بسمه تعالی
حیوانات همدیگر را تکه پاره میکنند و حیوانی که قربانی میشود حیاتش از او گرفته میشود و قبل از مرگ چه زجرهایی میکشد در حالیکه بدلیل نداشتن عقل هیچکدام را نمیتوان مقصر قلمداد کرد. این مسئله چگونه با عدالت خداوند توجیه میشود؟ آیا روایاتی در این مورد داریم؟
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به این پرسش ابتدا تذکر این امرلازم است که عدالت در مشهورترین معنای خود قرار دادن هر چیز در جای خود است، یعنی هر حقیقتی که باید در جای مناسب خود باشد، اگر در همان جا قرار داده شود، عدالت شکل گرفته، در غیر این صورت ظلم که مقابل عدالت است، تحقق پیدا کرده است.(1) حال باید پرسید خلقت جهان به این شکل که برخی از حیوانات برخی دیگر را از بین می برند از مصادیق عدالت و حکمت است یا خیر؟
در بسیاری از امور که انسان در ابتدا آن را بد دانسته، با تحلیل عقلی نه تنها وجود آن در مجموع امری مطلوب بلکه لازمه چرخه حیات طبیعی است حال باید پرسید خلق حیواناتی ضعیف در کنار حیواناتی درنده و قوی و درنده،چه دلیلی داشته و چگونه با حکمت خداوند قابل توجیه است؟ برای پاسخ به این سوال به چند نکته توجه فرمائید:
1- چرخه حیات طبیعی به گونه ای ساماندهی شده است که تعادل در کره زمین برقرار شده و گروهی بواسطه علتهای مختلف از بین بروند مثلاً در مورد انسانها گروهی بواسطه مرض،و عده زیادی بواسطه تصادف، جان خود را از دست می دهند و در نوع عاملی مثل تصادف، كسي قصد جدی برای کشتن نداشته و در مردن فرد تقصری ندارند حال آنکه احدی اصل ماشین و رانندگی را بد نداسته و در جهان امروز جزء ضروریات می داند یا خود در مواردی باعث کشتن حیواناتی مانند گوسفند و...شده و ذبح آنها جزء ضروریات زندگی می داند و در حیوانات نیز به همین شکل است یعنی مرگ آنها دلائل متعددی داشته و فقط عده کمی بواسطه حیوانات دیگر از بین می روند و همان عده کم اصل ضرورت چنین علت را انکار نمی کنند چرا که خود نسبت به حیوانات ضعیف تر به آن نیازمندند.
2- هیچگاه نمی توان صفات و روحیات انسانی را با حیوانات مقایسه کرد به عبارت دیگر گرچه حیوانات ضعیف تر بواسطه حیوانات قوی تر،شکار می شوند. اما نمی توان این نوع کشته شدن و مرگ را برای آنان نوعی پایان تلخ و وحشتناک دانست چه بسا این مرگ برای انان از حیات منجر به پیری و مرگ در بیماری و گرسنگی به ماتب بهتر باشد.
وقتی حیوانی به شکار خود حمله می برد گرچه او به حکم غریزه از خود دفاع کرده و فرار می کنند، اما نمی توان آن را حمل بر فرار از یک پایان وحشتناک و وحشیانه و یا فرار از درد و ناراحتی جدایی از این دنیا دانست.
بنابراین هیچگاه نباید روحیه و ویژگیهای انسانی را با حیوان مقایسه کرده و در نتیجه برای آنها در مقابل این اعمال،زجر و... تصور کرد اما در عين حال بر فرض به طور قطع و یقین ثابت شود که حیوان به هنگام کشته شدن مانند انسان زجر می کشد، اما با رحمت خدا منافات ندارد؛ زیرا اساس شرايع دين و زير بناى آن، حكمت و مصالح حقيقى است، نه عواطف وهمى، ...نظام تكوين و قانون خلقت كه حكومتى على الاطلاق و به پهناى همه عالم دارد، تنها حاكمى است كه حكم تغذى را معين كرده، موجودى را محكوم به خوردن گياه، و موجودى ديگر را محكوم به خوردن گوشت، يكى ديگر را به خوردن دانه، چهارمى را به خوردن خون كرده، آن گاه اجزاى وجود را به تبعيت از حكمش هدايت نموده است.(2)
بر اين اساس گرچه خداوند می توانست این عالم را به گونه ای دیگر خلق کند و راهکار تغذیه موجودات را به شکل دیگری رقم بزند، اما در عین حال آن ساختار به یقین بهترین و کاملترین ساختار نبود و به نتایج کنونی نظام خلقت و نیکوترین نظام بودن منتهی نمی گشت؛ بماند که اصولا با دقت و تامل روشن می شود که تغییر ساختار تغذیه همه موجودات به شکل دیگر از امکانات موجود در زمین هم معقول به نظر نمی رسد، یعنی همه موجودات زنده بخواهند از جمادات تغذیه کنند نه حیوانات و نه نباتات که به نوعی روح نباتی دارند.
پی نوشت ها:
1. سيد محسن خرازى، بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية ، مؤسسة النشر الإسلامي، قم 1417 ق، ج 1، ص 97
2. ر.ك سيد محمد باقر، موسوى همدانى،ترجمه،تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم 1374 ش، ج 5 ، ص 296.






