به نام خدا سلام بنده یک برگه در فیسبوک ایجاد کردم به این آدرس : https://www.facebook.com/pages/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8...
و به این نام : به نام خدا بنده با هر نوع اعدام مخالف هستم وای بر اعدام کننده No Execution
عکسهایی از اعدام مثلا زناکاران به یک زن گذاشتم که واضح اعدام چند مرد و نشان میدهد و عکسی از حضرت امام نواب صفوی و عکسی از اعدام شیخ فضل الله لیکن چون نود و نه درصد دوستان بنده در محیط فیسبوک مذهبی هستند همه بنده را با نام منافق صدا زدند بعد از زدن این برگه این در حالی است که بنده سابقه مبارزاتی بدون منت و توقع در آن محیط دارم بر علیه مخالفین و منافقین ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که شخصا به خودم مربوط است ! ایشان بعذا با بنده مخالفت کردند به همین دلیل به شما زحمت دادم و بخش متخصصین قرآن شناسی را انتخاب میکنم و استفاده از این سوال و جواب در محصولات مرکز بدون درج نام بنده صد در صد جایز است متشکرم.
سوال اصلی بنده در اینجا است , که متاسفانه در همه جای جنگ نرم یعنی محیط وب نت , مسلمانان از دین خارج شده و غیر مسلمانان با دیدن صحنه های اعدام و فیلم هایی از اعدام و سوء استفاده از تصاویر قدیمی و بعذا ساختگی سنگسار و... دین زده میشوند بطور مثال از شما خواهشمند هستم اول حقیقت کلام بنده را به خویش اثبات کنید با تشریف بردن در سایت یوتوب : http://www.youtube.com بگذریم که متاسفانه این سایت فیلتر است همانند فیسبوک بزرگترین مرجع شبکه اجتماعی مجازی دنیا و مذهبی یون بعذا دسترسی ندارند برای دفاع از خود , و همانند بلاگرهای گوگل و ورد پرس که با فیلتر کردن آنها فضاهایی حرفه ای و گسترده را برای فعالیت دشمنان خدا گذاشتیم بگذریم , سایت یوتوب فیلتر است لطفا تشریف ببرید و در سرچر آن کلمه اعدام را سرچ کنید و توجه کنید چقدر تصاویر به صورت فیلم ظاهر میشود و چند تا از آنها را مشاهده کنید و به نظرات داده شده توجه کنید , متاسفانه به زبانهای مختلف این افراد از جای جای دنیا با دیدن تصاویر اعدام به خداوند فحاشی میکنند به دین اسلام بدترین فحش ها را میدهند با زبانهای مختلف مخصوصا انگلیسی بنده اصلا نمیخواهم نظر خویش را تحمیل کنم , اصلا بنده نمیخواهم آن چیزی که خود میخواهم از زبان شما بفهمم و اینکه این مرکز هم به هیچوقت مورد این قضیه نمیشود , نظر شما را در ساختن این برگه که در بالا لینک دادم توسط خودم را میخواهم که آیا بنده به فعالیت برگه ساخته شده ام ادامه بدهم ؟
نکته : بنده بخاطر دوست داشتن شدید حیوانات و دلایل دیگر که مهم ترین اش دوست داشتن حیوانات بوده گیاهخوار شدم چند سالی است , و به همین دلیل حس انسان دوستی شدیدی دارم بخاطر همین اعدام را دردناک میدانم و میگویم هر انسانی با فشار دادن کمی گلوی خود و حبس شدن نفس کمی تجربه کند , خلاصه بنده میگویم جوان های بسیاری از نداشتن حتی یک کلیه میمیرند نداشتن قلب ریه و... آیا نمیشود قبل از اعدام یکی از کلیه های فرد اعدامی را با رضایت خود برداشت و جان یک انسان را نجات داد ؟ اگر روش اعدام هم فرق کند با اعضای بدن اعدامی ها جان هزاران نفر را میشود نجات داد این حداقل ترین پیشنهاد بنده است , و دیگر میگویم آیا نمیشود این افراد را به جای اعدام زنده نگاه داشت و تربیت کرد تا هم بیشتر عذاب بکشند و مورد فایده بشوند زیرا بعذا خودشان هم میخواهند زودتر اعدام و راحت بشوند , لپ کلام رو گفتم هر چند خیلی بیشتر در این باره حرف دارم . نظر قرآن کریم را میخواهم زیرا با این اعدام ها همه دین زده شدند آتو دادیم دست دشمنان و هر روز دندان غریبه ها را تیز میکنیم و... متشکرم.
