با سلام هر چه شیعیان می گویند اهل سنت جوابی می آورد و بلعکس، آیا نمی خواهد حقیقت آشکار شود؟لطفا مسایلی بفرمایید که اهل سنت برای آنها جوابی ندارد و برحق بودن شیعه اثنی عشری ثابت می شود.
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از اینکه نسبت به اینگونه مسائل دغدغه داشته و سعی در آشكار شدن حقيقت و در نتيجه اصلاح باورها و اعتقادات خود داريد، بسیار متشکریم.
مساله اصلي مورد اختلاف بين اهل تسنن و شيعيان يعني چگونگي تعيين امام و جانشين نبي، از مسائلي است كه قرنها دو گروه بر آن اختلاف داشته و بحثهاي متعددي پیرامون آن مطرح شده است و طبيعي است كه در واقع حق با يكي بوده و ديگري باطل است. اما مهم آن است كه فرد مسلمان در جستجوي حق، بدون تعصب و پيش داوري قبلي در نقد و پاسخ گروه مقابل تأمل كرده و حق را تشخيص دهد و اين همان چيزي است كه بسياري از اهل تسنن بعد از فحص و بررسي به آن اعتراف كرده و در نهايت معتقد به امامت امير المومنين علي(ع) و ائمه بعدي شده اند .
لذا به اعتقاد ما شيعيان ،پاسخ به مسأله مورد اختلاف طرفين بسيار روشن است گرچه اهل تسنن براي اثبات ادعاء و فرار از سوالات طرف مقابل، راه حلي ارائه نموده و پاسخي ارائه مي دهند اما مهم نوع پاسخي است كه اتقان و ميزان اعتبار آن با كمي تامل،قابل درك است
و طبيعي است كه نه تنها اهل تسنن، بلكه غير آن از پيروان اديان ديگر،دين و مذهب خود را بر حق دانسته و در برابر تمام اشكالات مطرح شده سعي در توجيه و پاسخگويي دارند بنابراين انتظار آنكه سخني صحيح و متقن از جانب ما مطرح شود كه اهل تسنن از پاسخگويي به آن معذور باشند، خيلي منطقي نيست. چرا كه در صورت عدم پاسخ حتي بسيار ضعيف،نمي توانند خود را سني دانسته و بر عقائد خود پايبند باشند.
بر اين اساس، مهم نوع و كيفيت جوابي است كه اهل تسنن در برابر سوالات شيعيان مطرح مي كنند كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
1- از جمله احاديث متواتر و صحيح نزد فريقين شيعه و سنی، روايات دوازده خليفه است. در این روايات پيامبر اکرم(ص) خلفا و امامان بعد از خود را دوازده نفر معيّن فرموده اند آن چنانکه مسلم به سندش از جابر بن سمره نقل کرده که گفت: با پدرم بر پيامبر(ص)وارد شديم، شنيديم که ميگويد: «انّ هذا الامر لا ينقضي حتي يمضي فيهم اثناعشر خليفة: قال: ثم تکلم بکلام خفي عليّ قال: فقلت لأبي ما قال؟ قال: کلّهم من قريش»؛ «اين امر منقضي نميشود تا آنکه دوازده خليفه در ميان آنان بگذرد. آنگاه چیزی فرمود که نفهمیدم، از پدرم سؤال کردم: رسول خدا چه گفت: پدرم در جواب گفت: فرمود همه آنها از قريشند"(1)
اين روايات به جهت وجود شان در کتب فريقين و نیز تصريح به صحّت آنها از سوي علماي هر دو مذهب، قابل توجه خاص هستند حتی در کتب اهل سنت، نام برخی از ائمه بیان شده است (2) و اهل سنت توجیه روشنی از این قبیل روایات ندارند .
2- مسئله نارضايتي حضرت زهراء(س)از خلافت خلفاء،در خطبه معروف فدكيه (كه حتي در منابع اهل تسنن نيز بيان شده است)(3) به صورت آشكار بيان شده است حال سوال آن است كه با وجود نپذيرفتن خلافت خلفاء، و فرض امام نبودن حضرت علي(ع)، حضرت زهراء(س)آنان را امام خود نمی شناخته، پس اما حضرت چه كسي بوده است؟ و فرض نشناختن امام توسط حضرت زهرا(س)در حالي است كه مطابق حديث رسول خدا(ص)هر كه بميرد و پيشوايش را نشناسد بي گمان مرگش، مرگ جاهليت است.(4)
بر این اساس با وجود مخالفت شدید حضرت از خلافت ابوبکر و...، دو احتمال مطرح است یا آنکه حضرت زهراء ،علی (ع) را امام بر حق می دانست یا آنکه علی(ع) را نیز به امامت نپذیرفته و بدون شناخت امام بر حق از دنیا رفته است که هیچ کدام از دو طرف مورد قبول اهل سنت نیست.
در پايان براي مطالعه بيشتر در اين زمينه مطالعه كتاب المراجعات اثر سیدعبدالحسین شرف الدین يا ترجمه آن اثر ابوالفضل نجم آبادی و كتاب شبهاي پيشاور اثر محمد سلطان الواعظین پيشنهاد مي گردد .
پي نوشت ها:
1. مسلم بن حجاج نیشابوری، صحيح مسلم، بی چا، بی تا، ج 6، ص 3.
2. ر.ك جوینی،فرائد المسطین، چ مؤسسه المحمودی،بیروت،بی تا، ج2، ص134.
3. ر.ک شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، چ کتابخانه آیه الله نجفی،قم بي تا، ج6، ص 211.
4. حسينى همدانى، سيد محمد، درخشان پرتوى از اصول كافى، چ علميه، قم 1363 ه ق، ج 2، ص 455






