مقام پیامبر(ص) بالاتر است یا امام علی (ع) یا حضرت فاطمه(س)لطفا با استدلال از احادیث معتبر و قرآن پسخ دهید باتشکر.

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
برترى رسول خدا (ص) بر همه انسانها، با دلايلى كه همگان در مقابل آن سر تسليم فرود مى‏آوردند، ثابت است. از جمله اين دلايل این سخن پيامبر اكرم (ص) است كه اهل سنت نیز نقل کرده اند که حضرت فرموده: « أَنَا سَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ» (1) «من سرور فرزندان آدم هستم»
علاوه بر اين خود حضرت علي (ع) و فاطمه زهرا (س) به برتري پيامبر (ص) اذعان دارند. چنانكه حضرت علي (ع) در وصف پيامبر (ص) مي فرمايد:« خَيْرَ الْبَرِيَّةِ طِفْلًا وَ أَنْجَبَهَا كَهْلًا وَ أَطْهَرَ الْمُطَهَّرِينَ شِيمَةً وَ أَجْوَدَ الْمُسْتَمْطَرِينَ دِيمَة»(2) « پيامبرى كه بهترين آفريدگان در خردسالى، و در سنّ پيرى نجيب‏ترين و بزرگوارترين مردم بود، اخلاقش از همه پاكان پاك‏تر و باران كرمش از هر چيزى با دوامتر بود.»
پس از پيامبر اكرم(ص) اميرمؤمنان علي(ع) برترين انسان‌ها و اشرف مخلوقات است، و اين را مي‌توان با براهين متعددي اثبات كرد. به عنوان نمونه در آية مباهله، اميرمؤمنان علي(ع) به منزلة جان پيامبر(ص) معرفي شده است، چنانكه مي‌خوانيم:
« فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبين‏ » (3)
«هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. »
به اتفاق مفسّران، مقصود از «أنفسنا» جز علي(ع) كسي نيست. زيرا در روز مباهله، پيامبر(ص) جز خود، با چهار نفر وارد ميدان مباهله شد: حسنين، فاطمه(س) و علي(ع). دو فرد نخست مصداق « ابنائنا» و نفر سوم بيانگر «نساءنا» (زنان) و نفر چهارم كه علي(ع) باشد، مصداق «أنفسنا» است، و لازمة اين منزلت كه پيامبر(ص) او را جان خويشتن معرفي مي‌كند، اين است كه او نيز در پيشگاه خدا در حدّ رسول خدا(ص) يا در درجة بعد است، و چون دليل قاطع بر برتري پيامبر(ص) بر تمام انسان‌ها داريم، در اين صورت او بايد از نظر فضيلت و منزلت، نزد خدا دومين شخصيت باشد.
گذشته از اين آيه، روايات متعدد حاكي از منزلت والای حضرت علي(ع) پس از پيامبر(ص) است، مانند: « يَا عَلِيُّ أَنْتَ أَخِي فِي الدُّنْيَا وَ أَخِي فِي الْآخِرَة »(4) « ای علی تو در دنيا و آخرت برادر من هستي»
پيامبر گرامي(ص) در روز مشخصي بین مهاجرين و انصار عقد اخوت و برادری بر قرار کرد و براي هر فرد شاخصي از مسلمانان، به تناسب روحيه و شخصيت وي، برادري معيّن كرد، و تنها كسي كه براي او فردي را به عنوان برادر معرفي نكرد، علي(ع) بود. زمانی كه گزينش برادر ميان سران اصحاب به پايان رسيد، پيامبر گرامي(ص) خطاب به علي(ع) فرمود: «تو برادر من در هر دو جهاني». اين اخوت اسلامي، جنبة شكلي و تشريفاتي نداشت، بلكه از واقعيتي سرچشمه مي‌گرفت و آن اينكه تنها كسي كه مي‌توانست در آن روز در كنار شخصيت پيامبر(ص) قرار گيرد، علي(ع) بود، از اين جهت او را در هر دو جهان برادر خود خواند.
همچنين در ميان محدّثان، حديثي به نام حديث «طير مشوي؛ مرغ بريان» است، در آن حديث، اميرمؤمنان علي(ع) محبوب‌ترين انسان‌ها نزد خدا و رسول او معرفي شده است، و ناگفته پيداست كه گرامي‌ترين فرد نزد اين‌دو، افضل انسان‌ها خواهد بود. خلاصة حديث اين است كه، مرغ برياني را به رسول خدا(ص) هديه كرده ‌بودند. آنگاه كه چشم پيامبر(ص) بر آن غذاي لذيذ افتاد، از خوردن امساك نمود و با خدا چنين راز و نياز كرد: «اللّهم ائتنى بأحبّ خلقك إليك وإلىّ يأكل معى فجاء علىّ فأكل معه» (5) «خدايا محبوب‌ترين انسان‌ها نزد خودت و من را برسان تا با من اين غذا را بخورد». چيزي نگذشت كه علي(ع) وارد شد و با حضرتش هم غذا شد. (6)
حديث طير از احاديث قطعي و صحيح است و اسانيد آن به دوازده صحابي مي‌رسد كه منبع احاديث نبوي هستند.
بعد از اينكه برتري پيامبر (ص) و بعد از ایشان حضرت علي (ع) بر همگان ثابت شد مشخص مي شود كه حضرت زهرا (س) که آیات و روایات متعددی در فضیلت ایشان وارد شده بعد از ايشان (پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) قرار دارند.
پی نوشت ها:
1. نیشابوری قشیری، ابوالحسين مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، بی تا، ج 4، ص 1782.
2. نهج البلاغه، خطبه 104.
3. آل عمران(3) آيه 61.
4. شيخ صدوق، الأمالي، تهران، كتابخانه اسلاميه، 1362ش، ص 77.
5. شیخ طوسی، الأمالي، قم ، دارالثقافه، 1414، ص 253.
6. آیت الله سبحانی، راهنمای حقیقت، تهران، نشر مشعر، 1387ش، ص 356.