سلام . خسته نباشید. در آیه ی 30 سوره ی بقره منظور از اسرار خلقت بشر چیست؟و در آیه ی بعدی منظور از اسماء چیست؟و در آیه ی 65 منظور خداوند از نگه نداشتن حرمت روز شنبه چیست؟خیلی ممنونم.

پرسش: پرسش قرآنی
شرح : سلام . خسته نباشید. در آیه ی 30 سوره ی بقره منظور از اسرار خلقت بشر چیست؟و در آیه ی بعدی منظور از اسماء چیست؟
پاسخ:

در آيات گذشته خداوند متعال فرموده كه همه مواهب زمين را براى انسان آفريده است و در اين آيات رسما مسئله رهبرى و خلافت انسان را تشريح مى‏كند، و موقعيت معنوى او را كه شايسته اين همه مواهب است روشن مى‏سازد.
فرشتگان آن چنان كه از سخنانشان پيدا است پى برده بودند كه اين انسان فردى سر براه نيست، فساد مى‏كند، خون مى‏ريزد، خرابى به بار مى‏آورد. لذا فرشتگان به عنوان سؤال براى درك حقيقت و نه به عنوان اعتراض« عرض كردند. آيا در زمين كسى را قرار مى‏دهى كه فساد كند و خونها بريزد؟!» «قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ»(1) در حالى كه ما تو را عبادت مى‏كنيم تسبيح و حمدت بجا مى‏آوريم و تو را از آنچه شايسته ذات پاكت نيست پاك مى‏شمريم«وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ»(2)
ولى خداوند در اينجا پاسخ سربسته به آنها داد و فرمود «من چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد» «قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»(3)
خداوند متعال با اين پاسخ سخن فرشتگان را انكار نفرمود، بلكه اشاره كرد كه در كنار اين واقعيت، واقعيت هاى مهم ترى در باره انسان و مقام او وجود دارد كه فرشتگان از آن آگاه نيستند! آنها فكر مى‏كردند اگر هدف، عبوديت و بندگى است كه ما مصداق كامل آن هستيم، همواره غرق در عبادتيم و از همه كس سزاوارتر به خلافت! بى‏خبر از اين كه عبادت آنها با توجه به اين كه شهوت و غضب و خواستهاى گوناگون در وجودشان راه ندارد با عبادت و بندگى اين انسان كه اميال و شهوات او را احاطه كرده و شيطان از هر سو او را وسوسه مى‏كند تفاوت فراوانى دارد، اطاعت و فرمان بردارى اين موجود طوفان زده كجا، و عبادت آن ساحل‏نشينان آرام و سبكبار كجا؟! آنها چه مى‏دانستند كه از نسل اين آدم پيامبرانى همچون محمد و ابراهيم و نوح و موسى و عيسى و امامانى همچون ائمه اهل بيت (عليهم السلام) و بندگان صالح و شهيدان جانباز و مردان و زنانى كه همه هستى خود را عاشقانه در راه خدا مى‏دهند قدم به عرصه وجود خواهند گذاشت، افرادى كه گاه فقط يك ساعت تفكر آنها برابر با سالها عبادت فرشتگان است.
با اين حال براى اينكه حقايق به صورت تفصيلي بر فرشتگان روشن شود خداوند اقدام به آزمايش آنها نمود، تا خودشان اعتراف كنند كه ميان آنها و آدم« تفاوت از زمين تا آسمان است»!
حضرت آدم به لطف پروردگار داراى استعداد فوق العاده‏اى براى درك حقايق هستى بود. خداوند اين استعداد او را به فعليت رسانيد و به گفته قرآن «به آدم همه اسماء را تعليم داد» «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»(4)
گر چه مفسران در تفسير« علم اسماء» بيانات گوناگونى دارند، ولى مسلم است كه منظور تعليم كلمات و نام‏هاى بدون معنا به آدم نبوده، چرا كه اين افتخارى محسوب نمي شده، بلكه منظور دادن معانى اين اسماء و مفاهيم و مسماهاى آنها بوده است. همچنين بايد توجه داشت كه اين تعليم، تعليم عرفي نبوده، بلكه مراد تعليم تكويني است. يعنى خدا اين آگاهى را در نهاد و سرشت آدم قرار داده بود و در مدت كوتاهى آن را بارور ساخت.
اطلاق كلمه« تعليم» در قرآن به «تعليم تكوينى» در جاى ديگر نيز آمده است، در سوره الرحمن آيه 4 مى‏خوانيم:« عَلَّمَهُ الْبَيان» «خداوند بيان را به انسان آموخت،» روشن است كه اين تعليم را خداوند در مكتب آفرينش به انسان داده و معناى آن همان استعداد و ويژگى فطرى است كه در نهاد انسانها قرار داده تا بتوانند سخن بگويند.(5)
در روايات نيز كم و بيش به حقیقت این اسماء اشاره شده است، مثلا در برخى روايات آمده است كه اسمايى كه به آدم آموخته شد، أسماء تمام موجودات بود.
در حديثى داريم كه از امام صادق (ع) پيرامون اين آيه سؤال كردند، فرمود: « الْأَرَضِينَ وَ الْجِبَالَ وَ الشِّعَابَ وَ الْأَوْدِيَةَ ثُمَّ نَظَرَ إِلَى بِسَاطٍ تَحْتَهُ فَقَالَ وَ هَذَا الْبِسَاطُ مِمَّا عَلَّمَه‏» (6)
فرمود: منظور زمينها، كوه‏ها، دره‏ها و بستر رودخانه‏ها (و خلاصه تمامى موجودات) مى‏باشد، سپس امام (ع) به فرشى كه زير پايش گسترده بود نظرى افكند فرمود حتى اين فرش هم از امورى بوده كه خدا به آدم تعليم داد.
در برخى ديگر از روايات آمده است (7) كه اسماء أنبياء و پيامبر اسلام و ائمه معصومين (ع) يعني همان حجت هاي خود بر زمين بوده و ضمير«عرضهم‏» هم به ايشان (ع) باز مى‏گردد كه فرشتگان يارايى معرفت‏ به آنها را نداشتند و اهميت آنها را نمى‏توانستند درك كنند و آدم بود كه چنين لياقتى داشت و امتياز آدم به همين بود كه مى‏توانست‏به مقام نورانيت معصومان (ع) معرفت پيدا كند.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه30.
2. همان.
3. همان.
4. همان، آيه 31.
5. آيت الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1374ش، ج‏1، ص 171.
6. عياشى، محمد بن مسعود، كتاب التفسير، تهران، چاپخانه علميه، 1380ق، ج‏1، ص 32.
7. ر.ك: بحراني، سيد هاشم، البرهان في تفسير القرآن، تهران، بنياد بعثت، 1416ق ، ج‏1، ص 164.

