سلام من یک پسر 17 ساله هستم از بچگی در مسجد و فعالیت قرانی و مذهبی شرکت می کردم
و در مدرسه شخصیتی مذهبی داشتم و همه به من به عنوان شخص حذب اللهی بودم
تو دبیرستان با پسری اشنا شده بودم که خیلی روی افکارم کار کرد با حرف های منحرف کنندهای که میزد باعث شد من از اون مذهبی بیرون بیام و تا چند ماه بگونه ای تغییر کرده بودم که حتی نمازم رو حتما نمی خوندم وقتی دوستام منو میدیدن تعجب می کردن که چگونه از اون شخصیت حذب اللهی این جوری شده بودم تا اینکه یکی از دوستان سابقم اومد از دین برام حرف زد و حرفاشو قبول کردم ولی حالا نمی تونم حتی نصف چیزی که قبلا بودم هم بشم حتی دوست دارم دوباره مسجد برم ولی که چیز درونی منو از این کار منصرف می کنه لطفا یه راهی بهم نشون بدین تا مثل قبلا باشم خودمم از این شخصیت تازم بدم میاد
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
دوستی با مردم دانا نکوست دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت میکند بر زمینت میزند نادان دوست
بی تردید عامل سازنده شخصیت انسان ـ بعد از اراده و خواست او ـ امور مختلفی است که مهم ترین آنها همنشین و دوستی میباشد، خداوند دربارۀ عاقبت دوستی با افراد گمراه و ناباب میفرماید: «وَ یوْمَ یعَضُّ الظَّالِمُ عَلَیَ یدَیهِ یقُولُ یـَـلَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً یـَاوَیلَتَیَ لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَ نًا خَلِیلاً لَّقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِی وَ کانَ الشَّیطَانُ لِلاْنسَانِ خَذُولاً؛(1) و به خاطر بیاور روزی را که ظالم دست خویش را از شدت حسرت به دندان میگزد و میگوید: ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم، ای وای بر من! کاش فلان [شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نکرده بودم! او مرا از یاد حق گمراه ساخت، بعد از آن که آگاهی به سراغ من آمده بود، و شیطان همیشه مخذول کننده انسان بوده است».
بر این اساس ، انسان باید از دوستی با افراد گمراه، غافل و شیطان صفت بپرهیزد و در انتخاب دوست دقت نماید. ای کاش بسیار زودتر از این به فکر افتاده بودید و رابطه خود را با این فرد گمراه قطع می کردید. با این همه هنوز دیر نشده و در اولین فرصت باید رابطه خود را با این فرد منحرف قطع کرده و ضمن ارتباط با دوستان شایسته و مومن ضمن بررسی بناهای فکری خودتان، به بازپروی اعتقاداتان پرداخته و در اصلاح آن بکوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد و ... اموری است که دارای نتیجه مستقیم بر عملکرد فرد است. پس باید درتقویت و اصلاح این مبانی بکوشید.
فراموش نکنید:
بعد از چندین سال همنشینی با شیطان انسی توانسته اید به وسوسه های او "نه" بگویید و قصد ترک او را دارید. می خواهید در مقابل خواهش های نفسانی خود بایستید، این کارسختی است. آن قدر این کار سخت است که در روایات ما از آن تعبیر به "جهاد اکبر" شده است. بنابراین باید بسیار مراقب باشید، زیرا هر چقدر در مقابل وسوسه های شیطان مقاومت کنید، شیطان از ترفندهای قوی استفاده خواهد کرد تا بار دیگر شما را به "تور" بیاندازد. اگر قبلا با یک طناب نازک شما را به طرف خود می کشید، حالا با طناب های ضخیم تری به سراغ شما خواهد آمد. مطمئن باشید تا دستگیره خدا و ائمه(ع) و امام زمان (عج) را دارید، شیطان نمی تواند دوباره شما را وسوسه کند. مهم ترین چیزی که در این موقعیت می تواند به شما کمک کند، یاد خداست.
لذا توصیه می کنیم:
1- برای اوقات شبانه روزی خود برنامه ای منظم تنظیم کنید، به طوری که اصلا بیکار نباشید.
2- در اوقات فراغت سعی کنید کتاب های شهید دستغیب و مطهری را مطالعه کنید تا کم کم آن حالات خوش از دست رفته و اعتقادات لطمه دیده به حالت اول باز گردد.
3- رابطه تان را با سایر دوستانی که شما را تشویق به انجام اعمال خلاف می کنند، به تدریج کم کنید. همان گونه قصد آن را نیز نموده اید.
راهنمایی های بیشتر را از همکاران بخش تلفنی به شماره (09640) جویا شوید.
پی نوشت:
1. فرقان (25) آیه 27 ـ 29.






