سلام،اگر ایمان اختیاری است،پس چرا خداوند اقوامی که در زمان پیامبران قبل بودند را به جرم ایمان نیاوردن عذاب می کرده شاید در جواب این آیه را بیاورید که "و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا" اما این آیه هم نمی تونه دلیل باشه،چون انسان ها در ایمان آوردن مختارند:لا إکراه فی الدین،قد تبین الرشد من الغی
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
این مطلب لازم است روشن شود که آزادی در عقیده و دین که در آیات شریفه ای چون "لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى..."(1) سوره بقره آیه 256 در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى روشن شده است. بنا بر اين، كسى كه به طاغوت (بت و شيطان، و هر موجود طغيان گر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است. و نیز "إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً" (2)یعنی: ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس! بیان شده،با دستورها و اوامر و نواهی شرعی و وعده و وعید های مرتبط با آن تفاوت دارد. آن چه در این آیه بیان شد،اشاره به حقیقتی تکوینی و تشریعی در عالم دارد که همان آزادی انسان در عقیده و باورهای درونی خود است و بیان اینکه اکراه و اجباری در دین نیست، به این معنا است که اصولا در دین و عقیده که امری قلبی می باشد و اکراه و اجبار به آن معنایی ندارد، زیرا محال است که بتوان با اجبار عقیده ای را در درون قلب کسی جای داد.
اما همان طور که انسان در انتخاب دین و باور درونی خود مختار و آزاد است، در عین حال نباید تصور کرد که برای انتخاب عقیده و باور دینی تفاوتی بین گزینه ها وجود ندارد و از جانب خداوند بین انتخاب دین حق و ادیان باطل تفاوتی لحاظ نشده است. در واقع آزادی در انتخاب یک حقیقت است و تفاوت در نتیجه و تفاوت در برخورد در انتخاب های گوناگون امری دیگر است. به تعبیر دیگر، اختیاری بودن ایمان و کفر در انتخاب، به معنای مساوی بودن نتیجه آن نیست به این معنا که اگر در انتخاب راهی که در مسیر شما قرار گرفته اکراه و اجباری نباشد، نتیجه آن در انتخاب هر کدام از دو راه مساوی باشد همان طور که در ادامه آیه آمده است کسی که به طاغوت پشت کند و به خدا ایمان آورد، در حقیقت دستگیره محکمی را در چنگ خود گرفته خود را نجات داده است.
پس باید بپذیریم مطابق با آیه شریفه "إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً" انسان ها بعد از نمایاندن راه هدایت از طرف خدای متعال یا راه شکر را بر می گزینند، یا به طرف کفر و ناسپاسی می روند. انتخاب راه هدایت یا ضلالت کاملا اختیاری است و هیچ اجباری در آن نیست، اما وقتی که یکی از این راه ها را انتخاب کرد به طور حتم نتیجه آن را هم در این دنیا و هم در سرای باقی خواهد دید و معلوم است که هر کدام از نتایج کاملا با هم متفاوت است و مقصد یکی سعادت و دیگری شقاوت است.
این موضوع با ذکر مثالی روشن تر خواهد شد.مثلا کسالتی بر انسان عارض می شود این شخص دو راه دارد و در انتخاب آن هیچ کسی نمی تواند او را مجبور به انتخاب هر یک از آن کند، یا با اختیار خود نزد دکتر می رود و با خوردن دارو مداوا می شود که نتیجه آن بهبودی است یا این که به هر دلیلی از رفتن نزد دکتر پرهیز می کند و نتیجه آن تشدید بیماری و حتی مرگ است. همان طور که ملاحظه کردیم این انسان در ابتدای کار مختار بود که کدام راه را طی کند، اما نتیجه اقدامش(بهبودی یا تشدید بیماری) متفاوت و از عهده او خارج بود.
