با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بر اساس آموزه هاي ديني سرنوشت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است . همه اديان الهي تا وقتي كه دين الهي بعدي نيامده، دين حق محسوب مي شوند . افرادي كه قبل از ظهور حضرت مسيح (ع) به دين حقيقي موسي (ع) باور داشته و به آموزه هاي وحياني آن عمل نموده اند، از نظر قرآن مؤمن محسوب مي شوند. همچنين مسيحياني كه قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) به دين عيسي مسيح (ع) باور داشته و طبق دستورات او عمل نموده اند مؤمن اند و رستگار . تفاوتي از حيث درجه با مؤمنان ساير اديان در زمان حقانيت دين خودشان ندارند ،بلكه ملاك و ميزان ايمان و تقوا و عمل صالح، دين حق مي باشد .
قرآن كريم هم به همين واقعيت تصريح دارد و مي فرمايد:
كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آوردهاند، و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارا و صابئان [پيروان يحيى] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداش شان نزد پروردگارشان مسلم است . هيچ گونه ترس و اندوهى براى آن ها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، طبق وظايف و فرمان دين عمل كردهاند، مأجور و رستگارند.) (1)
اين آيه ناظر به سؤال بسيارى از مسلمانان در آغاز اسلام نازل شد. آن ها در فكر بودند كه اگر راه حق و نجات تنها اسلام است، پس تكليف نياكان و پدران ما چه مىشود؟، آيا آن ها به خاطر عدم درك زمان پيامبر اسلام (ص)و ايمان نياوردن به او مجازات خواهند شد؟در اين جا آيه فوق نازل گرديد و اعلام داشت هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده ، اهل نجات است، و جاى هيچ گونه نگرانى نيست. بنا بر اين يهوديان مؤمن و صالح قبل از ظهور مسيح، اهل نجاتند، همان گونه مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام.(2)
وظيفه هر كس در هر زمان تحقيق و يافتن دين حق و باور عمل طبق آموزه هاي آن دين است . بر همين اساس ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد پيروي از دين حق و حقیقت جوئی و حق طلبی انسان ها و تسلیم بودن در مقابل آن، و یا در مقابل نتيجه انکار آن حقیقت است.
اما در مورد افرادي كه در زمان خود در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشد، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. شهید مطهرى(ره) در این باره مىگوید:
«اگر کسى در روایات دقت کند، مىیابد که ائمه(ع) تکیهشان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مىآید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مىبایست تحقیق و جستجو کند نکند. اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مىبرند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمىروند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مىدانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مىرود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مىکند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».(3)
این گروه در فرهنگ دين به عنوان مستضعفان فرهنگي شناخته می شوند. اگر واقعاً و حقیقتاً به دنبال حقیقت و دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند ، ولی بر اساس باورهای فطری و عقلی و یا دینی که داشتند، همانطور كه شما اشاره فرموديد انسان های درستکار خوب و متعهد به تكاليف ديني خودشان بودند ،مورد عفو الهی اند و اهل نجات خواهند بود . همچنين چنين افرادي كه طبق فطرت پاک و حکم عقل و روش صحیح دین خود عمل نمودند و به تکلیف معلوم خود عمل نمودند. اما چون به تکلیفی فراتر از آن علم نداشتند ،دیگر قادر بر عمل طبق آن نبودند،مشمول عفوند. در قرآن هم خداوند می فرماید: ما از هر کس بیش از اندازه وسع و توانش تکلیف نمی خواهیم(4)،پس محاسبه اعمال آنان، بر پایه عدل خداوندى به نسبت توان شان و عمل طبق علم و باور آن ها صورت می گیرد .
جهت مطالعه بيشتر مي توانيد به منابع ذكر شده در پي نوشت ها مراجعه فرمائيد.
پى نوشتها:
1.بقره (2) آيه 62.
2.آيت الله مكارم شيرازي ،تفسير نمونه،دارالکتب الاسلامیه ، تهران بی تا ، ج1، ص 285.
3. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، نشر صدرا، 1378 ش، ج 1، ص 320 به بعد.
4.بقره(2) آیه 282.






