با سلام با توجه به اینکه فرقه های اسلامی اکنون زیادند ونمی توان همه ی آنها را مطالعه کرد وبهترین را انتخاب کرد پس برای اینکه بهترین را پیدا کرد به نظر من باید در مسایل مشترکی که با هم اختلاف دارند به عنوان مثال فکر می کنم نسبت به اهل بیت پیامبر همه ی فرقه ها اختلاف دارند که آنها چه کسانی هستند یا مسایلی از این دست لطفا چند نمونه از این دست با ذکر سند و مدرک بفرمایید تا مشخص شود از بین اینهمه فرقه کدامیک بهتر است؟ممنونم
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار ضمن ابراز خرسندي از تلاش و كوشش شما در مسير شناخت حقيقت ،و شناخت مذهب حق ،توجه شما را به چند نكته جلب مي نمائيم:
1.همانطور كه اشاره فرموديد، امت اسلام پس از درگذشت پيامبر عظيم الشان اسلام طبق پيش بيني حضرت دچار تفرقه و انشعاب شدند، لذا حضرت مي فرمودند كه پس از من امت به 72 فرقه منشعب خواهد شد كه تنها يكي از آنها اهل نجات مي باشد. (1) لذا به بهانه هاي مختلف راه حفظ دين از انحراف را پيروي از قرآن و اهل بيت خويش در كنار هم بيان فرمود و در واقعه غدير اين مطلب را به غالب افراد امت گوشزد نمود (2) و به همه اصحاب اين راه را معرفي مي نمودند تا راه براي هدايت امت باز باشد و كسي پس از او دچار انحراف نشود.
لذا ما معتقدیم که مشخصه فرقه ناجيه در کلام حضرت توضیح داده شد که همان پيروي از اهل بيت به خصوص اميرالمؤمنين (ع) باشد و به غير از حديث غدير در حديث ثقلين و سفينه و منزلت ، طير ، اخوت ، دوازده خليفه و حديث امان و... به این امر اشاره شده كه هم در منابع شيعه به شکل متواتر نقل شده است و هم در منابع اهل سنت به وفور وجود دارد .
مثلا پیامبر اكرم (ص)فرمود: « ای مردم! همانا در میان شما دو شیء گران بها قرار می دهم كه اگر به آن تمسك كنید هرگز گمراه نخواهید شد: كتاب خدا و عترتم, كه همان اهل بیت من می باشند.»(3) که این امر خود راهنمای دقیقی در شناخت فرقه حق و مسیر صحیح بعد از پیامبر است .
2. اگر چه از بين فرق و مذاهب اسلامي گروهي كه پيروي حقيقي پيامبر اسلام و قرآن هستند، برترين هستند لكن، حق بودن ملاك برتري است نه برتري ملاك حق بودن، تفاوت اين دو مطلب زماني آشكار مي شود كه انسان قصد مي كند به دنبال كشف حقيقت حركت كند، آيا ملاك جستجو را حقانيت فرقه ها قرار دهد و در واقع اول با كمك عقل و فطرت و دين و قرآن حق را بشناسد و سپس به دنبال اهلش بگردد ، و يا اينكه نه به دنبال برترين ها بگردد و برترين را حق بداند، اگر چه در هر دو روش اگر مسير درست طي شود نتيجه يكسان خواهد بود لكن احتمال خطا در راه اول بسيار كمتر مي باشد در حالي كه امكان دارد با توجه به عدم شناخت درست از مسائل زير بنائي دين، حق نمائي يك باطل انسان را براي شناخت درست حقيقت دچار لغزش و يا تاخير در روند معرفت نمايد.
3. اگر چه نقاط اشتراك و نقاط افتراق بين مذاهب تقريبا مشخص است كه مثلا به ظاهر در مورد خدا و پيامبر مشترك هستند و عمدتا نقاط اختلاف به همان بحث شناخت اهل بيت و مقامات و فضائل و امامت آنها بر مي گردد، اما حقيقت اين است كه ريشه اصلي انحراف ساير مذاهب در مورد اهل بيت به ضعف و انحراف اعتقادي آنها در مورد توحيد و پيامبر شناسي آنها نيز برمي گردد، لذا بحث مقايسه اي اگر صرفا متمركز بر مباحث اهل بيت گردد كار از نيمه راه شروع شده نه از ريشه و اساس، لذا طي روند منطقي و معقول با همان رويكرد مقايسه اي در همه مباحث اعتقادي مناسب است، اما ترتيب مباحث بايد رعايت گردد تا نتيجه روشنتر و صريح تر به دست آيد . در عين حال به چند نمونه ديگر از مباحث اختلافي كه در حال حاضر نمود بيشتري دارد نيز اشاره مي نمائيم:
1- اصل امامت و ضرورت وجود امام
2- عصمت امام و ضرورت معصوم بودن رهبر جامعه
3- طريق تعيين امام ،نصب الهي يا گزينش مردم
4- مصداق امام و جايگاه اهل بيت پيامبر در اين بين
5- زيارت و توسل به اهل بيت خصوصا بعد از زمان حيات مادي آنها
كه مي توانيد در خصوص آشنائي با بحث اخير به كتاب «توحيد و شرك » استاد آيت الله جعفر سبحاني نشر مؤسسه امام صادق(ع)، مراجعه فرمائيد.
به هر حال مي توانيد جهت شناخت بهتر حقيقت و تسلط به اين مباحث و آشنائي با فرهنگ و اعتقادات اهل بيت (ع) و كسب قدرت براي دفاع مستند از مذهب اهل بيت در كنار استدلال به آيات قرآن و دلائل عقلاني فراوان و استناد به روايات مورد قبول خود اهل سنت در كتب معتبرشان به دو كتاب «براهين و نصوص امامت» و « امامت در بينش اسلامي»اثر استاد علي رباني گلپايگاني ، و هم چنين در موضوعات مختلف مورد نظر مي توانيد به آدرس هاي زير، مراجعه فرمائيد.
http://www.al-shia.com
http://www.andisheqom.com
http://www.pasokhgoo.ir
http://www.paasokhgoo.com
http://balagh.net
پي نوشت ها:
1. شیخ صدوق، خصال، قم، انتشارات اسلامی، 1362، ص 584 - 585.
2.علامه اميني در كتاب الغدير اين روايت را از بيش از 125 صحابي پيامبر اسلام از طرق اهل سنت روايت مي نمايد.(رك: علامه اميني، الغدير، نشر مركز الغدير للدراسات الاسلاميه، قم،1421ق.)
3. اين روايت در كتب مختلف و معتبر اهل سنت با مضمون واحد و اندك تفاوتي در كلمات آنها بيان شده است مثل :صحيح مسلم، كتاب الفضايل، باب فضايل على بن ابى طالب، بيروت، داراحياء التراث العربى، شرح النووى، چاپ دوم.ج 15، ص 180؛ الجامع الصحيح و هو سنن الترمذى، باب مناقب اهل بيت النبى، بيروت دار احياء التراث، تحقيق ابراهيم عوض; ج 5، ص 662؛ الدر المنثور، جلال الدين سيوطى، بيروت دارالفكر چاپ اول; ج 2، ص 285، ذيل آيه، اعتصام؛ مسند احمد، دارالصاد.بي تا، ج 3، ص 59017، ج 5، ص 181؛ المستدرك على الصحيحين، ابى عبدالله حاكم نيشابورى، كتاب معرفة الصحابه، فضايل على بن ابى طالب، اشراف يوسف مرعشى، بيروت دارالمعرفة.بيتا، ج 3، ص 109; و ...






