چنان كه از تورات و انجيل فعلي بر مي آيد، روزه ميان يهوديان و مسيحيان هم بوده و اقوام و ملل ديگر نيز در اوضاع و موقعيت هاي مشخصي روزه مي گرفته اند، چنان كه نقل شده :
روزه به طور كلي در تمام اوقات ميان هر طائفه و هر ملت و مذهب، در موقع ورود اندوه و زحمت غير منتظره، معمول بوده است. نيز از تورات بر مي آيد كه حضرت موسي (ع) و حضرت مسيح (ع) چهل روز روزه داشته اند ( قاموس كتاب مقدس ، ص 427 ).
اما در اسلام به تصريح قرآن روزة ماه مبارك رمضان ، يك ماه قمري يعني 29 يا 30 روز اعلام شده است. در فلسفه اين حكم روايتي نقل شده است كه چند نفر يهودى به محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مشرف شده و داناترين آن ها مسائلى چند از حضرتش پرسيد .
در بين سؤالات عرضه داشت: براى چه خداوند سى روز، روزه بر امّتت واجب كرده و بر امم امت های پیشین از سى روز قرار داده بود؟
حضرت فرمود: وقتى جناب آدم عليه السّلام از ميوه نهي شده بهشتي خورد، آنچه خورده بود، مدّت سى روز در شكمش باقى ماند، پس خدا بر ذريّه او واجب كرد كه تا سى روز گرسنه و تشنه باشند. آنچه را كه در بين اين سى روز مىخورند و در خوردن مجاز هستند، بخششی از ناحيه خداست ؛ همين حكم بر جناب آدم نيز ثابت بود ، بر اين اساس خدا حكم مزبور را بر امّت من گناه کرد در بلخ به شوشتر زدند واجب گردانيد( علل الشرايع ، ج2، ص231)
البته بر فرض صحت اين روايت ، مي توان گفت اين امر تنها نوعي حكمت در وجوب روزه ماه رمضان است، در حالي كه آثار و بركات بسيار ديگر نيز در روزه داري قابل تصور است و اين امور را (كه در زمره جزييات خاص تشريع تكاليف ديني محسوب مي شوند) نمي توان تنها دليل و علت تكاليف دانست .
در صورت هر عدد و رقم ديگري هم قابل مطرح شدن بود و اگر تكليف پانزده روز بود، باز مي شد پرسيد چرا پانزده روز نه كم تر و بيش تر ؟
شکی نیست که احکام الهی دارای ملاکاتي بوده، وجوب، حرمت، استحباب و کراهت بر اساس مصالح و مفاسدی است که معمولآ نمي توانيم به تمامي حكمت ها و مصالح پي ببريم ، اما اين حقيقت براي هيچ مسلماني مخفي نيست كه آنچه خداوند امر فرموده، بر اساس مصالح گوناگوني است كهسود و زیانش به خود ما بر مي گردد و رسيدن به مصالح و ثمرات در نتيجه تسليم و تعبد در برابر دستورات الهي حاصل مي گردد .
۱۳۹۱/۰۲/۰۱ ۱۵:۴۶
شناسه مطلب: 66708






