بسم الله الرحمن الرحیم
من به احکام وشرایط ازدواج موقت اگاه هستم اما برای من 2سوال پیش امده
1-شهید مطهری در جایی نظر راسل مبنی بر اینکه دولت خرج فرزندان نامشروع رابدهد اینگونه نقد میکند که فرزند تنها به حمایت مادی پدر نیاز ندارد بلکه به جمایت معنوی اوهم نیازدارد( مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج19، ص: 336)حال میبینیم همین اشکال بر ازدواج موقت هم وارد است یعنی پس پایان مدت پدرازلحاظ قانونی فقط حقوق مادی فرزند راتامین میکند پس چه فرقی است؟ اگر بگویید هدف ازدواج موقت تولیدوتربیت نسل نیست میگوییم این که نهی تکوینی نیست امکان تولید نسل وجود دارد اگر گفته شود طبق قوانین میتوانند قبل ازازدواج شرط کنند جواب این است که این دونفر که عطش جنسی دارند مانند گر سنه ای است که غذای لذیذحلالی رادراختیارش بگذاریدبدون هیچ مانعی اما اوفقط از بوی غذا لذت ببرد پس چیز معقولی برای جلو گیری ازتولید نسل نیست حال اگرطرفین راضی به عقد دائم پس از موفت نباشند تکلیف بی پدری این فرزند چیست؟
2-در ازدواج موقت هیچ پدری راضی نیست برای ساعتی لذت بردن دخترش اجازه ازدواج موقت به اوبدهد چرا چون هیچ تضمینی نیست بکارت دختر حفظ شود واین ضربه بزرگی است برای دختر و اینده اورا تغییر میدهدبازنگویید که قبل ازعقد میتوان شرط کرد خود فضاوت کنید 2جوان باعطش جنسی بدون هیچ مانعی نه دنیوی نه اخروی نمی توانند جلوی یکدیگر رابگیرندحال 1-تکلیف دختران چیست بااین مانع که اینده انان راتهدید میکند ؟2-چه چیزی به نیاز جنسی انان باید پاسخ دهد؟ میبینیم ازدواج موقت بهتر اززناست اما انتخابی بین بدترین وبدتر است .پس اسلام چه پاسخی دارد؟باتشکر لطفا به تک تک سوالات پاسخ داده شود نه کلی
اللهم عجل لولیک الفرج

پرسش: ازدواح موقت
شرح : بسم الله الرحمن الرحیم من به احکام وشرایط ازدواج موقت اگاه هستم اما برای من 2سوال پیش امده 1-شهید مطهری در جایی نظر راسل مبنی بر اینکه دولت خرج فرزندان نامشروع رابدهد اینگونه نقد میکند که فرزند تنها به حمایت مادی پدر نیاز ندارد. بلکه به حمایت معنوی اوهم نیازدارد( مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج19، ص: 336)حال می بینیم همین اشکال بر ازدواج موقت هم وارد است یعنی پس پایان مدت پدر از لحاظ قانونی فقط حقوق مادی فرزند راتامین میکند پس چه فرقی است؟ اگر بگویید هدف ازدواج موقت تولید وتربیت نسل نیست میگوییم این که نهی تکوینی نیست امکان تولید نسل وجود دارد اگر گفته شود طبق قوانین می توانند قبل ازازدواج شرط کنند جواب این است که این دونفر که عطش جنسی دارند مانند گر سنه ای است که غذای لذیذ حلالی رادراختیارش بگذارید بدون هیچ مانعی اما اوفقط از بوی غذا لذت ببرد پس چیز معقولی برای جلو گیری ازتولید نسل نیست حال اگرطرفین راضی به عقد دائم پس از موقت نباشند تکلیف بی پدری این فرزند چیست؟
پاسخ:

آنچه كه در آدرس ارائه شده از طرف شما وجود دارد اين است كه شهيد مطهري از راسل نقل مي كند كه او مشكل زنان مجردي را كه به دليل قانون تك همسري در غرب و فزوني تعداد زنان بر مردان، امكان شوهر كردن ندارند را اينگونه حل مي كند كه اين زنان با دلربائي مردان همسردار را فريب داده و از آنها صاحب فرزنداني شوند و دولت با حمايت اقتصادي از اين مادران و فرزندان بدون پدر ( بدون پدر معلوم ) آنها را تحت سرپرستي مالي خود قرار دهد. با اين كار هم مشكل جنسي زنان حل مي شود و هم مشكل فرزندخواهي زنان و كاهش جمعيت جامعه برطرف مي شود و هم به لحاظ اقتصادي نيز تامين مي شوند.