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دین اسلام دین رافت و رحمت است. لذا خداوند به پیامبر خطاب می کند: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ » "ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم"(1) و مجموعه احکام و قوانین اسلام بر مبنای الفت و رحمت جعل شده است. حتی در جنگ هایی که پیش می آمد پیامبر یا امیر المومنین به سربازان خود می فرمودند، شما با اینکه بر حق هستید شروع به جنگ نکنید.
ولى نکته مهم آن است که اسلام در برخورد با حقوق انسان ها و مسئله حق الناس بسیار سخت گیر است تا حقی از کسی زایل نشود و برای استیفای حق انسان ها و نفی خشونت و خونریزی احکام سختی وضع کرده است که از جمله آنها مسئله قصاص است.
در ضمن گاهی حق یک فرد انسان در میان است و گاهی حق اجتماعی، یا حق بسیاری از انسان ها. بنابراین احكام اسلام را بايستى با توجه به مجموعه نظام قوانين جامعه اسلامى مورد بررسى قرار داد؛ زیرا برخی از احکام بنا بر مصالحی احکام سخت و غلیظ جعل شده است مانند مسئله قصاص، یا توطئه بر علیه یک کشور اسلامی یا یک ملت. زیرا هر جامعه مترقى براى مصونيت خود و افراد جامعه و امنيت كامل و حفظ مصالح و منافع طرفدارانش قوانين سختى را به اجرا درمى آورد كه براى اكثريت سودمند است ولى براى افراد خطا کار وجانی نه تنها سودمند نيست. بلكه بسا باعث محدوديت آنان نيز خواهد شد و در اينجاست كه باید مصلحت اجتماعی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا عموم انسان ها در آن شریک اند.
حال اسلام براى حفظ نظام خود و براى سلامت افكار جامعه و امنيت و پرهيز از انواع آفت ها كه هر روز ممكن است موجب ايجاد تزلزل در روحيه ها شود یا گناه و فسادی که بسیار زشت است و جامعه را دچار ناهنجاری های زیاد کند قانون سختى وضع مي كند. بنابراین در دین اسلام که سراسر دین محبت و صلح و رحمت است در برخی موارد حکم قتل وضع شده، مانند قصاص یا حرکت مسلحانه یا توطئه بر ضد نظام اسلامی و... و این نه تنها عیبی نیست و مغایر با رحمت، بلکه در مواردی لازم و ضروری است؛ زیرا رحمت بر اکثریت توده انسان ها و عموم مردم چنین اقتضا می کند، همان گونه که برای سلامت یک جسم و زنده ماندن انسان ها، گاهی لازم است که عضو فاسد و چرکین بدن مانند پا قطع شود تا کل بدن سالم بماند.
بنابراين حكم اعدام در برخي موارد كه به مصلحت عموم انسان ها باشد و خدا حاكم آن باشد، نه تنها با حس انسان دوستي منافاتي ندارد كه اگر دقت كنيم در همان جهت نيز مي باشد. وقتي گرگي در ميان گوسفندان افتاده است و به دام انداختن آن ممكن نباشد و يا اگر هم ممكن باشد فايده اي نداشته باشد، رها كردن او نكشتن او رحم بر گرگ است و ظلم بر گوسفندان.
ترحم بر پلنگ تيز دندان ستمكاري بود بر گوسفندان
بنابراين به جاي تكيه بر احساسات در اين گونه مسائل بايد مصالح عامه را در نظر گرفت و عقل را ملاك عمل قرار داد كه آيا صلاح و مصلحت جامعه در چيست؟ و اين حاصل نمي شود مگر با تكيه بر احكام انسان ساز دين اسلام كه آخرين دين الهي و كامل ترين آنها مي باشد و سعادت جامعه در گرو عمل كامل به آن است.(2)
در رابطه با اهداي اعضاي شخصي كه محكوم به اعدام است، اگر اعدام براي قصاص باشد، اولياي دم مي توانند اجازه بدهند كه قصاص شخص به گونه اي باشد كه بتوان بعد از مرگ او از اعضاي او براي پيوند اعضا استفاده كرد و در مواردي غير از اين كه به اجازه اولياي دم نياز نيست، حاكم شرع خود مي تواند گونه اعدام را تعيين كند تا اين مقصود حاصل شود. (3)
پي نوشت :
1. انبياء (21)، آيه 107.
2. براي مطالعه بيشتر ر.ك: تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 1، ص 606ـ610، دارالكتب الاسلاميه / تفسير الميزان، علامه طباطبايي;، ترجمه آيت الله مكارم شيرازي، ج 1، ص 621ـ627، نشر بنياد علمي و فكري علامه طباطبايي.
3. ر.ك : امام خمینی، تحریر الوسیله، قم ، موسسه مطبوعات دارالعلم، بيتا، ج2، کتاب القصاص، القول فی کیفیت الاستیفاء، ص 535.






