با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در منابع دینی ما در خصوص تفکر در مورد خداوند و معارف مرتبط با او هیچ منع و مخالفتی وارد نشده، بلکه حقیقت توحید اصلی ترین اصل اعتقادی ماست که بر اساس معارف دینی و عقلی باید تنها از طریق فکر و تامل به آن رسید و به درستی آن گردن نهاد. معصومان هم تاکید و تشویق بسیاری را در خصوص تفکر در این زمینه و در مورد صفات و نشانه های خداوند متعال به ما فرموده اند.
اصولا مبنای دین اسلام بر آزاد اندیشی و انتخاب عقلانی باورها و عقاید و چینش برهانی همه بنیادهای ساختمان فکری و عقیدتی است. بر این اساس منع و هشداردادن در خصوص یکی از اصلی ترین موارد این باورها بی معناست؛ البته روایاتی وجود دارد که افراد را از تامل و فکر در ذات و حقیقت مشخص وجود خداوند بر حذر داشته، منظور از ذات، کنه و حقیقت وجود خداوند است. این واژه در مقابل صفات و افعال خداوند قرار میگیرد.
به طور منطقی و معقول روشن است که آن چه انسان میتواند با مراجعه به فطرت و وجدان و برهانهای عقلی درک کند، اصل وجود خدا و صفات کمالی اوست. یعنی هر انسان با شعور، وقتی این جهان وسیع را با این نظم دقیق و اسرار شگفتانگیز دید، به حکم فطرت و عقل میباید که آفریدگاری عالم و توانا و حکیم این جهان را خلق کرده و همین مقدار برای اصل اعتقاد به خدا کافی است.
البته با تامل و دقت های عقلی و درک مباحث پیچیده فلسفی جزییات بیش تری دراین خصوص برای انسان آشکار می گردد.
اما از آن جا که اصولاً خدا وند حقیقتی نامحدود است و برای آن حد و انتهایی فرض نمیشود، هیچ موجودی غیر او نمیتواند کنه ذات و صفات او را درک کند؛ زیرا محدود، نمیتواند نامحدود را درک کند. همان طور که یک کاسه گنجایش آب دریا را ندارد، بشر محدود هم نمیتواند به کنه ذات نامحدود خدای جهان پی ببرد. همین برهان در کلمات پیشوایان دین هم وارد شده است:
"کلّما میزتموه باوهامکم فی ادقّ معانیه فهو مخلوق مثلکم مردود الیکم" (1) یعنی هر چه در ذهن شما بیاید و آن را تصور کنید، در دقیق ترین جلوهها و مفهومهایش، خدا نیست. بلکه او هم مخلوقی مثل شماست که در وجودش محتاج است و برگشت وجود او به شما است.
از این جا روشن میشود که چرا ائمه فرمودند: « درباره ذات خدا فکر نکنید (که به جایی نمیرسید، بلکه از این راه ممکن است شیطان سوء استفاده کرده و شما را منحرف کند) اما درباره نعمتها و آثار عظمت او فکر کنید (تا هر ساعت به معرفت و ایمان شما افزوده گردد). » (2)
معنای این قبیل روایات این نیست که در بحث خداشناسی وارد نشوید، بلکه بحث در باره خدا و صفات او در حد خود لازم است، اما کسی نباید توقع داشته باشد که به کنه ذات خدا پی ببرد. از این رو تلاش در این راه، چیزی جز حیرت و سرگردانی در پی نخواهد داشت. زیرا برای درک یک حقیقت باید احاطه بر آن یافت. احاطه موجود محدود (انسان) بر ذات نامحدود (خداوند ) محال و ناشدنی است.
پینوشتها:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 66، ص 293.
2. شیخ کلینی، کافی، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 1، ص 93.






