با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا باید گفت آیه: «وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً»؛ (1) «هر کسی داخل کعبه شود، در امان است»، در واقع، اجابت دعای حضرت ابراهيم (ع) است که بعد از بناى خانه كعبه، امنيت شهر مكه را از خداوند درخواست نمود و گفت: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً»؛ (2) «خداوندا اين سرزمین را محل امن قرار ده». بر اساس این آیات، معلوم می شود که:
در اسلام "كعبه" به عنوان يك مأمن و پناهگاه شناخته شده است. حتى حيوانات اين سرزمين از هر نظر بايد در امنيت باشند و كسى نباید مزاحم آن ها شود. افراد انسانى كه به آن پناه مىبرند نيز در امان هستند؛ حتى اگر قاتل و جانى هم باشند، نمىتوان متعرض آن ها شد. البته براى اين كه اين احترام خاص خانه كعبه مورد سوء استفاده قرار نگيرد و حق مظلومان پايمال نگردد، اگر افراد جنايتكار و مجرمان به این سرزمین پناهنده شوند، دستور داده شده آن ها را از نظر آب و غذا در تنگنا قرار دهند تا مجبور گردند آن جا را ترك گويند و آن ها را به كيفر برسانند. (3)
پرسشي كه اينجا مطرح شده آن است كه خداوند دعاي ابراهيم(ع) را درباره امنيت مکه از دو سو اجابت کرد؟ هم امنيت تکويني و هم امنيت تشريعي؟ يا تنها امنيت تشريعي يعني خداوند فرمان داده که همه انسان ها و حتي حيوان ها در اين سرزمين در امن و امان باشند.
علامه طبا طبايي بر اين باورند كه امنيتى كه ابراهيم (ع) براى مكه خواست امنيت تشريعى بوده است.
نه تكوينى. وی می فرماید: مقصود اين است كه قانونى امنيت اين شهر را تضمين كند، نه اينكه هر كه خواست امنيت آن را بر هم زند- مثلا- دستش بخشكد، و همين امنيت- بر خلاف آنچه شايد بعضى توهم كرده باشند- نعمت بسيار بزرگى و بلكه از بزرگترين نعمتهايى است كه خداوند بر بندگان خود انعام كرده است.
چون اگر قدرى در همين حكم حرمت و امنيت قانونى كه ابراهيم به اذن پروردگارش براى اين شهر تشريع نموده دقت كنيم، و اعتقادى كه مردم در طول چهار هزار سال به قداست اين بيت عتيق داشته و تا امروز هم دارند ارزيابى كنيم، آن وقت مىفهميم كه چه خيرات و بركات دينى و دنيوى نصيب مردم آن و نصيب ساير اهل حق كه هواخواه اين شهر و مردم اين شهر بوده و هستند شده است. اگر به تاريخ هم- كه قطعا آنچه را ضبط نكرده بيش از آنى است كه ضبط نموده- مراجعه كنيم خواهيم ديد كه اهل اين شهر از چه بلاهايى كه ديگر شهرها ديدهاند مصون ماندهاند، آن وقت مىفهميم كه همين امنيت تشريعى مكه چه نعمت بزرگى بوده كه خدا نصيب بندگان خود كرده است.(4)
در جاي ديگر چنين بيان مي دارد كه مراد از امنيت، امنيت تشريعى و حرم بودن مكه است نه امنيت خارجى، به طورى كه جنگ و نزاع و ساير حوادث منافى با ايمنى و پيشامدهاى مخل آسايش در آن واقع نشود، بدليل اينكه فرمود:" أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ" «5».
چون همانطورى كه مىبينيد اين آيه در مقام منتگذارى است به نعمت امنيت حرم، يعنى مكانى كه خدا براى خود آن را حرم قرار داده و از اين جهت به امنيت متصف شده كه مردم ديندار آنجا را محترم مىشمارند نه از جهت اينكه عوامل خارجى آنجا را از فساد و قتل نگهداشته، و گرنه مكه آن قدر خاطرات تلخ در جنگهاى خونين از قبيل جنگهاى بين قريش و جرهم و كشتار و جور و فساد مردمش دارد كه نمىتوان آن را شمرد.(6)
البته برخي مانند آيه الله جوادي آملي بر اين ديگاه هستند كه امنيت مورد اشارا آيه كريمه هر دوقسم امنيت را در بر مي گيرد هم امنيت تشريعي و هم تكويني(7)
پي نوشت ها:
1. آل عمران (3) آیه 97.
2. ابراهيم (14) آیه 35.
3. تفسير نمونه، ج 3، ص 163، نشر دار الکتب الاسلامیة، تهران، بی تا.
4. ترجمه الميزان، ج12، ص 99.
5. آيا شهر آنان( مكه) را برايشان حرم امنى كه ميوههاى هر شهرى در آنجا جمع شود قرار نداديم؟. سوره قصص آيه 57.
6. ترجمه الميزان، ج6، ص386.
7. جوادی آملی، جرعه اي از صهباي حج، ص 49، انتشارات مؤسسه اسراء، قم. (با اندکی تغییر در عبارت).