در نقد اين مطلب شهيد مطهري مي گويد كه با اين پيشنهاد ( كه در اصل پيشنهاد نيست و هيچ كار اصلاحي در آن وجود ندارد و در جهت ضد فلسفه ازدواج پيش مي رود و جامعه را به فساد و تباهي مي كشاند ) بنابرفرض كه دولت هم مشكل اقتصادي آن مادر و فرزند بدون پدر مشخص را برطرف كرد. ولي مگر مشكل به اين جا ختم مي شود ؟ « موضوع ديگرى كه از نظر اين فيلسوف اهميت ندارد وضع پريشان و ناراحت كننده كودكى است كه از اين راه به دنيا مى‏آيد. هر كودكى، بلكه هر انسانى نياز دارد به پدر شناخته شده و مادر شناخته شده. هر كودكى نياز دارد به عواطف صميمانه پدر و مادر. تجربه نشان داده‏ است مادرى كه فرزندش پدر مشخصى ندارد و قلبش از منبع عواطف پدر آن فرزند سيراب نمى‏شود كمتر نسبت به فرزندش مهر مى‏ورزد. اين كسر محبتها را از كجا بايد تأمين كرد؟ آيا دولت مى‏تواند تأمين كند؟.»(1)
پيشنهاد راسل با مساله ازدواج موقت بسيار متفاوت است. زیرا در حقيقت پيشنهاد راسل توسعه فاحشه گري و فاسد كردن نسل انساني با صورت و بيان و ادبيات آكادميك است. اما در ازدواج موقت بچه اي كه از اين ازدواج به دنيا مي آيد فرزند پدر مشخصي است كه آن پدر وظيفه حمايت مالي و عاطفي او را مانند ديگر فرزندان خود كه از ازدواج دائم به دست مي آورد برعهده دارد.(2)
فرزند حاصل از ازدواج موقت هيچ تفاوتي به لحاظ حمايت مالي و معني و اقتصادي از طرف پدر با فرزند حاصل از ازدواج دائم ندارد. در ازدواج موقت پدر كودك مشخص است ولي در پيشنهاد آقاي راسل پدر، هيچ تعين و تشخصي ندارد. در ازدواج موقت نسب و رابطه پدر فرزندي مانند ازدواج دائم برقرار است بي هيچ تفاوتي، يعني هم فرزند از پدر ارث مي برد و هم فرزند از پدر ، در حاليكه در پيشنهاد آقاي راسل چنين رابطه نسبي وجود ندارد براي همين نه زنازاده از زناكار ارث مي برد و نه زناكار از زنازاده.(3)
فرزند حاصل از ازدواج موقت، فرزند حاصل از يك رابطه مشروع و الهي است مانند ازدواج دائم، در حالي كه فرزندان حاصل از پيشنهاد آقاي راسل هيچ مبناي الهي و قانوني ندارد و فرزندان حاصل از اين گونه روابط در همه فرهنگها ( چه اسلامي و چه غير اسلامي)‌ فرزندان نامشروع خوانده مي شوند. در حقيقت آقاي راسل براي حل مشكل نامشروع بودن اين گونه كودكان است كه دست به چنين پيشنهادي زده است و فقط به تغيير اسم آن اكتفا كرده است و تصور كرده كه با تغيير اسم ، ماهيت امر هم متفاوت خواهد بود.
