با سلام مي خواستم لطف نماييد به شبهات زير راجع به حضرت علي (ع) پاسخ جامعي بدهيد.
در باره این واقعه باید گفت اکثر اهل تشیع خلافت و خلیفه را معادل امام میداننددر حالی که از نظر اهل سنت چیزی به اسم امام که معصوم باشد و از او باید اطاعت مطلق کرد مثل پیامبر وجود ندارد.از نظر اهل سنت چهار خلیفه ابوبکر،عمر،عثمان و علی نه معصوم بودند نه امام. آنها جانشین سیاسی پیامبر بعد از فوت ایشان بودند.پس از هر گونه حطا و اشتباه مبرا نمی باشند .اهل سنت یعنی پیروان سنت پیامبر اگر فرض بگیریم که ابوبکر و عمر و عثمان در حق علی ظلم کردند خوب من از شما می پرسم به اهل سنت چه ربطی دارد؟؟ اهل سنت طرفدار سنت پیامبر است نه سنت ابوبکر و عمر و عثمان و علی.ثانیأ در ان حادثه اگر از طرف خدا کسی جانشین پیامبر گشته مطمئنن پیامبر می گفت که بعد از من فلانی جانشین من است چه لزومی داشت کلماتی بکار ببرد که مردم گمراه شوند؟؟ مگر پیامبر برای هدایت مردم آمده بود یا گمراه کردن آنها؟؟ پیامبر از چه باید میترسید که حرفشو رک وراست نگه؟؟ تفرقه؟مگر در زمان پیامبر کسی جرات کرد رو حرف رسول خدا حرف بزند تا حالا کس دیگری این جرات را به خودش بدهد؟ چند با ابوبکر و علی و عمر و عثمان و سایر صحابه پیاامبر را سراغ دارین که حرف پیامبر را زمین گذاشته و عمل نکنند که این بار دومی باشد؟؟

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ادعاهاي اين دوست عزيز يا نشان از ناآگاهي ايشان نسبت به تاريخ اسلام و وقايع آن دوره مي باشد و يا دانسته صرفا در جهت الغاء شبهاتي در ذهن مخاطب اين مطالب را نوشته است.
جواب ايشان به ترتيب مطلبي كه آورده ايد در چند محور ارائه مي شود:
1. اهل سنت هم مانند شیعیان خلفا را امام می دانند. اما بر خلاف شیعیان آنها را معصوم نمی دانند و تفسیر دیگری از امامت دارند. بنا بر دلايل متعدد عقلي و قرآني امام يا خليفه يا جانشين يا هر چه اسمش را بگذاريد بايد معصوم باشد. عدم عصمت جانشين پيامبر سبب بروز مشكلات فراوان، عدم تفسير درست از دين و عدم اجراي درست احكام اسلامي مي شود. در زمینه عصمت امامان(ع) نیز چون شیعه معتقد است، منصب امامت همچون نبوت از سوی خدا تعیین می شود و امام را ادامه نبی می داند، ازاین رو دلایل عصمت انبیا می تواند عصمت ایشان را نیز به اثبات برساند. براي مطالعه بيشتر ر.ك: سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي، انتشارات طه، ج2، قسمت عصمت انبياء و بخش امامت.
2. توجه داشته باشید که در زمینه جانشینی، حضرت رسول در بسیاری از موارد به صراحت به مساله امامت و جانشینی حضرت علی (ع) اشاره کرده اند. نمونه معروف آن حدیث یوم الدار است که ایشان با روشنی کامل فرمودند: «هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا؛ او(علی) برادر، وصی و خلیفه من در میان شماست، از او اطاعت کنید.»(1) اما اگر منظور طراح سوال حدیث غدیر است باید گفت که به نظر می رسد هر لفظ دیگری هم حضرت استفاده می کردند باز هم با تفسیرها و تاویل های مختلف روبرو می شد.
