سلام!اول باید تشکر کنم بابت جواب هاتون.باید بگم به نظرم جواب هاتون منطقی و کارشناسانه بود و منو تا حدی امیدوار کرد. من بدم نمیاد این بحث رو با شما ادامه بدم.یا از طریق همین سایت یا مستقیم با ایمیل. amirrezaforughi@gmail.com
البته اگر سرتون شلوغه من توقعی ندارم!!
ولی در جواب شما باید بگم که من کلا میخوام فکر ازدواج رو از سرم بیرون کنم. ولی 2 مشکل دارم!! اول این این که نمیدونم با تنهایی چه جوری سر کنم ؟؟؟؟ البته یه راه حل هایی به هنم رسیده مثلا خریدن یه طوطی!!!!!!
دوم اینکه : نمیدونم قبلا بهتون گفتم یا نه ولی متاسفانه من تو دانشگاه از یه دختری خیلی خوشم میاد!! نمیدونم چه جوری فکر اون رو از سرم بیرون کنم!! راستش خیلی رو روحیه ام تاثیر گذاشته!خیلی جالبه من خودم میدونم این یه هوس زودگذر هستش و هیچ عقل و منطقی پشت سرش نیست !! میدونم به فرض اینکه حتی یه روزی بتونم باهاش باشم خیلی زود ازش خسته میشم!! میدونم از هیچ نظر به من نمیخوره از نظر فرهنگی طرز فکر و .....
ولی بازم وقتی میبینمش ناراحت میشم!!!! نمیدونم چه کار کنم!! من اگر بتونم این دو مشکل رو حل کنم برام خیلی خوبه!! تصمیم گرفتم وقتی درسم تموم شد برم خفن کار کنم و اول اینکه برای خودم یه زندگی متوسط راه بندازم و دوم اینکه با ما بقی پولم به کسایی که به نظر خودم نیازمندم مثلا بچه های یتیم یا افراد مستمند کمک کنم!! این جوری برای وحیه خودم هم خوبه!!ولی اول باید بتونم به اون دو مشکل فایق بیام!!
در ضمن اگر فکر میکنید بحث من ی فایده هست لطفا خودتون رو به زحمت نندازید واسه جواب دادن!!

با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

خوشبختانه منطق و درايت در نامه شما موج مي زند و اين نشانگر اين است كه آينده شما زياد هم تيره و تاريك نيست.
همان طور كه در نامه هاي پيش متذكر شديم در بسياري موارد بدون كمك تخصصي يك روانشناس باليني و روانپزشك نمي توان به آرامش روحي رسيد و خود درماني در بسياري موارد كم تاثير و بي تأثير است.
گويا شما ميانه اي با درمان تخصصي نداريد. به عنوان مثال يك دارو درماني ساده در كنار چند جلسه روان درماني مي تواند تحولات مثبتي در شما به وجود آورد به گونه اي كه از ديدن اين دختر به هيچ وجه ناراحت نشويد يا ناراحتي تان به حداقل برسد.
در برخي موارد صرف ديدن محرك تأثير مثبت يا منفي دراز مدت ندارد. بلكه اين اشتغال ذهني وسواس گونه به محرك است كه باعث آزار ذهني فرد مي گردد. پس اگر با دارو درماني روحيات مضطرب و افسرده وار بهبود يابد ما با كمترين مشكل با اين محرك هاي بيروني مواجه مي شويم.
انس با طوطي يا حيوانات خانگي امر بدي نيست ولي بايد دانست اولاً احساس تنهايي شما بايد از طريق مصاحبه باليني ريشه يابي شود. چه بسا ريشه در روحيات افسرده وار احتمالي شما داشته باشد. ثانياً لزومي به پر كردن احساس تنهايي صرفاً از طريق حيوانات خانگي نيست. اگر كمي از بالا به محيط پيرامون خود بنگريد دختران بسياري خواهيد يافت كه هم همچون شما به خاطر يكسري مشكلات جسمي يا روحي-رواني يا مشكلات محيطي ازدواج و همدمي با يك پسر را آرزوي دست نيافتني مي پندارند. بي شك ازدواج با اين دختران مي تواند به بهترين نحو تنهايي شما را پر كنند و اميد واقعي و نه واهي را به زندگي شما بپاشد. اگر همه ما انسان ها كمي سطح توقعات خود را پايين آوريم قطعاً خواهيم توانست كه به دل انگيزترين زندگي ها دست يابيم.
آيا اين افسانه است كه دختراني در جامعه ما وجود دارند كه به هيچ وجه قابليت باروري ندارند و آن ها هم به خيال اين كه هيچ پسري به خاطر ناباروري با آنها ازدواج نمي كند در غم و غصه بسر مي برند. يا آن كه همه آنها بيش از آن كه به مسائل جنسي بينديشند به مسائل عاطفي مي انديشند و مي توانند بهترين همدم و همراه پسران ارزشمندي چون شما باشند.
البته شكي نيست كه شما به همه اين امور واقفيد و عملي ساختن افكار مثبت چه بسا نيازمند كمك يك روانشناس باليني يا هر فردي كه شما قبولش داريد باشد. شرايط شما زياد هم دشوار نيست و با كمي اصلاح زاويه ديد مي توان به آرامش پايدار و نه كاذب و موقت دست يافت.