درحقيقت ازدواج موقت به لحاظ شرائط و حقوق و روابط به غير از بعضي موارد جزئي، هيچ تفاوتي با ازدواج دائم ندارد و فرزندان اينگونه ازدواجها دقيقا همان حقوق و احكامي را در اسلام دارند كه فرزندان ازدواج دائم مي توانند داشته باشند.(4)
ممكن است اين اشكال در ذهن شما باشد و به خاطر همين هم سوال را مطرح كرده باشيد كه ازدواج موقت يك رابطه موقت است و بعد از پايان اين رابطه هر چند شرعي پدر و مادر از هم جدا خواهند بود. بله مزيت ازدواج دائم نسبت به ازدواج موقت در همين است كه ازدواج دائم حمايت بيشتري به لحاظ روحي و معنوي نسبت به فرزند به همراه مي آورد و به خاطر همين مزيت است كه توصيه اوليه در اسلام بر ازدواج دائم شده است.
ازدواج موقت در حقيقت به عنوان يك راه و روش موقت و مقطعي براي رفع برخي از مشكلات و براي مواقعي است كه امكان ازدواج دائم وجود ندارد و براي جلوگيري از رواج فساد ( به خاطر عدم تمكن از ازدواج دائم )‌ پيشنهاد شده است نه به عنوان يك راه اصلي در كنار ازدواج دائم و فوائد زيادي كه اين راه فرعي در كنار راه اصلي يعني ازدواج دائم مي تواند صورت اجراي صحيح و اصولي آن، براي جامعه داشته باشدقابل چشم پوشی نیست .
هرچند در برخي موارد مشاهده مي شود كه به خاطر آشنا نبودن با اصول و قوانين ازدواج موقت، برخي از افراد با اقدام به آن مشكلاتي هم براي خود و هم براي فرزندان حاصل از اين ازدواج درست مي كنند كه واضح است اين مشكل از قانون ازدواج موقت نمي باشد بلكه جهل و ناداني آن افراد و عدم اجراي صحيح آن، باعث بروز اين مشكلات شده است و بايد درجهت رفع و اصلاح آن تلاش شود نه حذف قانون صحيح و مفيد.
براي مطالعه بيشتر در اين رابطه مراجعه كنيد به:
كتاب « شيعه پاسخ مي گويد » اثر آيت الله ناصر مكارم شيرازي‌، نشر مدرسه امام علي بن ابيطالب عليه السلام ، ص 113به بعد.
پي نوشت ها:
1. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، قم، صدرا،‌ بيتا، ج 19،ص 335-336.
2. ر.ك : ناصر مكارم شيرازي، كتاب النكاح،‌ قم، انتشارات مدرسه امام علي بن ابيطالب عليه السلام، 1424هـ.ق، ج 5 ،‌ص 8.
3. ر.ك: سيد محمود هاشمي ، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، قم،‌ مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426هـ.ق، ج 1، ص 350.
4. ر.ك : ناصر مكارم شيرازي، پيشين.

پرسش: در ازدواج موقت هیچ پدری راضی نیست برای ساعتی لذت بردن دخترش اجازه ازدواج موقت به اوبدهد چرا چون هیچ تضمینی نیست بکارت دختر حفظ شود واین ضربه بزرگی است برای دختر و اینده اورا تغییر می دهد بازنگویید که قبل ازعقد می توان شرط کرد خود فضاوت کنید 2جوان باعطش جنسی بدون هیچ مانعی نه دنیوی نه اخروی نمی توانند جلوی یکدیگر رابگیرند حال 1-تکلیف دختران چیست بااین مانع که آینده آنان را تهدید می کند ؟2-چه چیزی به نیاز جنسی انان باید پاسخ دهد؟ می بینیم ازدواج موقت بهتر اززناست اما انتخابی بین بدترین وبدتر است .پس اسلام چه پاسخی دارد؟باتشکر لطفا به تک تک سوالات پاسخ داده شود نه کلی اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ:
ازدواج موقت دختران باكره، با توجه به حساسيت اين گروه و همچنين وضعيت اسفبار جامعه كنوني ، مشكلات عديده اي ممكن است به بار بياورد كه در برخي موارد جبران آنها غير ممكن مي باشد.(1) به خاطر مشكلاتي كه ازدواج موقت دختران باكره ممكن است براي آينده آنها به بار بياورد، ازدواج آنها مشروط و منوط به اجازه پدر شده است تا اگر پدر صلاح بداند اين اجازه را بدهد و اگر اين امر را به مصلحت فرزند خود نبيند از آن كار ممانعت به عمل بياورد. (2)
اما دادن اجازه به دست پدر، با توجه به اين نكته كه هيچ پدري ( يا اكثر آنها ) حاضر به دادن چنين اجازه اي نيست اين امر عملا به منزله اجازه ندادن ازدواج موقت در مورد دختران باكره مي باشد. پس راه چاره اين امر چيست ؟
نه مي توان آزادي در برقراري روابط جنسي را توصيه كرد. چرا كه مفاسد آن بر هيچ كس پوشيده نيست و نه مي توان او را در امر ازدواج موقت آزاد گذاشت. چرا كه اين امر منجر به بروز مشكلاتي عديده مي شود كه در برخي موارد قابل جبران نخواهد بود.
