با سلام وخسته نباشید آیا برای خدا کسی که دعا می کند با کسی که دعا ونماز نمی خواند یکیست؟اگیر یکی نیست چرا من که مرتب نماز ودعاهای فراوان وزیارت عاشورا می خوانم دعاهای من مستجاب نمی شود وهمچنان فقیرهستم در صورتی اطرافم افراد زیادی هستند که نماز ودعا نمیخوانند وحتی فیلمهای ماهواره نگاه می کنند ولی از لحاظ مادی همه چیز مثلا خانه وماشین خوب وزن خوب دارند ودر آرامش کامل هستند وبه همه آرزوهایشان می رسند اما من علی رغم دعاهای فراوان بر مشکلاتم افزوده میشود وهر روز فقیرتر می شوم ومریضی ام هم خوب نمی شود به نظر شما علت چیست جرا خداوند به من که مرتب دعا می کنم کوچکترین توجه وعنایتی نمی کند ودعایم رامستجاب نمی کند در صورتی که خیلی از افرادی که اصلا دها و نماز نمی خوانند وروزه واجبیات را رعایتن نمی کنند همه چیز می دهد علت چیست؟

با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

براي پاسخ به اين سوال به چند نكته توجه فرمائيد:
1- سنت خداوند در این دنیا بر آن تعلق گرفته که هر امری از طریق اسباب و علل عادی خود محقق شود. آن چنانكه از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود" أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً "َ(1) خدا خوددارى و امتناع فرموده كه كارها را بدون اسباب فراهم آورد. پس براى هر چيزى سبب و وسيله‏اى قرار داد."
بر اساس این سنت الهى، اگر مظلومي بخواهد حق خود را از ستمگر بگيرد، مريضي بخواهد درمان پيدا كند، شخصي مي خواهد در روزي وي گشايش يابد و...بايد خود گامهاي عملي برداشته و براي رسيدن به آن تلاش كند و انتظار آنكه صرف نماز ، روزه و سائر اعمال عبادي به عنوان عاملي تام براي برطرف شدن مشكل او باشد، امري باطل است لذا در مواردي كه شخص بي ايمان مراحل صحيح را طي كرده و به سرمايه خوب رسيده، سنت خداوند بر آن تعلق نگرفته است كه به صرف نماز نخواندن و...،تلاش وي را نابود كرده و مانع تاثير تلاش وي شود يا در مواردي كه شخص با ايمان سستي و تنبلي كرده و خود عاملي براي بيماري،فقر و...شده،به صرف نماز و روزه آنها را ناديده بگيرد و مثلاً به او روزي فراوان دهد گرچه شخص بي ايمان به جرم بي ايماني در آخرت و در موارد خاصي در دنيا عقاب شده و شخص با ايمان مستحق پاداش مي گردد.
البته هيچگاه تاثير اعمال عبادي خاص را در رفع موانع رفاه دينوي، انكار نمي كنيم. اما معتقديم آنها به عنوان جزئي از عامل در كنار عوامل مادي تاثير گذار است نه علت تام و كامل.
2-بر اساس آيات و روايات متعدد بر اين باوريم كه هيچگاه ثروت و رفاه ظاهري،معياري براي ارزشمندي افراد نزد خداوند نيست و در برخي از موارد فقر،مرض و...عاملي براي آزمايش و سعادت اخروي و در واقع از بزرگترين نعمتهاست. لذا در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است كه يكى از ياران امام صادق (ع) بر آن حضرت وارد شد در حالى كه حضرت مريض بود در همان بيمارى كه از دنيا رفت و ديد وضع مزاج حضرت طورى بود كه بدن پژمرده و بكلى از بين رفته مثل اينكه جز سرش چيزى باقى نمانده است آن شخص خيلى متاثر شده و گريه كرد حضرت فرمود چرا گريه ميكنى؟ عرض كرد با اين حالتى كه شما را مى‏بينم آيا گريه نكنم؟ حضرت فرمود نه. گريه ندارد چون مؤمن هميشه در معرض خير است. اگر تمام اعضاء و جوارحش قطعه قطعه شود برايش خير است و اگر مالك مشرق تا مغرب شود باز هم خير او است. تمامى خير و خوبى براى مؤمن در قضاء الهى است. (2)
بنابراين اعطاء نعمت،منحصر در عالم ماده نيست تا شخص آن را معيار قرار داده و تاثير نماز و روزه و در مجموع دين داري بر اساس آن سنجيده شود. اما آنچه در اين ميان مسلم است آن است كه وقوع بلا، دلائل و علل متعددي دارد كه برخي براي انسان شناخته شده و برخي ناشناخته است قرآن نيز در موارد متعدد از انسان تعبير به"«چنین مپندارید»، «چنان می اندیشید» «این گونه گمان نبرید و... "مي آورد و تمام اين موارد نشان دهنده نارسايي و غير واقعي بودن، داوريهاي ما در مورد اينگونه حوادث مي باشد و به تعبير قرآن چه بسا امري برايمان خير بوده، اما شر لحظ مي كنيم يا برعكس"عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون"؛ (3) بسا چيزها كه شما از آن كراهت داريد در حالى كه خيرتان در آن است و چه بسا چيزها كه دوست مى‏داريد در حالى كه شر شما در آن است و خدا خير و شر شما را مى‏داند و خود شما نمى‏دانيد ".
3- در برخي از موارد اعطاء نعمت دنيوي، عذاب همان اعمالي است كه از شخص صادر شده است لذا ممکن است کسانی ظالم و گنه کار باشند، ولی خدا نعمت را از آنان سلب نکند. زیرا یکی از سنّت های خدا، «استدراج» است؛ یعنی با وجود عصیان و طغیان، هم چنان نعمت هایش را بر تبه کاران استمرار می بخشد و این نوعی امتحان است تا آنان را در شرایطی که بار گناه سنگین تری دارند و غرق در معاصی شده اند. مؤاخذه کند و به شدیدترین کیفر برساند. آن چنانكه از امام حسين(ع)نقل شده است كه فرمود"الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْر"(4)استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بندهاش، به این معنا است که خدا «نعمتی» را به سمت بنده می فرستد و سرازیر می کند و از آن طرف، «شُکر» را از او می گیرد.
پي نوشت ها:
1. شيخ كليني، الكافي، چ اسلاميه، بي تا ، بي چا، ج 1، ص 184.
2. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق، ج68، ص 160.
3. بقره (2) آيه 216.
4. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق، ج 75، ص 117 .