با سلام
جکونه است بین مراجع اینقدر اختلاف نظر هست؟
نکویید که اختلاق نیست جون ما به عینه میبینم و این اختلافات کم هم نیست و اکر هم بکویید تو برو دنبال حرف مرجع خودت من این حرف رو قبول نمیکنم جون در معصیت خالق طاعتی از برای مخلوق نیست بالاخره یک نفرشان اشتباه میکند.لطفا جواب سوال مرا با ایه و حدیث باسخ دهید در غیر اینصورت باسخ شما نزد بنده منتفی است
و در اخر:لطفا در جواب باسخ من به خطبه 18 نهج البلاغه توجه شود با تشکر
منتظر جوابم
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قبل از بررسی علت ها و ریشه های اختلاف فتوای مجتهدان با یکدیگر، ذکر چند نکته ضروری است:
معمولا؛ به طور طبیعی؛ در مسائل نظری هر رشته ای، متخصصان و دانشمندان آن رشته، در یک سری از مسایل با یکدیگر اختلاف نظر دارند و از آن جمله، اجتهاد در احکام دین است. حتی در امور پزشکی نیز گاهی بین دو متخصص اختلاف نظر پیدا می شود یکی جراحی را تجویز می کند یکی دارو .واختلاف دیدگاه همیشه بوده و خواهد بود .
مراجع تقلید در کلیات مسائل دینی، با یکدیگر اختلافی ندارند. مسائل دینی را به سه دسته می توان تقسیم کرد:
1- ضروریات دین که تمامی مسلمانان آنها را جزء دین اسلام می دانند. مانند وجوب روزه و... .
2- مسائل مشهور یعنی مسائلی که اکثر قریب به اتفاق مجتهدان بر آن اتفاق نظر دارند و تنها تعداد اندکی در آن مسائل، مخالف هستند (مانند صحیح نبودن وضو با آب مضاف). این گونه مسایل به اندازه ای در میان مراجع تقلید، مشهور است که مخالفت برخی موجب اختلاف نمی شود.
باید توجه داشت که قسمت عمده احکام اسلام و مسایل دینی در یکی از این دو بخش قرار دارد و به همین دلیل، تفاوت رساله های عملیه و اختلاف فتوای مجتهدین در مسائل اساسی و کلی بسیار ناچیز است.
3- مسائل جزئی یعنی مسایلی که به جزئیات احکام مربوط می شود. در این گونه مسائل، گاهی بین مجتهدان، اختلاف نظر وجود دارد.
علل و ریشه های این اختلاف فتاوا بر چند گونه است:
الف:اختلاف در راویان احکام
نقل احادیث و روایات معصومین(ع)، با واسطه راویان احادیث صورت می گرفت و از طرف دیگر برخی از این واسطه ها، ضعیف و حتی جعل کننده حدیث بوده اند. یکی از وظایف مجتهد، آن است که به بررسی ضعف و قوت راویان بپردازد و راویان ضعیف را از راویان مورد اعتماد تمییز دهد که این کار نیازمند آگاهی از علم رجال و نیز علم حدیث و درایه است. طبیعی است که گاهی ممکن است به نظر مجتهدی، یک راوی مورد اعتماد باشد اما مجتهد دیگر به دلایل خاص خود او را مورد اعتماد نداند که نتیجه اش آن است که حدیثی نزد یک مجتهد معتبر و نزد دیگری غیر معتبر باشد و در نتیجه موجب اختلاف فتوا شود.
ب:اختلاف در معانی و مفاهیم احکام
گاهی بعضی از آیات و روایات، از نظر کلمات، جملات و ترکیبات به گونه ای است که در معانی آنها، احتمالات مختلفی داده می شود و لذا در معانی و مفاهیم احکام، بین مجتهدان، اختلاف نظر و در نتیجه اختلاف فتوا به وجود می آید. مثلا در مورد تیمم در قرآن آمده است که: "اگر به آب دسترسی نداشتید، بر "صعید پاکیزه" تیمم کنید." حال در مورد معنای "صعید"، اختلاف است که آیا مراد فقط خاک است یا تمام چیزهایی که پوسته ظاهری زمین را تشکیل می دهد.