راه چاره در بيان برخي از علما اينگونه بيان شده است كه:
« اگر كسي بگويد: مشكلات جوانان را چه‌كار كنيم؟ چون راه متعه هم بسته شد، در اينجا جز اين كه افراد به گناه بيافتند راهى نيست.در پاسخ مي گوئيم: نه راه متعۀ ابكار( دختران باكره ) راه خوبى است و نه اينكه بگوئيم شما آلودۀ گناه شويد بلكه راه سوّمى وجود دارد و آن اصلاح وضع نكاح دائم است كه مشكلات را از سر راه ازدواج دائم برداريم و شرايط ازدواج را فراهم كنيم و اگر نكاح مثل نكاح زمان پيامبر (ص) ساده و آسان شود (مهريه كم، شرايط سهل و ...) مشكل حل مى‌شود و از آن طرف اسباب تحريكات را هم به حدّ اقل برسانيم. به عبارت ديگر نمى‌شود ما اسباب تحريك را اجازه بدهيم و مشكلات ازدواج را زياد كنيم بعد بگوئيم براى جلوگيرى از به گناه افتادن جوانان چه‌كار كنيم؟ اين، عملى نيست.» (3)
نكته اي كه در اين جا قابل تذكر است اين است كه هر قانوني در مواردي نياز به تبصره و قيودي دارد كه احتمال پيش آمد برخي از مشكلات را از بين ببرد. در مساله ازدواج موقت با توجه به فوائدي كه براي عموم جامعه دارد و جامعه را از كشيده شدن به فساد مي رهاند،‌ به خاطر مشكلاتي كه ممكن است در ازدواج موقت دختران باكره براي آنها پيش بيايد ، نمي توان تمام آن فوائد را ناديده گرفت و حكم به تعطيلي و غير موجه و بي فايده بودن آن كرد و آن را با زنا كه جز فساد و تباهي هيچ، براي جامعه ندارد مقايسه كرد و آن را بد در مقابل بدتر ناميد. در چنين مواردي تبصره و ماده قانوني اضافه مي شود تا با محدود كردن و جهت صحيح دادن به قانون اصلي، هم عموم جامعه از فوائد آن بي بهره نماند و هم مشكلات آن مورد خاص پيش نيايد.
به علاوه کم نیستند افرادی که در صورت ازدواج موقت می توانند پاسخی قابل قبول به نیاز جنسی خود داده و در عین حال رعایت حدودی مانند حفظ بکارت و ... را داشته باشند چنان که این امر در مورد بسیاری از زوج های جوان در دوران عقد و نامزدی هم رعایت می شود و نمی توان ناتوانی برخی از افراد در حفظ خود را دلیل بر نادرستی این قانون گذاشت.
بر این اساس چه بسا پدری که نسبت به رعایت این اصل توسط دختر خود و پسری دیگر مطمئن است و در عین حال می داند بدون ازدواج موقت این دو به گناه کشیده می شوند این اجازه مشروع و منطقی را به دختر خود برای عقد موقت بدهد .
پي نوشت ها:
1. ناصر مكارم شيرازي، كتاب النكاح، قم، انتشارات مدرسه امام علي بن ابيطالب عليه السلام، 1426هـ.ق، ج 2، ص 16-17.
2. همان.
3. همان ،‌ ص 17.