چرا خداوند فرشته ها را برای انجام کارها مامور می کند؟مثلا چرا می گویند فرشته ای دعا ها را بالا می برد فرشته ای از کودک محافظت می کند فرشته ای این کار را می کند و ... خدا که خودش می تواند این کارها را بکند پس چرا فرشته ها؟!!مثلا چرا خدا خودش با پیامبر حرف نمی زند و جبرئیل را می فرستد

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

به یقین‌ خداوند نه به وجود فرشتگان و نه به وجود هیچ موجود دیگر نیاز ندارد، اما لازمة خلقت خداوند آن است که یک نظام هماهنگ و یکپارچه به وجود آید تا هر موجودی که قابلیت دریافت وجود و هستی از خداوند را دارد، پای به عرصة گیتی بگذارد و سپس به کمال وجودی خود برسد و یا در به کمال رسیدن دیگر موجودات ایفای نقش کند و فرشتگان نیز از جمله آن موجودات‌اند.
قرآن کریم از فرشتگان به «بندگان با کرامت و فرمانبردار» یاد کرده :
« بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ * لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون(1) آنها [فرشتگان‏] بندگان شايسته اويند. * هرگز در سخن بر او پيشى نمى‏گيرند و (پيوسته) به فرمان او عمل مى‏كنند».
بر اساس این آیه فرشتگان، بندگان، فرمانبردار خداوندند. اما روشن است که بی نیازی خداوند مطلق است و خداوند هیچ‌گاه به موجودات فرمانبردار نیز نیازی ندارد. اما باید توجه داشت که وجود سلسله مراتب، نشانه نظام‌ مندی و روشمندی هندسه آفرینش است. وجود وسایط فیض هم وسایط را دارای کمال و فیض می‌سازد و هم موجودات فروتر را در مسیر رشد و کمال قرار می‌دهد . نیز زیبایی نظام آفرینش و بارور شدن استعدادها و قابلیت موجودات در سیکل گردشی موجودات به نمایش در می‌آید.
اگر چه خداوند به طور مستقیم می‌تواند درخت خشکیده ای را سرسبز کند، چنان که گاهی پیامبران و امامان(ع) به اذن خدا چنین کاری را می‌کردند، اما شکل‌گیری نظام و چرخه آفرینش به آن است که آب از طریق ریشه‌ها جذب ساقه درخت شود و به برگ‌ها برسد. برای این منظور نزول باران و هدایت آب‌ها و کار باغبان‌ها معنا و مفهوم پیدا می‌کند . نشاط و فعالیت و گردش کار جهان را فرا می‌گیرد. اما در غیر این صورت سستی و رکود و جدایی میان موجودات حاکم می‌شد.
خداوند (که حکیم و احسن الخالقین است) نظام جهان را بر بنیانی محکم و زیبا استوار کرده است « الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَه(2) او همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد». لازمه چنین نظامی سلسله مراتب می‌باشد که از عالم غیب و ذات خداوندی یا همان عالم لاهوت سرچشمه می‌گیرد . به عالم جبروت و ملکوت و عالم ملک یا ناسوت می‌رسد و در همین رابطه جایگاه وجود فرشتگان در نظام آفرینش تعریف می‌شود.
همه آنچه به عنوان کارهای فرشتگان برای ما تعریف شده ، نوعی ساختار کامل ارتباط موجودات با یکدیگر و نظام مندی در هستی است که در اوج و قله خویش به قدرت و اراده و علم خداوند منتهی می گردد. این بالاترین جلوه از شکوهمندی نظام آفرینش است . چه این امر در انتقال عنایات مادی و طبیعی الهی به موجوات پایین تر و عالم ماده باشد و چه در اموری نظیر حفاظت و هدایت و مراقبت یا ثبت اعمال و یا انتقال معارف وحیانی به برگزیدگان الهی .
خداوند در عین بی نیازی ، سنت ها و قوانینی را در عالم مقرر نموده . یکی از سنت های الهی آن است که نظام عالم را طبق اسباب و علل مقرر نموده، فرشتگان جزئی از مجموعه اسباب و علل هستند ، همان گونه که تأثیر علت ها در عالم طبیعت ، جزئی از نظام اسباب و عللی است که خداوند مقرر نموده است، مانند اثر دارو در شفا بخشی . وجود عوامل طبیعی ، موجب نیازمندی خداوند نمی شود ، پس وجود علل غیر طبیعی (ازجمله فرشتگان) نشان نیازمندی خداوند نیست.
در همه این موارد در عین این که خداوند خود می تواند این فیض را منتقل نماید اما به کمک بندگان شایسته خود یعنی فرشتگان این امور را سامان می دهد چنان که در خصوص نزول وحی نیز تنها گاهی از فرشتگان استفاده می نماید و در مواردی خود به طور مستقفیم و بدون واسطه وحی را به پاره ای از پیامبران بزرگ خود منتقل می نمود چنان که در قرآن تصریح فرموده :
« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً (3) و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مى‏فرستد»
در این آیه به روشنی وساطت فرشته وحی تنها یک قسم از سه قسم تکلم خداوند با انبیاء معرفی شده و در این میان مفسران قسم اول را همان وحی مستقیم و بی واسطه خداوند دانسته اند چنان که علامه طباطبایی می نویسد :
« قسم اول از تكلم ، تكلمى است كه خداى تعالى با پيامبر اسلام (ص) و بدون واسطه جبرئيل مى‏كرد كه در آن نه رسول ملكى، يعنى جبرئيل، واسطه بود، و نه هيچ گونه حجابى كه فرض شود. » (4)

پی‌نوشت‌ ها:
1. انبیا (21) آیه 26 و 27.
2.سجده(32) آیه 7.
3. شوری (42) آیه 51
4. علامه طباطبایی ، تفسير الميزان‏ ، ترجمه موسوى همدانى ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏ ، قم‏ 1374 ش ، ج 18 ص 109 .