هادیان و حجج الاهی بر دو گونه اند:‌
1- هادی درونی: عقل و فطرت الهی که در نهاد همه انسان ها بدون استثنا به ودیعت نهاده شده است .
2- هادیان بیرونی: انبیا و رسل و امامان. امام کاظم فرمود:‌ «‌ یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ »؛«... خداوند بر مردم دو حجت دارد: یکی حجت ظاهری و دیگری حجت باطنی، اما حجت ظاهری انبیا و فرستادگان الهی و ائمه (ع) هستند. اما حجت باطنی عقل آنان است. »(1)
3- حساب هر کس به اندازه برخورداریش از هدایت الهی و فهم و درکش از هدایت الهی است. همه به یک گونه پاداش نمی گیرند چون همه به یک اندازه دین الهی را دریافت نمی کنند. همه آن هائی که دریافت می کنند، به یک اندازه درک نمی کنند . همه گناهکاران به یک اندازه معذب نمی شوند چون همه به یک اندازه از دین الهی اداراک ندارند.
هر کس به هر اندازه که هدایت الهی را دریافت کرده و بر اساس استعداد خود آن را فهمیده است، مورد حساب و کتاب قرار می گیرد.
4- بهشت و جهنم دارای یک مرتبه نبوده و برای همه انسان ها یکسان نیست. بلکه مراتب مختلف دارد. به حسب درک و استعدادات ذاتی بهره مند از پاداش خواهند بود یا محروم از پاداش و نعمت و معاقب خواهند شد.
تمام انسان ها بر اساس عقل و فطرتی که خدا در نهاد همه به ودیعه گذاشته، دارای احکام واجب و حرامی هستند که انسان را در خیلی از زمینه ها راهنمائی می کند . قرآن کریم می فرماید:‌
وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا/فَأَلهَْمَهَا فجُُورَهَا وَ تَقْوَئهَا»(2) خدا فجور و تقوای نفس را به آن الهام ساخته است. حال وقتی حجت های بیرونی یعنی انبیا زشتی ها و خوبی های الهام شده به نفس را با تاکید بیش تری به انسان یادآوری می کنند و در این جهت عبادات و دستور تازه ای می آورند، اگر بر فرض هم کسی از هدایت بیرونی به خاطر شرائط اقلیمی و جغرافیائی خاصی که در آن به دنیا آمده و زندگی می کند ، محروم بود، از هدایت درونی عقل و فطرت و الهامات الهی، محروم نیست. او موظف است به خوبی هائی که عقل و فطرتش حکم می کند عمل کند . از بدی هائی که آن دو او را از آن بدی ها نهی می کنند، دوری کند. از واجبات عقلی و فطری تبعیت کرده و از گناهان عقلی و فطری دوری کند.
مانند اینکه همه ( چه مومن، چه کافر،‌ چه متمدن ،چه بدوی ،‌ چه با سواد، چه بی سواد ) می دانند وفای به عهد خوب و مورد پسند است. پس باید به آن عمل کند. همه این را درک می کنند که خیانت بد و زشت و ناپسند است. پس باید از آن دوری کند . اگر مرتکب خیانت شود ،مرتکب گناه شده است.
خدا در قیامت از او بر این مبنا حساب خواهد کشید. به اندازه خودش از او انتظار عمل نیک خواهد داشت. انتظاری که خدا از چنین فردی خواهد داشت مانند انتظاری که از فردی که در کنار پیامبر یا جامعه اسلامی زندگی می کند و از انواع هدایت های درونی و بیرونی برخوردار بود ه است، نخواهد بود. سخت گیری خدا در مورد فرد دوم بسیار بیش تر از فرد اول خواهد بود که از خیلی از امکانات هدایتی محروم بوده است. مانعی از حساب و کتاب در مورد چنین شخصی وجود ندارد. به اندازه مقدار هدایتی که دریافت کرده ، حساب پس خواهد داد و در جایگاه خود طبق عملش در بهشت یا جهنم قرار خواهد گرفت. لذا هرگز در حق چنين افراد ظلم نخواهد شد.
