• تفاوت میان اسلام و دیگر ادیان با توجه به مریدان آنها؟ و دیگر, آیا به ترتیب آنچه از علم به پیامبران داده شده است بیشتر شده ؟ به عبارتی ویژگی هایی مانند خوف و رجا در پیامبر آخرین بیشتر از دیگران بوده یا نه؟ به خاطر دریافت بیشتری از حقایق بوده؟ حقیقت یعنی؟
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به چند نكته توجه فرمائيد:
1. در مورد سؤال اول پيرامون تفاوت ميان اسلام و ديگر اديان با توجه به مريدان آنها؛ اندكي سؤاتان را مبهم بيان فرموديد اگر منظورتان مقايسه بين اديان الهي و آسماني و مرادتان تفاوت در آمار پیروان آنها باشد مي توان به اين نكته اشاره كرد كه بر اساس آمارهاي منتشر شده به صورت تقريبي مي توان تعداد مسلمانان جهان را حدود يك و نيم ميليارد نفر برآورد نمود، تعداد مسيحيان جهان (اعم از كاتوليك و پروتستان و ارتدكس و..)حدود دو ميليارد و يكصد ميليون نفر و تعداد يهوديان حدود چهارده و نيم ميليون نفر اعلام شده است، البته با توجه به اختلاف مباني آمارگيري و گستردگي كار نمي توان خيلي به اين گونه امار ها اعتماد نمود. ولي این آمار به صورت تقريبي گوياي نسبت جمعيت ها مي باشد.(1) که در هر حال جمعیت مسلمانان بسیار قابل توجه است.
اما اگر منظورتان مقايسه اي ديگر و از زاويه اي ديگر بين پيروان اديان مي باشد مثل تفاوت در باور ها و اعتقادات، استحكام و پايبندي عملي به آموزه هاي دين خود ، و يا سرعت رشد و ... مي باشد، لطفا در ارتباط بعدي روشن بيان فرمائيد. زيرا بيش از آگاهي از آمار پيروان اديان مختلف معرفت به انديشه و اعتقادات و مطابق با واقع و فطرت و عقل بودن معارف يك دين اهميت دارد و در شناخت واقعيت به انسان كمك مي نمايد.
2. در مورد مراتب علم معرفت انبياء الهي، و دريافت آنها از حقائق عالم به جز چند مقايسه خاص نظير برتري پيامبران اولوالعزم نسبت به ساير انبياء الهي و برتري پيامبر اسلام نسبت به جميع پيامبران گذشته نمي توان مقايسه اي ارائه نمود زيرا اگر چه به لحاظ آموزه ها و معارفي كه انبياء الهي به جوامع خود ارائه مي دادند ظرفيت و آمادگي مخاطبان تاثير گذار بود و بر اساس همين مبنا بين معارف ارائه شده در طول تاريخ يك روند رو به رشد را مي توان مشاهده نمود ولي اين محدوديت در پذيرش مخاطبان يك پيامبر و محدوديت در مأموريت و حوزه رسالت برخي از آنها دلالتي بر محدوديت علم و معرفت آنها نسبت به ساير انبياء الهي ندارد. اما به هر حال روشن ترين مقايسه اي كه مي توان به آن استناد نمود ، برتري پيامبر اسلام به عنوان آخرين پيامبر اولوالعزم و صاحب شريعت مي باشد، كه بر اساس ادله متعدد هدف از خلقت بشر و بالاترين قله معرفت و علم و عصمت در وجود مبارك ايشان بوده و اگر چه به لحاظ زماني آخرين پيامبر مي باشد. ولي به لحاظ نور وجودي مقدم بر همه خلائق عالم قرار گرفته است.(2) لذا طبيعي است كه در وجود پيامبر اسلام (ص) صفات كمالي مثل خوف و رجا نسبت به ساحت مقدس ربوبي بيش از انبياء ديگر متجلي بوده است.
3. در مورد حقيقت و مراد از آن مي توان به اين نكته اشاره نمود كه انسان به ميزان تعالي و رشد و عروج ملوتي كه مي يابد به سرچشمه معرفت و وجود خداوند متعال نزديك مي گردد، و در عبارتي ساده صفات كمالي الهي بيشتر در وجود او متجلي مي شود، علم و معرفت، عصمت و طهارت و ... به همين ميزان هر چه تقرب بنده به مقام ربوبي بيشتر مي شود شناخت و معرفت و آگاهي حضوري او از صفات جلال و جمال الهي بيشتر شده، لذا خوف و رجاء او نيز به نسبت افزايش مي يابد، لذا اگر چه همه انبياء الهي از مرز عصمت و طهارت و ارتباط وحياني با مجمود خداوند عبور نموده اند. لكن در بين آنها نيز هر كدام به مرتبه بالاتري از مقامات الهي دست مي يابد احاطه او به حقيقت عالم كه از وجود خداوند نشأت مي گيرد بيشتر مي گردد.(3)
پي نوشت ها:
1. رك: http://din-asemani.blogfa.com/post-25.aspx
2. علامه مجلسي،بحارالانوار،الوفاء بيروت، 1404ق، ج10، ص29.
رك:http://tebyan-zn.ir/News-Article/Religion_Thoughts/2012/1/20/49398.html
3. صادقی، پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، نشر موسسه آثار امام خمینی 1384 ش، ص48.