و اما با توجه به آیه بعدی این هشدار به ما داده می شود برای کسانی که در مسیر انحرافی قرار گرفتند و کافر شدند، عذابی دردناک آماده کرده ایم "إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعيراً" یعنی:ما براى كافران، زنجيرها و غلّ ها و شعله هاى سوزان آتش آماده كردهايم! (3)
در بعضی از تفاسیر آمده است:
اين آيه شريفه به عاقبت وخيم انسان كفورى كه در جمله" إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً" نامش به ميان آمده بود اشاره مىكند.(4)
بحث تجسم اعمال:
علاوه بر این،می توانیم این بحث را باز دریچه استناد اعمال به آدمی مطرح کنیم و این که انسان با اعمال خود بهشت و جهنم را شکل می دهد همان طور که قرآن فرمود:"قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه"(5) بگو هر كسی طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مىكند و حتی ممکن است تاثیرات آن را در همین دنیا هم ببیند همان طور که در مورد عذاب اقوام گذشته دیده شد. نتیجه آن را حتی در این دنیا هم می بیند، در نتیجه این اعمال مجسم می شوند و اگر ثواب یا عذابی می بینند به دلیل تجسم اعمال شان است نه به صرف این که به دین ایمان نیاوردند. اگر چه عدم ایما لوازمی دارد. پس این گونه افراد از جهت لوازم عدم پای بندی به دین به عذاب گرفتار شدند.
امام صادق(ع) فرمود "إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةُ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُطِلٌّ عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةً فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مُسَاءَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْبِرِّ دُونَكُمْ صَاحِبَكُمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ"(6)
هنگامى كه مؤمن وارد قبر مىشود نماز در طرف راست او و زكات در طرف چپش قرار مىگيرد، و نيكى بر سرش سايه مىافكند، و شكيبايى در فاصلهاى دور از آن ها قرار مىگيرد هنگامى كه آن دو فرشته پرسشگر بر او وارد مىشوند، شكيبايى به نماز و زكات و نيكى مىگويد: مواظب رفيق خود باشيد، پس اگر درمانديد من خود مراقب او خواهم بود.***
این نتیجه تجسم اعمال است اگر چه این تجسم بعد از مرگ برای هر کسی ظهور خواهد داشت، اما فرقی نمی کند گاهی انحراف و به بیراهه رفتن فرد و یا افراد آن چنان آشکار خواهد بود که در پی آن و در همین دنیا علاوه بر آن دنیا، نتیجه اش معلوم خواهد شد.مثل عذابی که بر اقوام سابق نازل شد که البته آن عذاب های سنگین فقط به صرف اختیار راه گمراهی نبوده است،بلکه هم به این دلیل و هم به دلیل وعده حتمی عذاب از طرف خدای متعال در صورت اصرار بر گناه و زیر پا گذاردن علنی قوانین الهی و آزار و اذیت شاهدان حق بوده است که سر انجامی تلخ برای خود تقدیر کردند.
بنابراین، ارتباط بین گناه و عذاب مثل جرایم دنیا صرفاً اعتباری و قراردادی نیست؛ بلكه انسان ها در آتشی می سوزند كه خود با دستان خود برافروخته اند؛
و اما در مورد آیه شریفه " وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا"(7) باید گفت اشکال در سوال موجه نیست. زیرا آیه در مقام بیان این موضوعی کلی و اعلام قانونی الهی است که کسی بی جهت عذاب نمی شود. اگر کسی عذاب می شود به این دلیل است که به عواقب راه پر خطر انحراف نیندیشیده و با اختیار خود اسباب عذاب را فراهم کرده است و با توضیحاتی که داده ایم این معنا روشن شد که انتخاب و اختیار امری قلبی است که همیشه با نتیجه ای همراه خواهد بود و این که شخص خیال کند. اگر دین الهی را انتخاب نکرد و در مسیر حق قدم بر نداشت چون هیچ اکراهی در کار نیست پس نباید گرفتار نتیجه آن شود، خیالی باطل است چون هر راهی به مقصدی ختم می شود، اما این مقصد خیر است یا شر به عهده صاحب اختیار است و چاره ای از آن نیست و اصلی ترین ماموریت پیامبران الهی ارشاد مردم به حق و ترساندن آن ها از عذاب الهی است. اگر در مسیر باطل قدم بردارند.
در این باره در تفاسیر توضیحات مفصلی داده شده است که مراجعه شود.(8)
پی نوشت ها:
1. سوره بقره،آیه 256.
2. سوره انسان، آیه 3.
3. همان، آیه 4.
4. طباطبایی محمد حسین،تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی محمد باقر، قم، انتشارات جامعه مدرسین، سال 1374 ه ش،چاپ پنجم، ج20، ص 199.
5. سوره اسراء، آیه 84 .
6. مجلسی محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، چاپ مکرر، ج68، ص73.
7. سوره اسراء،آیه 15.
8. رک تفسیر المیزان پیشین، جلد 13، ص 79 .