5-اما نكته اي كه در پايان ذكرش مناسب مي باشد اين است كه معناي جهاني بودن دين اسلام اين است كه اين دين ظرفيت هدايت همه انسانها با همه گرايشات و قوميتها و زبانها و ... را دارد، خداوند متعال نيز نظام ديني را به گونه اي قرار داده است كه به صورت طبيعي از همان طريق عادي و معمولي پيام دين الهي به همه نقاط جهان خواهد رسيد، اما بايد توجه داشت اين روند تدريجي و تحت تاثير ميزان حق طلبي و حق جوئي جهان بشريت و همراهي آنها با عقل و فطرت سليم خود مي باشد، كه نياز به مقدمات و آمادگي هاي فراواني هم به لحاظ فرهنگي و هم به لحاظ مرزهاي جغرافيائي و هم به لحاظ حكام و فرمانروايان حاكم بر مناطق مختلف جهان داشته و دارد .
حتي در همان بستر تاريخي و جغرافيائي در زمان حيات پيامبر اسلام (ص) نيز روند آماده شدن قلبها و دلها و رسيدن به شناخت و معرفت لازم براي پذيرش اسلام و اين دين تازه الهي در برخي مناطق دور تر علارغم تبليغ اسلام باز هم تا سالها طول مي كشيد. (3) لذا نبايد توقع داشت دقيقا در همان زماني كه اسلام در اولين روزهاي استقرارش در مهد اسلام شروع به هدايت گري نمود در همان شرايط هم در چين و يا در قطب شمال و جنوب و ... لازم بوده است. اين دين الهي عرضه مي شده است.
6-اينكه در برخي از نقاط دنيا به جهت داشتن حاكميتهاي مستبد و يا ظالم، مدتها جامعه اي از نعمت هدايت بيروني الهي محروم مي ماند و برخي افراد ظالم مانع از بهره مندی توده افراد جامعه از هدایت های انبیاء الهي مي شوند، بر اساس قدرت انتخاب و اختيار انسان در نظام خلقت مي باشد كه به صورت يك قانون طبيعي در نظام خلقت جاريست و ثمرات زيادي در رشد انسان دارد، كه البته برخي افراد ظالم نظير موارد مذكور با سوء استفاده از اين اختيار مانع رسيدن هدايت الهي به ديگران مي شوند همانند افراد ظالمي كه مانع بهره مندی ديگران از نعمات مادی ديگر دنيا مي شوند، اگر هم بنا باشد خداوند جلوي هر گونه ظلمي را به اجبار بگيرد ديگر خوب بودن هيچ انساني معنا نداشت. لذا خود انسانها بايد در جهت رفع چنين ظلم و محروميتي اقدام نمايند نه خداوند.
7-بر خلاف آنچه شما تصور مي كنيد آشنایی تاریخی چینی ها از اسلام و تعداد برابر مسلمانان ایران و چین و وجود نسخه های بسیار قدیمی چند صد ساله از قرآن در چین حاكي از ورود اسلام در قرنهاي گذشته در چنين كشور هائي دارد، اخبار رسانه اي مربوط به ترجمه قرآن به زبان چيني كه مي تواند به جهت مطابقت با زبان روز چيني و داشتن كيفيت ويژه و كميت گسترده اعلام مي شود براي اولين بار در چين اتفاق افتاده است را نبايد بر عدم آشنائي مطلق چيني ها با اسلام و قرآن در گذشته حمل نمود.
پی نوشت ها:
1. شیخ كليني، اصول کافی، دارالكتب الاسلاميه، 1374ش، ‌ج1، ص 16.
2. الشمس (91)آیه 7-8.
3. رك:آيت الله جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1370ه ش.