ج:اختلاف در مصادیق و موضوعات احکام
گاهی مجتهدان در خود حکم شرعی اتفاق نظر دارند اما در مصداق و موضوع حکم، اختلاف پیدا می کنند. مثلا اگر بر بدن لباس نمازگزار خونی کمتر از "درهم" باشد، نماز صحیح است. در زمانی که این حکم از معصوم(ع) صادر شده، "درهم" در میان مردم معمول بوده است و همه اندازه آنرا می دانستند اما در زمان بعد، به جهت عدم آگاهی از اندازه درهم آنروز، اختلاف نظرهایی به وجود آمده است.
د:اختلاف در بعضی از مسائل علم اصول
چنانکه می دانید یکی از علوم مورد نیاز برای اجتهاد، علم اصول است. علم اصول، علمی است مبتنی بر عقل و نقل و طبیعی است که در برخی از این مسائل، میان مجتهدان اتفاق وجود ندارد. مثلا مجتهدی بنا به دلیلی که به نظر وی، قاطع است در حکمی برائت جاری می کند و مجتهد دیگری به دلیل دیگری آن را محل اجرای احتیاط می داند.
آنچه گفته شد بعضی از ریشه های اختلاف فتاوا بود که به طور خلاصه به آنها اشاره شد.
نکته ی که در پایان لازم است بیان کنیم اینست که همه افرادی که بر طبق فتوای مرجع خود عمل می کنند، به وظیفه خود عمل کرده اند و نزد خداوند مأجور خواند(1) بود. و اگر برفرض مجتهد اشتباه کرده باشد .انسان مرتکب گناه نشده، چون ما از حقیقت وواقع امر اگاهی نداریم ومامور به ظاهر هستیم. شما اگر از مغازه ای جنسی خرید نمائید و در واقع ان جنس دزدی باشد چون آگاهی ندارید، هیچ مسولیتی ندارید .وگناهی مرتکب نشده اید.
حتی پیامبر (ص) و ائمه، موظف بودند که در امور جاری و برخورد با افراد، به صورت متعارف و معمول وطبق ظاهررفتار کنند. آنان حق نداشتند از علم غیب خود، در اداره جامعه و عزل و نصب افراد و قضاوت درباره دیگران، و طرد و نفی آنان استفاده کنند،(البته در بیان احکام آنان حکم واقعی را بیان می کردند) پیامبر به خالد بن ولید، مسئولیتی واگذار می کند و سپاهی را در اختیارش قرار می دهد، که به سوی (بنی جذیمه ) برود . پیامبر او را برای جنگ نفرستاد، ولی خالد آنان را مورد حمله قرار داد. کسانی از ایشان را به قتل رساند که چون خبر به پیامبر رسید ،حضرت بسیار ناراحت شد و دست ها به آسمان برداشت و گفت: خدایا: از آنچه (خالد) کرده است، نزد تو بیزاری می جویم
سپس پیامبر (ص) علی (ع) را با اموالی به سوی طایفه (بنی حذیمه) فرستاد. به او دستور داد که دیه کشتگان آنان را پرداخت نماید. غرامت هر خسارتی که به آنان وارد شده جبران کند . علی (ع) ماموریت خود را به صورت کامل انجام داد. حتی مقدار مالی که زیاد آمده بود، نیز به عنوان احتیاط و برای خشنودی رسول خدا به آنان پرداخت کرد. بعد از مراجعت گزارش کار خود را به رسول خدا داد، پیامبر فرمود: آفرین،خوب کار کرده ای ، سپس پیامبر به پا خواست و رو به قبله دست ها را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا، از کار ( خالد بن ولید) نزد تو بیزاری می جویم.(2)
این مسئله در بسیاری از وقایع صدر اسلام بارها تکرار شد، مانند داستان شکست در جنگ احد، وجود منافقینی که تا وقتی دشمنی را اظهار نمی کردند، پیامبر با آن ها برخورد نمی کرد.
بنابراین پیامبر طبق ظاهر مردم با آن ها رفتار می کرد. نمی توانست طبق باطن مردم قضاوت نماید، یا طبق آنچه در آینده از آن ها سر می زد. او از طرف خدا مأمور بود که بر همین روش عمل نماید. وقتی پیامبر(ص)در بعضی امور چنین عمل می کند مراجع و ما هم طبق ظاهر عمل می کنیم نه واقع امر .
پی نوشت :
1 . برگرفته از :http://www.hawzah.net/FA/questionview.html?QuestionID=11646
2 . ارشاد مفید، ترجمه رسولي محلاتي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، ج1، ص 125-126.