پرسش: و در آیه ی 65 منظور خداوند از نگه نداشتن حرمت روز شنبه چیست؟خیلی ممنونم.
پاسخ:
@@
آيه مذکور به «اصحاب سبت» اشاره دارد. واژه «سبت» در اصل به معناي استراحت بعد از كار و فعاليت است (1) و چون بني اسرائيل و يهوديان روز شنبه از تمامى اعمال خود دست كشيده و به استراحت مي پرداختند و تعطيل بودند لذا به روز شنبه يوم السبت گفته مي شود.
در توضيح مطلب مذكور بايد بگوييم كه چنانكه از برخي از آيات قرآن مانند آيه 163 تا 166 سوره أعراف و روايات اسلامى برداشت مي شود أصحاب سبت جمعى از بنى اسرائيل بودند كه در ساحل يكى از درياها (ظاهرا درياى احمر بوده كه در كنار سرزمين فلسطين قرار دارد) در بندرى به نام «ايله» (كه امروز بنام بندر ايلات معروف مى‏باشد)زندگى مى‏كردند و از طرف خداوند به عنوان آزمايش و امتحان به آنها دستور داده شده بود كه در روز شنبه به كار صيادي نپردازند.
هنگامى كه اين جمعيت از بنى اسرائيل در برابر اين آزمايش بزرگ كه با زندگى آنان كاملا آميخته بود قرار گرفتند، به سه گروه تقسيم شدند:
« گروه اول» كه اكثريت را تشكيل مى‏دادند، به مخالفت با اين فرمان الهى برخاستند.
«گروه دوم» كه اقليت كوچكى بودند، در برابر گروه اول به وظيفه امر به معروف و نهى از منكر قيام كردند.
« گروه سوم»، ساكتان و بى‏طرفان بودند، كه نه همگامى با گناهكاران داشتند و نه وظيفه نهى از منكر را انجام مى‏دادند.
از بعضى از روايات چنين استفاده مى‏شود كه متخلفان آنها، دست به حيله به اصطلاح شرعى زدند، در كنار دريا حوضچه‏هايى ترتيب دادند و راه آن را به دريا گشودند، روزهاى شنبه راه حوضچه‏ها را باز مى‏كردند، و ماهيان‏ فراوان همراه آب وارد آنها مى‏شدند، اما به هنگام غروب كه مى‏خواستند به دريا بازگردند راهشان را محكم مى‏بستند، سپس روز يكشنبه شروع به صيد آنها مى‏كردند و مى‏گفتند خداوند به ما دستور داده است شنبه صيد ماهى نكنيد، ما هم صيد نكرده‏ايم بلكه تنها آنها را در حوضچه‏ها محاصره نموده‏ايم!
و بعضى از مفسران گفته‏اند آنها روز شنبه قلابها را به دريا مى‏افكندند، سپس روز بعد آن را از دريا بيرون مى‏كشيدند و به اين وسيله صيد ماهى مى‏نمودند.
خداوند متعال بعد از اينكه در آيات 163 ‌سوره اعراف داستان آنها را مطرح مي كند در آيات بعد مي فرمايد:« فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُون» (2) «امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم»(3)
ممكن است كسي بپرسد چرا به خاطر مساله اي ساده اي مانند صيد ماهي اينگونه عذاب شدند ؟ در جواب مي گوييم كه هدف اينها تنها صيد ماهي نبود اينها مي خواستند با اين بهانه احكام الهي را تغيير بدهند
جريان از اين قرار بود كه طبق بعضى از روايات، موسى (ع )بنى اسرائيل را دعوت به احترام و تعطيل روز جمعه كرد كه آئين ابراهيم بود، اما آنها به بهانه‏اى از آن سر باز زدند و روز شنبه را ترجيح دادند، خداوند روز شنبه‏را براى آنها قرار داد، اما توام با شدت عمل و محدوديتها، بنا بر اين به تعطيلى روز شنبه نبايد استناد كنيد، چرا كه جنبه فوق العاده و مجازات داشته است، و بهترين دليل بر اين مساله اين است كه يهود حتى در اين روز انتخابى خود نيز اختلاف كردند، گروهى آن را ارج نهادند و احترام نمودند و گروهى نيز احترام آن را شكستند، و به كسب و كار پرداختند و به مجازات الهى گرفتار شدند.(4)
1. علامه مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،1402 ق، ج‌5، ص 17‌
2. أعراف(7) آیه 165
3. آيت الله مكارم شيرازى ، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1374ش، ج‏6، ص 418
4.همان ج 11 ص 452