با سلام و خسته نباشید. لطف کنید در مورد آیه 33 سوره مبارکه الرحمن توضیح بدهید که منظور ا عبارت الا بسلطان در انتهای آیه چیست و مگر امکان دارد انان و جن با هر قدرت و توانی از قلمرو حکومت خداوند خارج شوند.همچنین در مورد آیه 33 سوره مبارکه احاب توضیح بدهید لطفاٌ که این آیه خطاب به نان پیغمبر است یا اهل بیت (ع) و چرا ابتدای آیه و آیات قبل و بعد این آیه خطاب به زنان پیغمبر است ولی ما شیعیان اعتقاد داریم بخش پایانی این آیه خطاب به اهل بیت است؟
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ »(1)
اى گروه جن و انس اگر مىتوانيد از مرزهاى آسمانها و زمين بگذريد، ولى هرگز قادر نيستيد مگر با نيرويى (الهى).
خطاب به گروه جن و انس در اين آيه شريفه به طورى كه از سياق استفاده مىشود از خطابهاى روز قيامت است، و خطابى است تعجيزى، يعنى مىخواهد بفرمايد: روز قيامت هيچ كارى نمىتوانيد بكنيد.
و منظور آيه اين است كه اى گروه جن و انس اگر توانستيد از حساب و كتاب قيامت بگريزيد، اين شما و اين نواحى آسمانها و زمين، ولى به هر طرف بگريزيد بالأخره به ملك خدا گريختهايد، و شما نمىتوانيد از ملك خدا درآييد، و از مؤاخذه او رها شويد.
" لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ" يعنى قادر بر نفوذ نخواهيد بود، مگر با نوعى سلطه و قدرت كه شما فاقد آن هستيد. و منظور از سلطان، قدرت وجودى است، و سلطان به معناى برهان و يا مطلق حجت است، و به معناى ملك نيز هست.(2)
بنابراین این آیه شریفه بیان می کند که جن و انس در روز قیامت از قلمرو حکومت و فرمانروایی خداوند نمی توانند خارج شوند.
اما آیه 33 احزاب:
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »(3)
و در خانههاى خود بمانيد و همچون جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را بر پا داريد و زكاة را ادا كنيد، و خدا و رسولش را اطاعت نمائيد، خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.
با توجه به مطالب زیر ثابت می شود که انتهای آیه یعنی « انما یرید الله...» درباره اهل بیت نازل شده است:
1- ضميرهايى كه در آيات قبل و بعد آمده عموما به صورت ضمير" جمع مؤنث" است، در حالى كه ضمائر اين قسمت از آيه (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) همه به صورت" جمع مذكر" است، و اين نشان مىدهد معنى ديگرى در نظر بوده است.
2- روايات بسيار زيادى كه در منابع اهل سنت و شيعه درباره شان نزول « انما یرید الله...» وارد شده بیان می کند که:مخاطب در آيه فوق منحصرا پنج نفرند: پيامبر (ص)، على و فاطمه و حسن و حسين علیهم السلام.(4)
3- مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر " الميزان" آورده:" ما هيچ دليلى در دست نداريم كه جمله إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ... همراه اين آيات نازل شده است، بلكه از روايات به خوبى استفاده مىشود كه اين قسمت جداگانه نازل گرديده، اما به هنگام جمع آورى آيات قرآن در عصر پيامبر به دستور ایشان در كنار اين آيات قرار داده شده است.(5)
ایشان در ادامه اضافه می کند: رواياتى كه در شان نزول آيه وارد شده تاييد مىشود، چه در آن روايت آمده كه آيه شريفه در شان رسول خدا (ص) و على و فاطمه و حسن و حسين (ع) نازل شده است، و احدى در اين فضيلت با آنان شركت ندارد.
و اين روايات بسيار زياد، و بيش از هفتاد حديث است، كه بيشتر آنها از طرق اهل سنت است.(6)
اما سؤالى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه چگونه در لابلاى بحث از وظايف زنان پيامبر ص مطلبى گفته شده است كه شامل زنان پيامبر (ص) نمىشود.
پاسخ اين سؤال را مفسر بزرگ مرحوم" طبرسى" در" مجمع البيان" چنين مىگويد:" اين اولين بار نيست كه در آيات قرآن به آياتى برخورد مىكنيم كه در كنار هم قرار دارند و اما از موضوعات مختلفى سخن مىگويند، قرآن پر است از اين گونه بحث ها، همچنين در كلام فصحاى عرب و اشعار آنان نيز نمونههاى فراوانى براى اين موضوع موجود است".(7)
همچنین چون قرار گرفتن این قسمت آیه که نزول مستقل داشته در کنار آیات مربوط به همسران پیامبر چون به دستور ایشان بوده حکمت های دیگری هم دارد مثل قرار گرفتن آیه اکمال دین که مربوط به نصب علی بن ابیطالب به خلافت است، میان آیه ای که مربوط به حرمت گوشت ها است(8) که آن هم به دستور پیامبر و بخاطر حکمت هایی از جمله حفظ این آیات از دستبرد مخالفان می باشد.
پی نوشت ها:
1. الرحمن(55)آیه33.
2. طباطبایی، تفسیر المیزان،(ترجمه)انتشارات جامعه مدرسین، ج19، ص 179.
3. احزاب(33)آیه33
4. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، انتشارات اسلامیه، ج17، ص295.
5و6. طباطبایی، محمد حسین، المیزان(ترجمه)،انتشارات جامعه مدرسین، ج16، ص465.
7. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، انتشارات ناصر خسرو،ج8، ص560.
8. مائده(5)آیه3.






