با عرض سلام و خسته نباشید
همان طور که میدانیم یکی از صفات پروردگار بلند مرتبه ستارالعیوب بودن ایشان میباشد، از طرفی هم میدانیم خداوند به بعضی از بندگان خوبش یک تواناییهای می بخشد یکی از این الطاف به اصطلاح دادن چشم برزخی به آن فرد است که فرد میتواند نهان انسانها را ببنید حالا با شکل و شمایل های برزخی نمیگم حیوانی و عجیب غریب یعنی آن فرد با دیدن من و شکل برزخی من که یک انسان پرگناه هستم متوجه بد بودن من میشود یعنی بدی من از این فرد پنهان نمیماند این موضوع با مسئله سطر اول تناقض ندارد؟؟؟
لطفا پاسخ را به ایمیل بنده ارسال فرمائید
با تشکر و قدردانی
سعید 91/02/08
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برخورداری برخی از بزرگان از چشم برزخی با ستاریت خدا منافات ندارد زیرا:
1- خداوند متعال دارای صفات عدیده است که هیچ صفتی مانع تجلی و ظهور صفت دیگر نیست. خداوند همان گونه که ستار است،«مُظهر» و«منتقم» است. نه صفتی جایگزین صفت دیگر می گردد و نه مانع ظهور صفت دیگر می شود. مثلا خداوند "مجیب الدعوات"است. اما دعای هر کسی را در هر شرایط و وضعیت مستجاب نمی کند؛ بر این اساس در عین حال که در بسیاری موارد خداوند ستار است در مواردی نیز کشاف حقایق و برملا کننده امور پنهانی است و همان گونه که رحیم است، قهار و عذاب کننده نیز هست .
2- میزان ستاریت پروردگار نسبت به هر کس به تناسب لیاقت، شایستگی و درجات قرب او در پیشگاه خداوند است. از این رو خداوند برای کافرین لجوج و مفسدانی که بی باکانه و بدون هیچ ترس و واهمه از آشکار شدن جرم ،به گناه و معصیت شان ادامه می دهند، ستاریتی قرار نداده و عیب پوشی نمی کند. ستاریت نسبت به مومنین نیز به تناسب درجات ایمانی آنان بستگی دارد.
به بیان دیگر ازآیات قرآن که سرنوشت اخروی مجرمان را مطرح می کند و نیز از آیاتی که عذاب دنیایی بعضی از تبه کاران را بیان نموده، استفاده می شود که« ستارالعیوب» بودن پروردگار به طور مطلق نبوده و درباره همگان به یک معنا نمی باشد. بلکه ظهور عیب بعضی از افراد، معلول نوع عملکرد اختیاری خود انسان است و ستارالعیوب بودن حضرت حق به چنین عیوبی تعلق نمی گیرد. افزون بر آن آیا معقول است که " ستاریت" خداوند مطلق باشد و عده ای بخواهند با خاطر جمع و بدون هیچ دغدغه ای هر معصیتی را مرتکب شوند؟
ستارالعیوب بودن خداوند نسبت به افرادی است که عیب و عمل آنها با سوء اختیار و تکرار عمدی نباشد. ستارالعیوب بودن در مراحل اولیه خطای انسان است تا او فرصت توبه داشته باشد. اما اگر بی پروا بود، رسوا می شود و همین تهدید عامل بازدارنده فرد از بی پروایی در رفتارهای نادرست بوده و تاثیر تربیتی بسیار دارد.
به عبارت روشن تر همان گونه که ستاریت عام خداوند در مورد گناهان بندگان اثر مثبتی در زندگی بندگان و رابطه مهرآمیز آنان با خداوند داشته زمینه ساز بازگشت آنان از معاصی و آلودگی هاست، به همین نسبت درک این حقیقت که گناهان انسان به طور کامل مخفی نبوده و برخی از اولیاء الهی ممکن است از آن آگاه گردند خود عاملی تربیتی برای توجه و دقت عمل انسان دررفتارهایش محسوب می گردد.
3- چشم برزخی را خداوند به هر کسی نمی دهد. بلکه به کسانی عنایت می کند که محرم اسرار الهی باشند، ظرفیت تحمل آن را داشته باشند و جایگاه استفاده از آن را بدانند و جز با اذن و و اجازه خدا و اطمینان از رضایت او از آن استفاده نمی کنند ، به علاوه حالات کشف و شهود و حضور در عارفان امری پیوسته و مستمر نیست. بلکه گاهی "نفحات رحمانی" در قلوب شان تجلّی می کند، و چنین حالتی به آنان دست می دهد. گاهی جلو یا پشت پای خویش را نمی بیند. سعدی در مورد قصه حضرت یعقوب و استشمام بوی پیراهن یوسف (ع) می گوید:
یکی گفتا به آن گمگشته فرزند که ای روشن روان پیر خردمند
ز مصرش بوی پیراهن شنیدی چرا در چاه کنعانش ندیدی؟!
بگفتا حال ما برق جهان است گهی پیدا و دیگر گه نهان است
گهی بر طارم اعلی نشیند گهی در پیش پای خود نبین






