سلام
با تو جه به اینکه حدود 400 الی 500 سال پیش نه تکنولوژی بوده برای انتقال اسلام ونه پیامبری وجود داشته.
خداوند در روز معاد از سرخپوستهای آمریکا و کشورهای دور افتاده که چیزی از اسلام و خدا نمیدانند حسابرسی میکند.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
1- خداوند هیچ انسان را بدون هدایت رها نکرده و نخواهد ساخت.
2- هدایت انسان ها و هادیان و حجج الاهی بر دو گونه اند :‌
الف : هادی درونی : عقل و فطرت الهی که در نهاد همه انسان ها بدون استثنا به ودیعت نهاده شده است .
ب : هادیان بیرونی : انبیا و رسل و امامان.
امام کاظم فرمود:‌ «‌ یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ ».(1)
3- حساب هر کس به اندازه برخورداریش از هدایت الهی و فهم و درکش از هدایت الهی است. همه به یک گونه پاداش نمی گیرند چون همه به یک اندازه دین الهی را دریافت نمی کنند . همه آن هائی که دریافت می کنند ، به یک اندازه درک نمی کنند . همه گناهکاران به یک اندازه معذب نمی شوند چون همه به یک اندازه از دین الهی اداراک ندارند.
هر کس به هر اندازه که هدایت الهی را دریافت کرده و بر اساس استعداد خود آن را فهمیده است، مورد حساب و کتاب قرار می گیرد.
4- بهشت و جهنم درارای یک مرتبه و برای همه انسان ها یکسان نیست بلکه مراتب مختلف دارد. به حسب درک و استعدادات ذاتی بهره مند از پاداش خواهند بود یا محروم از پاداش و نعمت و معاقب خواهند شد.
تمام انسان ها بر اساس عقل و فطرتی که خدا در نهاد همه به ودیعه گذاشته، دارای احکام واجب و حرامی هستند که انسان را در خیلی از زمینه ها راهنمائی می کند . قرآن کریم می فرماید :‌
«‌وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا/فَأَلهَْمَهَا فجُُورَهَا وَ تَقْوَئهَا»؛«و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفريده و) منظّم ساخته، /سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است،»(2) خدا فجور و تقوای نفس را به آن الهام ساخته است. حال وقتی حجت های بیرونی یعنی انبیا زشتی ها و خوبی های الهام شده به نفس را با تاکید بیش تری به انسان یادآوری می کنند و در این جهت عبادات و دستور تازه ای می آورند، اگر کسی از هدایت بیرونی به خاطر شرائط اقلیمی و جغرافیائی خاصی که در آن به دنیا آمده و زندگی می کند ، محروم بود، از هدایت درونی عقل و فطرت و الهامات الهی ، محروم نیست. او موظف است به خوبی هائی که عقل و فطرتش حکم می کند عمل کند . از بدی هائی که آن دو او را از آن بدی ها نهی می کنند ، دوری کند.
باید از واجبات عقلی و فطری تبعیت کرده و از گناهان عقلی و فطری دوری کند.
مانند اینکه همه ( چه مومن، چه کافر ،‌ چه متمدن ،چه بدوی ،‌ چه با سواد، چه بی سواد ) می دانند وفای به عهد خوب و مورد پسند است . پس باید به آن عمل کند . همه این را درک می کنند که خیانت بد و زشت و ناپسند است. پس باید از آن دوری کند . اگر مرتکب خیانت شود ،مرتکب گناه شده است.
خدا در قیامت از او بر این مبنا حساب خواهد کشید . به اندازه خودش از او انتظار عمل نیک خواهد داشت. انتظاری که خدا از چنین فردی خواهد داشت مانند انتظاری که از فردی که در کنار پیامبر یا جامعه اسلامی زندگی می کند و از انواع هدایت های درونی و بیرونی برخوردار بود ه است ، نخواهد بود. سخت گیری خدا در مورد فرد دوم بسیار بیش تر از فرد اول خواهد بود که از خیلی از امکانات هدایتی محروم بوده است.
مانعی از حساب و کتاب در مورد چنین شخصی وجود ندارد. به اندازه مقدار هدایتی که دریافت کرده، حساب پس خواهد داد و در جایگاه خود طبق عملش در بهشت یا جهنم قرار خواهد گرفت.
پی نوشت ها:
1.كليني، اصول کافی، دارالكتب الاسلاميه،1365ش،‌ ج1، ص 16.
2. الشمس (91)آیه 7-8.