باسلام وخسته نباشید و تشکر از اینکه به سوالات پاسخ میدید.
دختری 25 ساله ام.حدود 1 ساله پدرم زن گرفته (مادرم تو 20 سالگی به رحمت خدا رفته).خودم از اول به خاطر اینکه ازدواج دستور خداست و ... موافق بودم الانم سعی میکنم زیاد با این مساله مشکلی نداشته باشم ولی وقتی پدرم با اون میرن تو اتاقشون یا وقتی زن 40 ساله جلو ما خودشو لوس میکنه یا وقتی بعضی وقتا با صدای بلند با هم بحث میکنن، اعصابم خورد میشه و ازش بدم میاد.راستش وقتی اونا پیش هم میخوابن یا دل میدن قلوه میگیرن،تو یه ظرف میخورن... منم دلم میخواد، نمیدونم باید چیکار کنم که این فکرا تموم شه، لطفا کمکم کنید.باتشکر
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
موضوعی که از آن سخن به میان آورده اید تنها اختصاص به نوع رابطه زن بابا با پدرتان ندارد. بلکه حتی اگر مادرتان نیز در قید حیات بود و چنین رابطه ای با پدرتان داشت ممکن بود این حالت در شما ایجاد شود. بخش عمده ای از این حالت شما که شبیه نوعی رشک و حسادت می نماید ریشه در نیازهای فیزیولوژیکی و ارضا نشده شما دارد. این را بدانید که گاهی اوقات، جوانانی که در آستانه ازدواج و در سن ازدواج قرار دارند و یا مقداری از سن ازدواج آنان گذشته است ولی به هر دلیلی امکان ازدواج به هنگام آنها فراهم نشده است و شرایط ازدواج را تاکنون نداشته اند، به جهت همان میل و علاقه به جنس مخالف که از دوران بلوغ فعالیت گسترده خود را آغاز نموده است، هیجان ها و تمایلات جنسی انباشته شده ای در وجود آنان شکل می گیرد؛ طبیعی است که به دلیل هیجانات انباشته شده جنسی، محرومیت، عطش جنسی و فشاری که از این ناحیه احساس می کنند، نسبت به رفتار سایر متأهلین و کسانی که ازدواج کرده اند و به راحتی نیازهای خود را برآورده می سازند رشک می ورزند و به نوعی دچار حسادت می گردند. این حالت کم و بیش در بین همه مجردین و نیز فرزندان خانواده ها که ازدواج شان به تأخیر افتاده است نسبت به رفتار والدین شان دیده می شود و تا حدودی طبیعی است. البته رفتار خود والدین نیز در این میان بی تأثیر نیست. چرا که گاهی وقت ها آنها برخی ملاحظات لازم را در نظر نمی گیرند و خواسته و ناخواسته در حضور فرزندان بالغ و عاقل خود رفتارهایی انجام می دهند که داغ درونی آنها را تازه می کنند و به نوعی حسادت آنها را بر می انگیزانند و باعث ناراحتی و رنجش پنهان و آشکار فرزندان می شوند.
اگر چه ازدواج مجدد پدرتان به نوعی حق او به شمار می رود و او می بایست خیلی زودتر از این ها ازدواج می نمود و نیازهای خود را به نحو شایسته برآورده می ساخت اما، این حق را نیز به او بدهید تا با همسرش راحت باشد و به شیوه زن و شوهری باهم رفتار کنند البته از آنجا که آنها تازه ازدواج کرده اند، طبیعتاً بعد از مدتی روابط عادی می شود و از آن شور و التهاب اولیه کاسته می شود و ممکن است دیگر در حضور شما کمتر برخی رفتارهای عاشقانه و مختص زن و شوهری از خود بروز دهند.
نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که این رفتارها را تا حدودی طبیعی بدانید و از سوی دیگر، با ایجاد حواس پرتی و تغییر موقعیت و جابجایی مکانی از خیالپردازی در این زمینه بپرهیزید و جلو افکار آزار دهنده و مزاحم را بگیرید تا دچار مشکل نشوید. می توانید كشي به مچ دست خود ببنديد و با شروع خيالپردازي، آن كش را كشيده و رها كنيد طوري كه اندك سوزشي به دست تان وارد شود آنگاه شروع به شمارش معكوس نماييد؛ مثلاً عدد 100 را انتخاب كنيد و سعي نماييد هفت تا هفت تا از آن كم كنيد تا به صفر برسيد؛ با احساس دردى كه روى مچ دست تان ايجاد مى شود، از آن فضاى روانى فاصله می گیرید و ناخودآگاه موضوع ذهنى تان عوض می شود.
اگر ممکن است در یک زمینه کاری، هنری و یا حرفه و فنی فعالیت کنید تا حس احترام شما نسبت به خودتان و عزت نفس و اعتماد به نفس تان بالا رود در این صورت، میزان حساسیت و حسادت تان نسبت به رفتار زن بابا و پدرتان کمتر خواهد شد.
این را بدانید، ازدواج شما می تواند به منزله درمان مشکل تان قلمداد گردد چرا که در این صورت، نیازهای شما نیز به بهترین شیوه و در بستری مناسب ارضا می شود و علاوه بر آن، دیگر مجبور نیستید در منزل پدرتان سکونت داشته باشید و رفتارهای زن بابا با پدرتان را مشاهده کنید. توصیه می شود اگر موقعیت ازدواج دارید و خواستگار مناسبی دارید، بیش از این تعلل نکنید. اما اگر موقعیت ازدواج ندارید، سعی کنید از همه ظرفیت های خود برای همسریابی و جذب خواستگاران استفاده کنید و در این زمینه نقش فعالانه ای داشته باشید. برای این منظور می توانید با حفظ حریم حیا و عفاف خود در هيئات و محافل مذهبی، فعالیت های اجتماعی و جمع زنان حضور فعال و با نشاط داشته باشند و توانمندي هاي خود را بروز دهيد. زيرا خيلي از زنان از همين مجالس مورد براي ازدواج پيدا مي کنند. همچنین می توانید به برخی از افراد موثق و مورد اطمینان در محل کار، تحصیل و زندگی بسپارید که اگر پسر خوب و مجردی را سراغ دارند که با شما همخوانی و تناسب دارد، غیر مستقیم به خانواده شما معرفی کنند تا زمینه خواستگاری و ازدواج به وجود آید.
اگر با این راهکارها مشکل تان برطرف نشد و کاهش نیافت در این صورت، مراجعه حضوری به روانشناس و روانپزشک جهت ریشه یابی و درمان اساسی ضروری خواهد بود.