3. در متن ذكر شده آمده است كه اهل سنت طرفدار سنت پيامبر است نه سنت خلفاء؛ متاسفانه این حرفي كاملا اشتباه است. اهل سنت خود را پيرو سنت پيامبر و در ادامه آن سنت و سیره خلفاء بخصوص شیخین مي دانند. اين پيروي از سنت خلفا تا جايي است كه در بعضي موارد حتي سخن خلفا را بر سخن يا عمل رسول الله هم برتري داده اند و كلام ایشان را اخذ كرده اند. نمونه ها در اين زمينه كم نيست و ما تنها به ذكر دو مورد اكتفاء مي كنيم:
الف) یكی از آن موارد " متعه" است كه در صحاح اهل سنت تصریح شده است كه این عمل تا زمان خلافت عمر جایز بود و او بود كه متعه را حرام كرد و برایش مجازات تعیین نمود . با این وصف اهل سنت هرگز حاضر نیستند جواز متعه و حلال بودن آن را بپذیرند. حتی اگر برای شان ثابت شود در زمان رسول الله جایز بوده و قرآن و سنت رسول الله برجواز متعه حكم می كنند . آنان نه تنها خود حاضر نیستند حلیت آن را قبول كنند كه اهل تشیع را هم بخاطر اینكه از تحریم عمر پیروی می كنند، آماج حملات خود قرار داده و آن را مرادف با زنا محسوب می كنند! به سخن معرف عمر در اين زمينه دقت كنيد: دو متعه در زمان پيامبر اکرم (ص) حلال بوده و من امروز آنها را حرام مي کنم و مرتکبين آنها را به کيفر مي رسانم. يكي متعه زنان و ديگري متعه حج.(2)
ب) دست بسته نماز خواندن هم از مواردي است كه بعد از وفات پيامبر و در زمان خليفه دوم و به دستور او به وجود آمد. بنا به شواهد فراوان تاريخي و روايي حضرت رسول با دست باز نماز مي خواندن.(2) اما عمر به دلايلي با دست بسته نماز خواندن را باب كرد.(4) حال جالب اينجاست كه در روايات آمده كه پيامبر فرموده اند: صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي، همانگونه كه من نماز مي خوانم، نماز بخوانيد.(5) حال خود قضاوت كنيد كه اهل سنت تابع صرف سنت پيامبرند يا ديگران.
4. قطعا پيامبر اسلام براي هدايت بشريت آمده اند و قطعا ايشان در زمان حياتشان به طور صريح نام حضرت علي(ع) را به عنوان جانشين خود ذكر كرده اند. اما اينكه در زمان پيامبر كسي جرات حرف زدن بر خلاف پيامبر را داشته يا خير بايد گفت متاسفانه بله، بعضي از صحابه به خود اجازه و جرات چنين عملي را مي دادند. اگر بخواهيم يك مورد را نام ببريم مي توان از حديث معروف دوات و قرطاس نام برد. در اين حديث رسول خدا(ص) طلب كاغذ و قلمي را مي كند تا چيزي بنويسد كه سبب هدايت مسلمين است. در اين هنگام عمر با ذكر جمله «بيمارى بر پيامبر چيره شده است (كه چنين سخنانى مى گويد)، قرآن نزد شماست و كتاب خدا ما را كافى است!»(6) سخن پيامبر را رد كرده و با اين كار در برابر پيامبر قد علم كرده است.
لذا با شواهدي كه ذكر كرديم جواب اين عزيز تا اندازه زيادي روشن مي شود. البته اگر باز هم سوالي در اين زمينه داشتيد خوشحال مي شويم با ما ارتباط برقرار كنيد.
پي نوشت ها:
1. مجلسي، محمدباقر، بحارالنوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج38، ص220.
2. متقي هندي، علي، کنز العمال، الرساله، لبنان، 1409ق، ج8، ص293 و 294.
3. ترمذی، سنن ترمذی، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان، بیروت، دارالفکر.1403ق، ج2، ص98.
4. بيهقي، احمد بن حسين، سنن بیهقی، نشر مصر ، 1348 ش، ج2، ص28.
5. بحارالانوار، همان، ج82، ص279.
6. بخاري، محمد، صحيح بخارى، دارالفکر، بیروت، بی تا، كتاب المرضى،باب17 (باب قول المريض قوموا عنى)،ح1.