سلام علیکم- آیا این موضوع که خوانده ام امام علی (ع) از زمان کودکی عمر بن سعد میدانستند که او قاتل امام حسین (ع) است با مسئله جبر واختیار منافات ندارد؟ یا مثلا زمانی که یک مسابقه ورزشی است بگوییم خدا نتیجه این مسابقه را میداند - آیا این که گفته می شود خداوند فرموده است که تمام زمین و آسمان را به خاطر حضرت محمد (ص) آفریده ام آیا حضرت قبل از آفریده شدن زمین بوده اند؟- با تشکر
دوست بزرگوار در واقع مجموعه پرسشهای شما به دو پرسش اساسی بر می گردد:
1. آیا علم خداوند (و یا علم اولیاء الهی نظیر امیرالمؤمنین (ع) که از طریق علم غیب از جانب خداوند برخی از حوادث آینده را می دانند) به حوادث آینده مثل سرنوشت افرادی نظیر عمر سعد و یا نتایج یک مسابقه و ... با مساله اختیار افراد منافات ندارد؟
2. آیا پیامبر اسلام که خداوند می فرماید تمام زمین و آسمان را برای تو خلق کردم قبل از خلقت زمین وجود داشته اند؟
در پاسخ سؤال اول باید گفت:
با توجه به اینکه علم ائمه نیز در این زمینه به همان علم الهی برگشت دارد لذا اصل سؤال به علم پیشینی خداوند نسبت به حوادث بر می گردد که باید اشاره شود:علم پيشين الهی به حوادث آینده هيچ تاثيري در جبري و غير اختياري بودن حوادث نداشته و نخواهد داشت. به يقين خداوند نسبت به اموری که افراد با اختيار خود انتخاب مي كنند،و یا در اثر انتخاب ها و اختیارات افراد رقم می خورد آگاه است، آن هم به دلیل احاطهای که به همه امور در کل عالم دارد اما این به معنای عدم اختیار آن ها در کم و کیف اعمال خودشان نیست.
علم پيشين خداوند همانند آگاهي پيشين پزشکی است که میداند فلان بیمار در آینده دچار فلان بیماری خواهد شد یا با توجه به وضع فعلی اش روند بهبودی یا پیشرفت بیماری اش به کجا منتهی می گردد. دانستن این مسایل از طرف پزشک تأثیری در به وجود آمدن یا نیامدن بیماری و روند خاص پیشرفت یا درمان آن ندارد.
آیا اگر معلمی از قبل بداند که کدام دانش آموز در امتحان نمره بدی می آورد، در امتحان او تاثیری خواهد داشت؟ مسلما خیر، زیرا نتایج ضعیف دانش آموز معلول علت های خاص خود مانند کاهلی و تنبلی خود او است که اطلاع قبلی معلم ربطی به آن ها ندارد؛ به همین شکل علم خداوند به حوادث آینده هم ما را مجبور به حرکت به سمت همان اهداف نمی کند.
پس منوط بودن عاقبت فرد به علم الهي به هيچ وجه به معني تاثير علم خداوند بر كيفيت و كميت اعمال فرد نيست. خداوند تنها مي داند كه هر فرد در هر موقعيت زماني و مكاني چه تصميم و انتخابي خواهد داشت. در نتيجه ما در موقعيت خاص انتخاب رفتار پيش رو واقعا اختيار داريم و همان را انتخاب مي كنيم كه خداوند مي داند.
بر همین اساس آگاهی پیشین خداوند در مورد سرنوشتی که عمر سعد و شمر و ... با سوء اختیار خود برای خود رقم خواهد زد، به هیچ وجه او را مجبور به انتخاب مسیری خاص در زندگی اش نمی کند و او نیز همانند هر فرد دیگری می توانست مسیری درست را در زندگی در پیش بگیرد و اهل سعادت و بهشت گردد، اما با سوء اختیار خود این فرصت را از دست داد و بدترین عاقبت را برای خود رقم زد؛ پس ما جبرا آن گونه که خداوند می داند رفتار نمی کنیم ، بلکه خداوند از قبل می داند که ما آزادانه چگونه رفتار می نماییم.
اما در پاسخ سؤال دوم می توان گفت : اگر چه حدیث قدسی که به هدف بودن وجود پیامبر در خلقت عالم اشاره می کند دلالتی بر زمان خلقت حضرت ندارد. اما در روایات دیگر "اولین مخلوق حتی قبل از خلقت ملائکه و عرش و کرسی و..."، نور رسول خدا و اهل بیت ایشان معرفی شده است. مثلا:
امام علی(ع)فرمودند: خداوند نور رسول الله را قبل از خلق آسمان ها و عرش و کرسی آفرید. (1)
رسول خدا (ص): خدا من و علی و فاطمه و حسن و حسین را هفت هزار سال قبل از خلق دنیا آفرید. (2)
فرمود: اولین مخلوق خدا ارواح ما (چهارده معصوم) بود. پس ما به یگانه شمردن و ستایش خدا رو آوردیم .سپس ملائکه را خلق کرد . وقتی آنان ارواح ما را به صورت نور واحد دیدند، شخصیت ما را بزرگ شمردند. ما تسبیح خدا گفتیم تا ملائکه بدانند که ما آفریدگان اوییم . او از صفات ما منزه و پیراسته است . ملائکه به تسبیح ما، تسبیح گفتند. (3)
البته همه این روایات در مورد خلقت نوری حضرت می باشد. اما قطعا خلقت عنصری و مادی حضرت در همان زمان تولد ایشان در سال عام الفیل رخ داده است .
پی نوشت ها :
1. کلینی، کافی، تهران، اسلامیه، 1363 ش ، ج1،ص10 و 26.
2. صدوق، خصال، قم ، انتشارات اسلامی ، 1362 ش، ج1، ص82.
3. صدوق، علل الشرایع، نجف ، حیدریه، 1385 ق ، ج1، ص6.






